تبلیغات
مولا110 - كشتیرانی مگس - مثنوی معنوی ،مولانا
كشتیرانی مگس
مگسی بر پرِكاهی نشست كه آن پركاه بر ادرار خری روان بود. مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی میراند و میگفت: من علم دریانوردی و كشتیرانی خوانده ام. در این كار بسیار تفكر كرده ام. ببینید این دریا و این كشتی را و مرا كه چگونه كشتی میرانم. او در ذهن كوچك خود بر سر دریا كشتی میراند آن ادرار، دریای بی ساحل به نظرش میآمد و آن برگ كاه كشتی بزرگ، زیرا آگاهی و بینش او اندك بود. جهان هر كس به اندازه ذهن و بینش اوست. آدمِ مغرور و كج اندیش مانند این مگس است. و ذهنش به اندازه درك ادرار الاغ و برگ كاه.

دفتر اول مثنوی

داستانهای مثنوی به نثر - دکتر محمود فتوحی