تبلیغات
مولا110 - مطالب نور علی شاه اصفهانی
چهارشنبه 21 مرداد 1394

در بیان تعداد مقامات سلوک(نور علی شاه اصفهانی)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :نور علی شاه اصفهانی ،


در بیان تعداد مقامات سلوک



 

سالکان را نه مقام معنوی است
سالکی کان واقف منزل نشد
شرع پیغمبر چو دانستی تمام
دل چو گشتت در شریعت باصفا
در طریقت چونکه بنهادی تو گام
چون مقامت منزل دویم شود
بازت آرد در مقام معرفت
آفتابی در دلت طالع شود
از حقیقت منزلی بنمایدت
از حقیقت چون دلت پر نور شد
منزل چارم مقام جان تست
باز آرد دل به وحدانیّتت
نور وحدانیت چون رو کند
از یقینت دور سازد هر شکی
چون ازین منزل دلت آگه شود
دل درین منزل گشودت چونکه یار
یار اینجا کیست شیخِ راه تو
شیخت اندر خویش چون فانی کند
منزل هفتم براندازد نقاب
در حریم جان نماید داخلت
نور حق چون با تجلی حضور
از فنای شیخ برهاند ترا
این فنا در حق چو آمد حاصلت
باقی باللّه چون گشتی تمام
این مقام از هر مقامی برتر است
این مقام سید و یاران اوست

 

هر مقامی بر سپهری محتوی است
در ره تحقیق صاحب دل نشد
کردی اندر منزل اول مقام
بازت آید در طریقت رهنما
منزل دویم ترا گردد مقام
دل ترا در بحر معنی گم شود
ریزدت در کام جام معرفت
هر نفس نوری از آن لامع شود
نقش غیر از لوح دل بزدایدت
ظلم شرک از درونت دور شد
جان حریم حضرت جانان تست
منفرد سازد به فردانیتت
رویت از هر سوی در یک سو کند
جسم و جانی خود نبینی جز یکی
پس ششم منزل ترا خرگه شود
دار و دیاری نبینی غیر یار
جلوه گاه او دل آگاه تو
محرم اسرار ربانی کند
بر رخت هر سو نماید فتح باب
نور حق گیرد فرو جان و دلت
در دلت فرماید آهنگ ظهور
فانی فی اللّه گرداند ترا
رو نماید باز هشتم منزلت
خود نهم منزل ترا گردد مقام
این مقام از نور قدرت انور است
منزل خاص وفاداران اوست


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

سالک باید که چهار موت بر خود فرض گیرد تا بمرتبه فقر رسد: موت ابیض که گرسنگی است، و موت اسود که صبرکردن بر ایذای مردم است، و موت احمر که مخالفت نفس است، و مو ت اخضر که از پوشش نو بکهنه قناعت کردنست.

ملامتی نه آن بود که بیحرمتی شریعتی کاری کند. ملامتی آنست که در کار حق - سبحانه - از خلق باک ندارد.

فقیر آنست که خاموشی او بفکر باشد و سخن گفتن بذکر. 

بهترین قولها ذکر است، و بهترین فعلها نماز، و خوشترین خصلتها حلم. 

راحت دنیا در سه چیز است: ذکر سبحان، و تلاوت قرآن، و زیارت اخوان. 

 هر سخن که از ذکر خالى است لغو است، و هر خاموشی که از فکر خالیست سهو، و هر نظر که از عبرت خالیست لهو.

درویشی آنست که آنچه در سرداری بنهی و آنچه در کف داری بدهی و از آنچه متوجه تو گردد بجهی.

تجرید آنست که دل خود را مجرد کنی از غفلت، و نفس خود را از هوا، و زبان خود را از لغو.

بدبخت کسی است که او را علم دهند و عمل ندهند، و توفیق عمل دهند و اخلاص ندهند، و بصحبت نیکان راه دهند و قبول ندهند.

غیبت از خود و حضور با حق بقدر مرتبۀ عشق است و محبت. هر که را عشق و محبت بیشتر غیبت از خود و حضور با حق بیشتر.

مرد باید در زمانی که با دوستی از دوستان الهی صحبت دارد، واقف حال خود باشد، و زمان صحبت را با زمان گذشته موازنه کند، اگر تفاوت یابد صحبت او را مغتنم داند.

 تادل از محبت دنیا پاک نسازی محل محبت مولى نگردد، که تخم در زمین کاشته نکارند، و نقش بر کاغذ نگاشته ننگارند.


 مال محبوب خلایق است، نزد همه کس هر که مال دارد عزیز و تعظیمش کنند، و چون از دست او برود پیرامنش نگردند، بل او را نشناسند.


چون خواهی که مردم را پند کنی، اول نفس خود را پند کن. اگر در قید تسلیم درآید آغاز در پند دیگران کن، والا از خدا شرم دار.


معده محل طعام است، اگر بوی از وجه حلال فرستی قوت طاعت شود، و اگر شبهه ناک بود، راه حق بر تو بپوشد، و اگر حرام بود معصیت زاید.





منبع : رساله انوار الحکمه


سه شنبه 25 فروردین 1394

نور علی شاه اصفهانی از کتاب تذکرۀ ریاض العارفین

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :نور علی شاه اصفهانی ،



خلف الصدق فیض علی شاه طبسی رحمة اللّه بوده و اصل ایشان از رقۀ طبس است و سلسلۀ ایشان از نجباء ارباب کمال و علمای آن ولایت بودهاند و میرزا عبدالحسین والد ایشان که به فضل علیشاه مشهور است با فرزند خود به اصفهان و شیراز آمدند و طالب سلوک شدند. بالاخره پدر و پسر هر دو مرید سید معصوم علی شاه هندی بودند و سید مذکور به اذن جناب شاه علی رضای دکنی به ایران آمده بود و طالبان را ارشاد مینمودو طریقت نعمة اللّهی داشت. گویند سیدی پاکیزه خصال و کاملی صاحب حال بود. غرض، در بدو دولت زندیه در شیراز توقف کرد. جمعی از در اقرار درآمدند و جمعی منکر شدند. آخرالامر کریم خان زند حکم به اخراج ایشان از شیراز داد. لهذا سید با مریدان قدم از شهر بیرون نهاد. در بلاد ایران پای سیاحت گشاد.

آخرالامر علماء سوء درعراق عجم او را مقتول کردند و در رود مشهور به قراسو افکندند. نورعلی شاه مدتی در عتبات عالیات عرش درجات سقایت میکرد. بدان نیز راضی نشدند و نگذاشتند لاجرم به بغداد رفت. احمد پاشا حاکم بغداد او را اکرام و احترام نمود. مثنوی جنات الوصال در آنجا منظوم فرمود. از بغداد به موصل رفته در سنۀ 1212 در موصل وفات یافت و در جوار مرقد حضرت یونس نبی مدفون شد. به هر صورت وی از متأخّرین عرفاست و جمعی کثیر از علماء و حکما دست ارادت به وی دادهاند و مریدان چندان در جلالت قدر وی سخن راندند که حد ندارد. العِلمُ عنداللّه. مولانا عبدالصمد همدانی از علماء و فقها و کهف الحاج حاجی محمد حسین اصفهانی و میرزا محمد رونق کرمانی و سید ابراهیم تونی و جمعی دیگر از علماء و حکماء و فقها مرید وی بودهاند. اکنون نیز بسیاری از معاصرین از اهل اخلاص و ارادت آن جنابند. بالجمله او را نظماً و نثراً رسالات است از جمله رسالۀ جامع الاسرار و رسالۀ اصول و فروع است و تفسیر سورۀ بقره و کبرای منظوم و تفسیر خطبة البیان منظوم کرده. مثنوی جنات الوصال و دیوان غزلیات وی دیده شد. این اشعار از اوست:









ادامه مطلب