تبلیغات
مولا110 - شراب در شعر فارسی
جمعه 9 بهمن 1394

شراب در شعر فارسی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :حافظ ،رهی معیری ،شاه نعمت اله ولی ،عکس ها و تصویر ها ،

در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام است
ناقص نتوان گفت که او رند تمام است
از روز ازل تا به ابد عاشق و مستیم
خود خوشتر از این دولت جاوید کدامست
با ساقی رندان خرابات حریفیم
دائم بود آن ساقی و آن عشق مدام است
بی نام و نشان شو که درین کوی خرابات
بی نام و نشان هر که شود نیک به نام است
می نوش می عشق که پاکست و حلالست
این می نه شرابیست که در شرع حرام است
خوش جام حبابی که پر از آب حیاتست
مائیم چنین همدم و پیوسته به کام است
سلطان جهان بندهٔ سید شده از جان
این بندهٔ آن خواجه که در عشق غلامست (شاه نعمت الله ولی)

می‌نوش که در مذهب ما پاک و حلال است
کاین می نه شرابیست که گویند حرام است(شاه نعمت الله ولی)


با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ
تا خون خــــلق هست ننوشد شراب را.







اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک
از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخور
که بی‌دریغ زند روزگار تیغ هلاک
به خاک پای تو ای سرو نازپرور من
که روز واقعه پا وا مگیرم از سر خاک
چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری
به مذهب همه کفر طریقت است امساک
مهندس فلکی راه دیر شش جهتی
چنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک
فریب دختر رز طرفه می‌زند ره عقل
مباد تا به قیامت خراب طارم تاک
به راه میکده حافظ خوش از جهان رفتی
دعای اهل دلت باد مونس دل پاک




آن عاشق دیوانه کـه این خمار مستـــی را سـاخت
معشــــوق و شـــراب و مــــی پرستـــی را سـاخت

بـــی شـــک قـــــدحــی شــــراب نوشیـــــد و از آن
سـر مـست شــد ایــن جهــان هستــی را سـاخت(عمر خیام)











تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی
که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد
دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن
نه همه تنور سوز دل شهریار دارد


من آن نیم که حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلالست و آب بی تو حرام،(سعدی)
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست
زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال
صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست
شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع
در میان آتش سوزنده جای خواب نیست
مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک
مور را پای رهایی از دل گرداب نیست
خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست
ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم
ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست
آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست
گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست
ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست
گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست
جلوهٔ صبح و شکرخند گل و آوای چنگ
دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست
جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق
موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست(رهی معیری)


حاجت نبود مستی ما را به شراب
یا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب
بی‌ساقی و بی‌شاهد و بی‌مطرب و نی
شوریده و مستیم چو مستان خراب(مولانا)



پیش شرابِ چشمِ تو باده کنار می‌رود             
سَری که گرمِ عشقِ توست به سمتِ دار می‌دود(افشین مقدم )



Image result for ‫شراب‬‎

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش(حافظ)








برچسب ها: شراب ، در ، شعر ، فارسی ،

foot issues
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:38 ق.ظ
I'm not sure the place you're getting your
information, but great topic. I needs to spend a while learning more or working
out more. Thanks for fantastic information I was in search of this information for my mission.
http://kandacehannen.weebly.com
جمعه 13 مرداد 1396 09:25 ب.ظ
Wonderful, what a webpage it is! This web site provides
useful data to us, keep it up.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:57 ب.ظ
Hmm is anyone else experiencing problems with the images on this blog loading?
I'm trying to find out if its a problem on my
end or if it's the blog. Any suggestions would be greatly appreciated.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر