شعر ارسالی از ساحل (وبلاک قرآن ناطق) چهارشنبه 15 مهر 94 20:54 http://q-nategh.mihanblog.com

-دعایت می کنم روزی زلال قطره اشکی
بشوید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات جاری شود با مهر

-دعایت می کنم یک شب تو راه خانه خود, گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

-دعایت می کنم روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری ، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
-دعایت می کنم روزی بفهمی
گر چه دوری از خدا ، اما خدایت با تو نزدیک است

-دعایت می کنم روزی دلت بی کینه باشد ، بی حسد
بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی ، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
-دعایت می کنم روزی خودت را گم کنی پیدا شوی در او. دو دست خالیت را پر کنی از حاجت و با او بگویی :
بی تو این معنای بودن سخت بی معناست .


برچسب ها: شعر ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات