تبلیغات
مولا110 - در سلوكم، گفت ،پنهان، عارفی، وارسته‏ ای - علی اکبر دهخدا

در سلوكم گفت پنهان، عارفی وارسته‏ ای 

 نقد سالك نیست، جزتیمار قلب خسته‏ ای

از گلستان جهان گفتم چه باشد بهره گفت

در بهار عمرز ازهار حقیقت دسته ای

از پریشان گوهران آسمان پرسیدمش 

 گفت عقدی از گلوی مهوشان بگسسته‏ ای

گفتم این كیوان ببام چرخ هر شب چیست، گفت 

 دیده بانی بر رصد گاه عمل بنشسته‏ ای

گفتم اندر سینه‏ها، این توده دل، نام چیست؟ 

 گفت ز اسرار نهائی، قسمت برجسته‏ ای

روشنی در كار بینی گفتمش، فرمودنی 

غیر برقی ز اصطكاك فكر دانا جسته ‏ای

در نیازستان هستی، بی‏نیازی هست اگر 

 نیست جز در كنج فكرت، گنج معنی جسته‏ ای

چهره بگشا، كز گشاد و بست عالم بس مرا 

 جبهه‏ای بگشاده‏ای بر ابروی پیوسته ‏ای

دل مكن بد، پاكی دامان عفت را چه باك 

 گر به شنعت ناسزائی گفت، ناشایسته‏ ای 

گوهر غم نیست جز در بحر طوفان زای عشق 

 كیست از ما ای حریفان، دست از جان شسته ‏ای

 
منبع:pichak.iran.sc


برچسب ها: در سلوكم ، گفت ، پنهان ، عارفی ، وارسته‏ ای - علی اکبر دهخدا ،

بهاره
سه شنبه 6 بهمن 1394 09:32 ق.ظ
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
پانیذ
سه شنبه 6 بهمن 1394 08:24 ق.ظ
مگا لینک یکی از بهترین پیج های تبادل لینک در ایران با رتبه بسیار عالی در گوگل از شما برای تبادل لینک دعوت به عمل می آورد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر