تبلیغات
مولا110 - مطالب خواجوی کرمانی
یکشنبه 9 اسفند 1394

ورطهٔ ،پر خطر، عشق، ترا ساحل،نیست، - خواجوی کرمانی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :خواجوی کرمانی ،


ورطهٔ پر خطر عشق ترا ساحل نیست

راه پر آفت سودای ترا منزل نیست

گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق

خونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست

نشود فرقت صوری سبب منع وصال

زانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست

میل خوبان نه من بی سر و پا دارم و بس

کیست آنکو برخ سرو قدان مایل نیست

هیچ سائل ز درت باز نگردد محروم

گرچه در کوی تو جز خون جگر سائل نیست

چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسن

آیتی نیست که در شان رخت نازل نیست

بنده از بندگیت خلعت شاهی یابد

که غلامی که قبولت نبود مقبل نیست

هیچ کامی ز دهان تو نکردم حاصل

چکنم کز تو مرا یک سر مو حاصل نیست

چه نصیحت کنی ای غافل نادان که مرا

پند عاقل نکند سود چو دل قابل نیست

اگرت عقل بود منکر مجنون نشوی

کانکه دیوانه لیلی نشود عاقل نیست

غم دل با که تواند که بگوید خواجو

مگر آنکس که غمی دارد و او را دل نیست


برچسب ها: ورطهٔ ، پر خطر ، عشق ، ترا ساحل ، نیست خواجوی کرمانی ،

سه شنبه 27 بهمن 1394

ورطهٔ پر ،خطر،عشق ،ترا ساحل، نیست - خواجوی کرمانی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :خواجوی کرمانی ،

ورطهٔ پر خطر عشق ترا ساحل نیست

راه پر آفت سودای ترا منزل نیست

گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق

خونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست

نشود فرقت صوری سبب منع وصال

زانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست

میل خوبان نه من بی سر و پا دارم و بس

کیست آنکو برخ سرو قدان مایل نیست

هیچ سائل ز درت باز نگردد محروم

گرچه در کوی تو جز خون جگر سائل نیست

چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسن

آیتی نیست که در شان رخت نازل نیست

بنده از بندگیت خلعت شاهی یابد

که غلامی که قبولت نبود مقبل نیست

هیچ کامی ز دهان تو نکردم حاصل

چکنم کز تو مرا یک سر مو حاصل نیست

چه نصیحت کنی ای غافل نادان که مرا

پند عاقل نکند سود چو دل قابل نیست

اگرت عقل بود منکر مجنون نشوی

کانکه دیوانه لیلی نشود عاقل نیست

غم دل با که تواند که بگوید خواجو

مگر آنکس که غمی دارد و او را دل نیست





برچسب ها: ورطهٔ پر ، خطر ، عشق ، ترا ساحل ، نیست - خواجوی کرمانی ،

یکشنبه 29 آذر 1394

پیش ،صاحب نظران، مُلک سلیمان،باد است - خواجوی کرمانی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :خواجوی کرمانی ،

پیش صاحب نظران مُلک سلیمان باد است

بلکه آن است سلیمان که ز مُلک آزاد است

آنکه گویند که بر آب نهاد است جهان

مشنو ای خواجه که تا درنگری بر باد است

خیمه انس مزن بر در این کهنه رباط

که اساسش همه ناموضع و بی بنیاد است

دل بر این پیرزن عشوه گر دهر مبند

نو عروسی است که در عقد بسی داماد است

هر زمان مِهر فلک بر دگری می تابد

چه توان کرد که این سفله چنین افتاده است

خاک بغداد بخونِ خلفا می گرید

ور نه این شط روان چیست که در بغداد است؟

حاصلی نیست بجز غم به جهان خواجو را

خرّم آن کس که بکلی زجهان آزاد است


برچسب ها: پیش ، صاحب نظران ، مُلک سلیمان ، باد است - خواجوی کرمانی ،

یکشنبه 8 شهریور 1394

خواجوی کرمانی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :خواجوی کرمانی ،زندگینامه ها ،

مروری بر زندگی 
کمال‌الدین ابوالعطاء محمودبن علی‌بن محمود، معروف به «خواجوی کرمانی» (زاده: ۶۸۹ - درگذشت: ۷۵۳ ه.ق.) یکی از شاعران بزرگ سدهٔ هشتم است. آرامگاه خواجو او در تنگ‌ الله اکبر شیراز است. وی از شاعران عهد مغول و معاصر سعدی شیرازی بوده است و اشعاری در مدح سلاطین منطقه فارس در کارنامه خود دارد.  

خواجوی کرمانی که به نخلبند نیز شهرت دارد در اواخر سده هفتم هجری در کرمان زاده شد.زمان زایش او را به اختلاف بین ۶۶۹ - ۶۸۹ هجری ثبت کرده اند او در دوران جوانی خود جدا از کسب دانش های معمول روزگار مسافرت را نیز پیشه نموده و بازدید هایی از مناطق اصفهان، آذربایجان، شام، ری، عراق و مصر نیز داشته است و پس از بازگشت از این سفرهای طولانی در شیراز اقامت گزید.او لقب هایی مانند خلاق المعانی و ملک الفضلا نیز داشته است. او در نیمه سده هشتم هجری در شهر شیراز درگذشت و در تنگ الله اکبر این شهر نزدیک رکناباد به خاک سپرده شد. 


عقاید و اندیشه ها
شعر خواجو شعری عرفانی است. مضامین عرفانی در غزلیات وی صریحا بیان می شود اما در این اشعار که بر شاعران بعدی خود مانند حافظ تاثیرگذار هم بوده مبارزه با زهد و ریا و بی اعتباری دنیا و مافیها از موارد قابل ذکر است.او در شعر به سبک سنایی غزلسرایی می کرده و در مثنوی نیز سعی داشته به تقلید از فردوسی حماسه سرایی داشته باشد.خواجو را وابسته به سلسله مرشدیه می دانند.او را در ریاضیات طب و هیئت نیز صاحب نظر می دانند. طنز و هزل و انتقادات اجتماعی از شرایط ایان در آن روزگار در اشعار خواجو متداول است. او در قصیده، مثنوی، و غزل طبعی توانا داشته، به طوری که گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجو و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است.

استاد غزل سعدی ست نزد همه کس اما
دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو

آثار
از خواجوی کرمانی آثار زیادی بجای مانده است که مضامین و محتوای آنها عموما متفاوت می باشند. بیشتر این آثار منظوم هستند:
1- دیوان؛ شامل قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیعات و رباعیات که برروی هم به دو بخش صنایع الکمال و بدایع الجمال تقسیم می‌شود.
2- شش مثنوی؛ در وزن‌های گوناگون با این نام‌ها : سام نامه، همای وهمایون، گل و نوروز، روضه الانوار، کمال نامه و گوهر نامه. پنج مثنوی اخیر بر روی هم خمسهٔ خواجو را تشکیل می‌دهد.
3- آثار منثور خواجوی کرمانی نیز شامل رسالاتی مانند رساله البادیه و رساله مناظره شمس و صحاب می باشد که به زبان فارسی نوشته شده اند. 

آرامگاه 

آرامگاه خواجو در شمال شیراز، در دامنه كوه صبوی و در ابتدای جاده شیراز - اصفهان، در تنگ الله اكبر قرار گرفته است. قبر وی مشرف بر دروازه قرآن می باشد. آب چشمه معروف ركناباد نیز از كنار مقبره خواجو می گذرد. 
این آرامگاه در سال ۱۳۱۵ شمسی با اعتبارات اداره فرهنگ فارس ساخته شد. محل آرامگاه در محوطه ای بدون سقف قرار دارد. در وسط صفه آن سنگ قبری است كه بالای آن محدب و دارای برآمدگی است. روی این سنگ كتیبه ای كه بیانگر قبر خواجو باشد وجود ندارد. فقط بالای سنگ عبارت: كل من علیها فان و یبقی وجه ربك ذوالجلال و الاكرام به خط ثلث نوشته شده است. در بالا و پایین قبر نیز دو ستون سنگی كوتاه قرار دارد كه طبق رسم آن زمان در بالا و پایین قبور عرفا و شعرا وجود داشته است. در سال ۱۳۳۷ شمسی اداره باستان شناسی فارس اقدام به ساخت یك اطاق در قسمت شمالی محوطه آرامگاه كرد. در پیشانی این اطاق دو غزل از غزلیات خواجو به خط نستعلیق بر روی كاشی های آنجا نوشته شده است. با این مطلع:

دوش می كردم سؤال از جان كه آن جانانه كو؟
گفت: بگذر زان بت پیمان شكن پیمانه كو؟ ...

و دیگر به مطلع:

صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم ...

كه هم اینك این اتاق تبدیل به فرهنگسرای خواجو گردیده است.

نمایی از محوطه آرامگاه خواجوی کرمانی
نمایی از محوطه آرامگاه خواجوی کرمانی

آرامگاه خواجوی کرمانی
آرامگاه خواجوی کرمانی




كمی بالاتر از مقبره خواجو ۳ غار به چشم می خورد. یكی از آنها غاری است كه محل عبادت و ریاضت زهاد و مشایخ بوده و خواجو نیز مدتی در آن جا به عبادت مشغول بوده است.
غار دیگر كه در دهانه آن طاقی ضربی از نوع طاق كجاوه ای از سنگ و آجر زده شده محل قبر خواجه عمادالدین محمود، وزیر معروف شاه شیخ ابواسحاق اینجو است.
در كنار این غار نقش برجسته ای از جنگ رستم و شیر دیده می شود كه به دستور حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس در سال ۱۲۱۸ ه.ق ساخته شده است. در كنار آن نیز نقش برجسته ناتمامی از فتحعلی شاه قاجار و دو تن از پسرانش به چشم می خورد. در دو طرف این نقش برجسته دو نیم ستون به سبك ستون های دوره زندیه در درون كوه كار شده است.
در سال ۱۳۷۰ به همت دانشكده ادبیات دانشگاه كرمان، كنگره بزرگداشت خواجو در كرمان برگزار شد و مراسم اختتامیه این كنگره در شیراز انجام شد. با همین انگیزه به همت شهرداری شیراز و استانداری فارس، آرامگاه خواجو مرمت و بازسازی شده كه شامل بازسازی كف و بدنه و ایجاد یك سری دیواره های عمودی با مصالح سنگ است. هم چنین مجسمه ای از سر و صورت خواجه از سنگ تراشیده شده، در این مكان قرار گرفته است. بنای آرامگاه خواجوی كرمانی به شماره ۹۱۶ در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسید.
نمایی از محوطه آرامگاه خواجوی کرمانی
نمایی از محوطه آرامگاه خواجوی کرمانی



منبع:http://www.wikidorj.com/


برچسب ها: زندگینامه ، ادبیات ، شعر ، عرفان ،

سه شنبه 3 شهریور 1394

ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست -خواجوی کرمانی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :خواجوی کرمانی ،

 



ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست
جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست
تنم از مهر رخت موئی و از موئی کم
صد گره در خم هر مویت و هر موئی شست
هر که چون ماه نو انگشت‌نما شد در شهر
همچو ابروی تو در باده‌پرستان پیوست
تا ابد مست بیفتد چو من از ساغر عشق
می پرستی که بود بیخبر از جام الست
تو مپندار که از خودخبرم هست که نیست
یا دلم بستهٔ بند کمرت نیست که هست
آنچنان در دل تنگم زده‌ئی خیمهٔ انس
که کسی را نبود جز تو درو جای نشست
همه را کار شرابست و مرا کار خراب
همه را باده بدستست و مرا باد بدست
چو بدیدم که سر زلف کژت بشکستند
راستی را دل من نیز بغایت بشکست
کار یاقوت تو تا باده فروشی باشد
نتوان گفت بخواجو که مشو باده پرست
 


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

تعداد کل صفحات: 3 1 2 3