شنبه 25 مهر 1394

تصنیف (ز من نگارم خبر ندارد) - ملک الشعرای بهار

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :ملک الشعرا بهار ،




ز من نگارم خبر ندارد
به حال زارم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد
کجا رود دل که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ که پر ندارد
امان از این عشق فغان از این عشق
که غیر خون جگر ندارد
همه سیاهی همه تباهی
مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر منال دیگر
که آه و زاری اثر ندارد


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ، ز من ، نگارم ، خبر ندارد ،

شنبه 25 مهر 1394

کجایید ای شهیدان خدایی - مولانا

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :مولانا ،



کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک بالان عاشق
پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی‌نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ، کجایید ، ای سبک ، بالان ، عاشق ،

شنبه 25 مهر 1394

شعری از گنجینه الاسرار عمان سامانی(2)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :عمان سامانی ،



باز گوید رسم عاشق این بود 
بلکه این معشوق را آئین بود 
چون دل عشاق را در قید کرد 
خودنمایی کرد و دلها صید کرد 
امتحانشان را زروی سر خوشی 
پیش گیرد شیوه عاشق کشی 
دوست میدارد دل پر دردشان 
اشکهای سرخ و روی زردشان 
چهره و موی غبار آلودشان 
مغز پر آتش دل پر دودشان 
دل پریشانشان کند چون زلف خویش 
زآنکه عاشق را دلی باید پریش 
خم کندشان قامت مانند تیر 
روی چون گلشان کند همچون زریر 
یعنی این قامت کمانی خوشتر است 
رنگ عاشق زعفرانی خوشتر است 
جمعیتشان در پریشانی خوش است 
قوت ، جوع و جامه ، عریانی خوش است 
خود کند ویران ، دهد خود تمشیت 
خود کشدشان باز خود گردد دیت 
تا گریزد هرکه او نالایق است 
درد را منکر ، طرب را شایق است 
تا گریزد هرکه او ناقابل است 
عشق را مکره هوس را مایل است 
وآنکه را ثابت قدم بیند به راه 
از شفقت می‌کند بر وی نگاه 
اندک اندک میکشاند سوی خویش 
میدهد راهش به سوی کوی خویش 
بدهدش ره در شبستان وصال 
بخشد او را هر صفات و هر خصال 
متحد گردند باهم این و آن 
هر دو را مویی نگنجد در میان 
می‌نیارد کس‌به‌وحدت‌شان‌شکی
 عاشق و معشوق می‌گردد یکی


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

شنبه 25 مهر 1394

شعری از گنجینه الاسرار عمان سامانی (1)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :عمان سامانی ،


پرده ای کاندر برابر داشتند
وقت آمد پرده را برداشتند
ساقیی با ساغری چون آفتاب
آمد و عشق اندر آن ساغر شراب
پس ندا داد او نه پنهان بر ملا 
کَالصَّلاای باده خواران اَلصَّلا
همچو این می خوشگوار و صاف نیست
ترک این می گفتن از انصاف نیست
حَبَّذا زین می که هر کس مست اوست
خلقت اشیاء مقام پست اوست
هر که این می خورد جهل از کف بهشت
گام اول پای کوبد در بهشت
جمله ذرات از جا خاستند
ساغر می را ز ساقی خواستند
بار دیگر آمد از ساقی صدا
طالب آن باده را بر زد ندا
ایکه از جان طالب این باده ای 
بهر آشامیدنش آماده ای
گر چه این می را دو صد مستی بود
نیست را سرمایه هستی بود
از خمار آن حذر کن کان خمار
 از سر مستان برون آرد دمار
درد و رنج و غصه را آماده شو
بعد از آن آماده این باده شو
این نه جام عشرت این جام بلاست 
دُرد او دردست و صاف او بلاست
بر هوای او نفس هر کس کشید
یک قدم نا رفته پا را پس کشید
سر کشید اول به دعوی آسمان
کاین سعادت را به خود بردی گمان
ذره ای شد زآن سعادت کامیاب
‍زآن بتابید از ضمیرش آفتاب
جرعه ای هم ریخت زآن ساغر به خاک
زآن سبب شد مدفن تنهای پاک
تر شد آن یک را لب آن یک را گلو
وز گلوی کس نرفت آن می فرو
فرقه ای دیگر به بو قانع شدند
فرقه ای از خوردنش مانع شدند
بود آن می از تغیّر در خروش
در دل ساغر چو می در خُم بجوش
چون موافق با لب همدم نشد
آن همه خوردند و اصلاً کم نشد
باز ساقی بر کشید از دل خروش
گفت ای صافی دلان دُرد نوش
مرد خواهم همتی عالی کند
ساغر ما را زمی خالی کند
انبیاء و اولیا را با نیاز 
شد بساغر ،گردن خواهش دراز
جمله را دل در طلب چون خم به جوش
لیک آن سر خیل مخموران خموش
سر به بالا یکسر از برنا و پیر
لیک آن منظور ساقی سر به زیر
هر یک از جان همتی بگماشتند
جرعه ای از آن قدح بر داشتند
باز بود آن جام عشق  ذوالجلال
همچنان در دست ساقی مال مال
جام بر کف ،منتظر ساقی هنوز
الله الله غیرت آمد غیر سوز


باز ساقی گفت تا چند انتظار؟
ای حریف لاابالی سر برآر
ای قدح پیما درآ، هویی بزن
گوی چوگانت سرم، گویی بزن
چون بموقع ساقیش در خواست کرد
 پیر میخواران ز جا قد راست کرد
زینت افزای بساط نشاتین
 سرور و سر خیل مخموران حسین
گفت آنکس را که می جویی منم
باده خواری را که می گویی منم
شرطهایش را یکایک گوش کرد
ساغر می را تمامی نوش کرد
باز گفت از این شراب خوش گوار
دیگرت گر هست، یک ساغر بیار


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

جمعه 24 مهر 1394

احادیث امام حسین(ع)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :احادیث ،سخنان بزرگان ،مذهبی ،

  

 

حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.(تحف العقول ، ص 247)

حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة

 هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.(کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33)

حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.(بحارالانوار،ج 44،ص383)

حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ

بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است(التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309)

حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69) (بحار الانوار، ج 44، ص 192 )

حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند:أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند(بحارالانوارج81 ص257) (بحارالانوارج90 ص291) 

حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند:اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ

گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است(جامع الاخبار ص97)

حدیث (8) امام حسین علیه السلام فرمودند:مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ

آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(الکافی،ج2،ص373)(الکافی،ج4،ص117)

حدیث (9) امام حسین علیه السلام فرمودند:اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَ قُدرَتِهِ

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.(الدره الباهره، ج 71،ص400)

حدیث (10) امام حسین علیه السلام فرمودند:من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند(نزهه الناظر،ص88)

حدیث (11) امام حسین علیه السلام فرمودند:من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .(بحارالانوار،ج75،ص119)

حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم

چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)

حدیث(13) امام حسین علیه السلام فرمودند:یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر

حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.( بحار الانوار، ج 75، ص120 )

حدیث(14) امام حسین علیه السلام فرمودند:مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة

 همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار است

(بحارالانوار، ج75، ص 122)

حدیث(15) امام حسین علیه السلام فرمودند:  فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی

 به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.(تحف العقول ، ص 245)

حدیث (16) امام حسین علیه السلام فرمودند:إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.

بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند.(کشف ‌الغمّة، ج2، ص30 )

حدیث(17) امام حسین علیه السلام فرمودند:مَن صَامَ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَةِ

هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت نیز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود

(الامالی ، ص 23)

حدیث(18) امام حسین علیه السلام فرمودند:إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ

نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید

(نزهه الناظر،ص 81)

حدیث(19) امام حسین علیه السلام می فرمایند:یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ

خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏ آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏ گیرد(إثباة الهداة ، ج 5 ، ص 196)

حدیث(20) امام حسین علیه السلام می فرمایند:أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ

من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود(کامل الزیارات ، ص 108)

حدیث (21) امام حسین علیه السلام می فرمایند:اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء

خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا (گرفتارى‏ها) ادبم مکن(الدُّرًّةُ البَاهرة من الأصدَاف الطّاهِرة،ص 23)

حدیث (22) امام حسین علیه السلام می فرمایند:مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى‏ أهلِ العُقولِ

از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نیك‏بختى ، همنشینى با خردمندان است.(بحارالأنوار، ج 75، ص 119)

حدیث (23) امام حسین علیه السلام می فرمایند:اَ یُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا

 اى مردم در خوبى‏ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نمایید و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکرده‏اید، به حساب نیاورید.(بحارالأنوار، ج 75، ص 121)

حدیث (24) امام حسین علیه السلام می فرمایند:أَلاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أَن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ یَسلُبَهُ الشُّکر

غافلگیر کردن بنده از جانب خداوند به این شکل است که به او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از او بگیرد.(تحف العقول،ص 246)

حدیث (25)امام حسین علیه السلام می فرمایند:لا یُکمَلُ العَقلُ اِلّا بِاتِّباعِ الحَق اَلاتَرَونَ اَنَّ الحَق لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِل لا یُتَناهی عَنه

عقل جز به پیروی از «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟(اعلام الدین، ص 298)

(بحار الانوار، ج 75، ص 127)

حدیث (26) امام حسین علیه السلام می فرمایند:ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محصّوآ بالبلاء قلّ الدیّانون

 همانا مردمان بنده دنیایند و دین لقلقه زبان آنهاست و هر جا منافعشان [به وسیله دین ]بیشتر تأمین شود زبان مى چرخانند و چون به بلا آزموده شوند آنگاه دین داران اندكند.(تحف العقول/ 245)

حدیث (27) امام حسین علیه السلام می فرمایند:اَلبَخیلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ ؛

بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد (سلام نکند).(تحف العقول/ 248)

حدیث (28) امام حسین علیه السلام می فرمایند:لِلسَّلامِ سَبعُونَ حَسَنَةً، تِسعٌ وَ سِتُّونَ لِلمُبتَدِءِ وَ واحِدَةٌ لِلرادِ ؛

سلام کردن هفتاد حسنه و ثواب دارد شصت و نه ثواب از برای سلام کننده و یک ثواب برای جوابگو است (با وجود آنکه سلام کردن مستحب ولی جواب دادن آن واجب است).(تحف العقول ص 248)

حدیث (29) امام حسین علیه السلام می فرمایند:مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ ؛

هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.(بحار الأنوار، ج 68، ص 184)

منبع: www.avinyom.c/news/hadis/emam-hossein.aspx 

 

 

 

 

  


برچسب ها: حدیث ، مذهبی ، سخنان بزرگان ،

تعداد کل صفحات: 10 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات