تبلیغات
مولا110 - مطالب مهرداد اوستا
پنجشنبه 19 شهریور 1394

اگر چه آئینه دل چو جام لعل شكستم(مهرداد اوستا)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :مهرداد اوستا ،

 

اگر چه آئینه دل چو جام لعل شكستم

ز خون دیده به هر قطره نقش روى تو بستم

از آشیان ندامت چو مرغ آه پریدم

بر آستان ملامت چو گرد راه نشستم

كرا شناسم اگر زین پس ترا نشناسم؟

كه را پرستم اگر بعد ازین ترا نپرستم؟

نهان بسایه اندوهم آنچنان كه ندانى

شب است یا كه ندامت فراق یا كه منستم

بدوش ناز، نگاهت چو تكیه كرد هماندم

امید عافیت از دور روزگار گسستم

هنوز نقش وجود مرا به پرده هستى

نبسته بود زمانه كه دل بمهر تو بستم

خیال گردش چشم تو بود در سر و مردم

درین خیال كه من سرخوشم ز باده و مستم

شب فراق مرا بود ره بدامن محشر

اگر كه دامن آه سحر نبود بدستم

گهى شدم همه تاب و بسنبل تو چمیدم

گهى شدم همه خواب و به نرگس تو نشستم

ز من مجوى نشان وفا وگر كه بجویى

وفا همینكه بیادت هنوز هستم و هستم

 


برچسب ها: شعر ، ادبیات ، عرفان ،

چهارشنبه 7 مرداد 1394

وفا نکردی و کردم٬ جفا ندیدی و دیدم(مهرداد اوستا)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :مهرداد اوستا ،



وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم 

شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم 

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت 

کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب

ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوفه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم 

چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم 

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم 

چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم 

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم 

ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم 

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل

ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم 

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی 

چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون

گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم 

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم

ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم

 





برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،