تبلیغات
مولا110 - مطالب احمد غزالی
جمعه 30 مرداد 1394

کتاب سوانح شیخ احمد غزالی طوسی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :احمد غزالی ،

با عشق روان شد از عدم مركب ما
روشن زشراب وصل دایم شب ما
زان می كه حرام نیست در مذهب ما
تا روز عدم خشك نیابی لب ما

***
عشق از عدم از بهر من آمد به وجود
من بودم عشق را ز عالم مقصود
از تو نبرم تا نبرد بوی ز عود
روز و شب و سال و مه‌علیرغم حسود

***
چون آب و گل مرا مصوّر كردند
جانم عرض و عشق تو جوهر كردند
تقدیر و قضا قلم چو تر می كردند
حسن تو و عشق من برابر كردند

***
گفتم صنما مگر كه جانان منی
چون نیك نگه كردم خود جان منی
مرتد گردم گر تو ز من برگردی
ای جان وجهان تو كفرو ایمان منی

***
عشق پوشیده است و هرگز كس ندیدستش عیان
لاف های بیهده تا كی زنند این عاشقان
هر كسی از پندار خود در عشق لافی می‌زند
عشق ازپندار خالی وز چنین و از چنان

***
خورشید تویی و ذرّه ماییم
بی روی تو روی كی نماییم
تا كی ز نقاب چهره یك دم
از كوه برآی تا بر آییم

***
چون از تو بجز عشق نجویم ز جهان
هجران و وصال تو مرا شد یكسان
بی عشق تو بودنم ندارد سامان
خواهی به وصال كوش خواهی هجران

***
این كوی ملامت است و میدان هلاك
وین راه مُقامران بازنده پاك
مردی باید قلندری دامن چاك
تا برگذرد عیاروار و چالاك

***
بل  تا بدرند پوستینم همه پاك
از بهر تو ای یا ر عیار چالاك
در عشق یگا نه باش و از خلق چه باك
معشوق تو را و بر سر عالم خاك
***

با دل گفتم كه را ز با یار مگو
زین بیش حدیث عشق زنهار مگو
دل گفت مرا كه هان دگر بار مگوی
تن را به بلا سپار و بسیار مگوی

***
اصل همه عاشقی ز دیدار افتاد
چون دیده بدید آنگهی كار افتاد
پروانه به طمع نور در نار افتاد
در دام طمع مرغ چه بسیار افتاد

***
عاشق چه كند كه دل به دستش نبود
مفلس چه كند كه برگ هستش نبود
نی حسن تو را شرف ز بازار من است
بت را چه زیان كه بت پرستش نبود

***
عشقی به كمال و دلربایی به جمال
دل پر سخن و زبان ز گفتن شده لال
زین نادره تر كجا بود هرگز حال
من تشنه و پیش من روان آب زلال

***
چون زرد بدید رویم آن سبز نگار
گفتا كه دگر به وصلم امید مدار
زیرا كه تو ضد ما شدی از دیدار
تو رنگ خزان داری و ما رنگ بهار

***
آن روی چرا به بت پرستان نبری
عرضه نكنی كفر از ایشان نبری
گر یك نظری چنانكه هستی نگری
نه بت ماند نه بت پرستی نه پری




برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

دوشنبه 7 اردیبهشت 1394

احمد غزالی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :احمد غزالی ،

مجدالدین ابوالفتح احمد بن محمد غزالی (۴۵۲ - ۵۲۰ ه.ق)، برادر کوچکتر ابو حامد محمد غزالی بود. کنیه وی ابوالفتوح، والقابش مجدالدین، زین الدین و حجت‌الاسلام بود. تاریخ و محل تولد او در منابع ذکر نشده، اما چون زندگی و تحصیلات این دو برادر به هم نزدیک بوده، براساس تاریخ و محل تولد محمد، احتمالاً احمد نیز در طابران طوس و دو سه سالی پس از برادرش محمد، در۴۵۲ یا ۴۵۳ به دنیا آمده است. وی یکی از فقهای بزرگ سدهٔ پنجم هجری در مذهب شافعی بود و زاده توس بود. او هم چنین از بزرگ‌ترین عارفان و صوفیان عصر خود بود و اثر بزرگ وی سوانح العشاق نیز در همین باب تالیف شده است که بزرگانی چون عراقی وعبدالرحمان جامی را تحت تاثیر قرار داده است. احمد، مانند برادرش، تحصیلات مقدماتی خود را در فقه به پایان رساند و هنوز جوان بود که به تصوف گرایید. احمد ابتدا مرید ابوبکر نساج طوسی شد که با چهار واسطه شاگرد جنید است. احتمالاً احمد تا ۴۸۷ که ابوبکر نساج درگذشت، نزد وی بود از سال ۴۸۸ تا ۴۹۸ هجری قمری در نظامیه بغداد به نیابت از برادرش که به سفری درازمدت رفته بود تدریس می‌کرد. علاوه بر این درویش های سلسله نعمت اللهی نیز وی را از جمله اقطاب سلسله خود به شمار می آورند. شیخ احمد غزالی در سنهٔ ۵۲۰ در قزوین وفات یافت و دراین شهر(مسجد "احمدیه" کنونی) مدفون شد.


آثاری که به او منسوبند عبارتند از:

لباب‌الاحیا

الذخیره فی علم البصیره

بحرالحقیقه

رساله‌العشقیه

سوانح‌العشاق

بحرالمحبه فی اسرارالموده فی تفسیر سوره یوسف

به جز این آثار پنج نامه به زبان فارسی نیز از او در دست است که به عین‌القضات همدانی عارف سرشناس نوشته بود.



منبع : دانشنامه آزاد ویکی پد یا