و هُوَ کمال الدین اسماعیل بن جمال الدین عبدالرّزاق. از مشاهیر شعر است و در اواسط عمر ترک و تجرید پیشه نمود و ارادتش به جناب شیخ شهاب الدین سهروردی به سرحد کمال بود. به لباس فقر ملبس و با یاد خدا همنفس. در خارج شهر اصفهان به دست لشکر مغول گرفتار گردید و بعد از زجر بسیار به مرتبۀ شهادت رسید فی سنۀ 635. دیوانش مکرر دیده شده. از اوست:

فِی الموعظه

ز کار آخرت آن را خبر تواند بود
به آرزو و هوس برنیاید این معنی
به ترک خویش بگو تا به کوی یار رسی
کسی به گردن مقصود دست حلقه کند
ز ملک بی خودی آن را که بهره
ای باشد
ترا ز همت دون در طمع نمی
گردد
به آب و سبزه قناعت مکن ز باغ بهشت

 

که زنده بر پل مرگش گذر تواند بود
به سوزِ سینه و خون جگر تواند بود
که کارهای چنین با خطر تواند بود
که پیش تیر بلاها سپر تواند بود
وجود در نظرش مختصر تواندبود
که لذتی بجز از خواب و خور تواند بود
که این قدر علف گاو و خر تواند بود



نظر ها وپیشنهاد های شما عزیزان سبب ارتقاء سطح کیفی وبلاگ خواهد بود

نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست

سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات