شعر ارسالی از ساحل جمعه 30 بهمن 94 22:33 http://q-nategh.mihanblog.com

چه سالها که گذشت و بهار منتظر است
بهار ِ زخمی ِ پشت حصار منتظر است

چه سروها که به دست ِ تبر شهید شدند
شقایق ِ دل ِ ما ، داغدار منتظر است

از این لباس سیاه عزا ، دلش پوسید
سحر مگر برسد ، شام ِ تار منتظر است

بهانه گیر شدند و به گریه افتادند
ستاره کشت خودش را ، سه تار منتظر است

چه قدر پنجره باز است رو به سوی امید
چه قدر دلشده ی بیقرار منتظر است

مگر به مقصد ِ خورشید رو بگرداند
در ایستگاه ِ تغزّل ، قطار منتظر است

کویر شد دل عشّاق و آسمان خشکید
بیا که عشق ببارد ، بهار منتظر است

(محمدرضا سلیمی)

* اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب ها: اشعار ، انتخابی ، و ارسالی ، دوستان (29) ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات