ارسال متن از ساحل :  پنجشنبه 2 مهر 94 09:22 http://q-nategh.mihanblog.com

... و اكنون در منایی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای. اسماعیل تو كیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را - هر چه هست و هر كه هست - باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب كنی، من فقط می توانم " نشانی ها "یش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می كند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افكند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا "پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف كنی، آنچه تو را به "فرار" می خواند، آنچه ترا به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می كشاند، و عشق به او، كور و كرت می كند، ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، ترا بازیچه ابلیس می سازد.


در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یك چیز هست كه برای به دست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممكن است یك شخص باشد، یا یك شیء، یا یك حالت، یك وضع، و حتی، یك " نقطه ضعف"! اما اسماعیل ابراهیم، پسرش بود!


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic