تبلیغات
مولا110 - ز دو دیده، خون، فشانم، ز غمت ،شب جدایی - عراقی
یکشنبه 11 بهمن 1394

ز دو دیده، خون، فشانم، ز غمت ،شب جدایی - عراقی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :شعر ،عراقی ،




ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی
همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانهٔ گدایی
مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟
به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی
سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی
به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟
به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی
در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی


برچسب ها: ز دو دیده ، خون ، فشانم ، ز غمت ، شب جدایی - عراقی ،

How do you get a growth spurt?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:39 ب.ظ
Great web site. A lot of helpful info here. I am sending
it to a few buddies ans additionally sharing in delicious.
And obviously, thanks to your effort!
How can you heal an Achilles tendonitis fast?
چهارشنبه 1 شهریور 1396 03:50 ب.ظ
It's great that you are getting ideas from this article as well as from our dialogue
made at this place.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:14 ق.ظ
I really like what you guys are usually up too. This sort of clever work and exposure!

Keep up the fantastic works guys I've incorporated you guys
to blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر