تبلیغات
مولا110 - ز عشقت ،سوختم، ای، جان،کجایی، - عطار
یکشنبه 9 اسفند 1394

ز عشقت ،سوختم، ای، جان،کجایی، - عطار

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :عطار ،


ز عشقت سوختم ای جان کجایی

بماندم بی سر و سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی

نه در جان نه برون از جان کجایی

ز پیدایی خود پنهان بماندی

چنین پیدا چنین پنهان کجایی

هزاران درد دارم لیک بی تو

ندارد درد من درمان کجایی

چو تو حیران خود را دست گیری

ز پا افتاده‌ام حیران کجایی

ز بس کز عشق تو در خون بگشتم

نه کفرم ماند و نه ایمان کجایی

بیا تا در غم خویشم ببینی

چو گویی در خم چوگان کجایی

ز شوق آفتاب طلعت تو

شدم چون ذره سرگردان کجایی

شد از طوفان چشمم غرقه کشتی

ندانم تا درین طوفان کجایی

چنان دلتنگ شد عطار بی تو

که شد بر وی جهان زندان کجایی

 



برچسب ها: ز عشقت ، سوختم ، ای ، جان ، کجایی عطار ،

What do you do for Achilles tendonitis?
جمعه 13 مرداد 1396 10:04 ب.ظ
Thank you a bunch for sharing this with all of us you
actually realize what you're talking about! Bookmarked.
Please also visit my website =). We could have a hyperlink alternate agreement
between us
http://plaza.rakuten.co.jp/
جمعه 13 مرداد 1396 12:07 ب.ظ
Just desire to say your article is as astounding.
The clarity in your post is simply cool and i could assume you're an expert on this subject.
Fine with your permission allow me to grab your RSS feed to keep up to date with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the gratifying work.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:22 ب.ظ
This is really attention-grabbing, You're an excessively professional blogger.
I have joined your rss feed and stay up for in quest of extra of your great post.
Also, I've shared your website in my social networks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر