تبلیغات
مولا110 - مطالب میرزا محمد علی مسکین (متولد اصفهان)
جمعه 30 مرداد 1394

میرزا محمد علی مسکین

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :میرزا محمد علی مسکین (متولد اصفهان) ،زندگینامه ها ،

 وی از شعرا و خطاطان معروف اصقهان در زمان خود بوده است. به نوشته سید احمد دیوان بیگی در حدیقه الشعراء : « مسكین اصفهانى، اسمش میرزا محمّدعلى است، حالش با تخلصش خیلى مناسبت دارد. مدتى در اصفهان صحبتش به كرّات اتّفاق مى‏افتاد. بسیار مرد خوش‏حالت سلیم ‏فطرت نیكوخلق و آرام و موقّر است.. در سال هزار و سیصد و دو باز در اصفهان اتّفاق ملاقات میرزا مسكین افتاد; اگرچه صورتاً خمیده و شكسته و افتاده شده بود امّا باز حالاً و خلقاً خوب و در جمع كردن انجمن و تشویق شعرا اهتمامى داشت.» ( دیوان بیگی : 1365 :ج3 :1633- 1635)
وی در اصفهان با شاعرانی همچون عنقای اصفهانی (پدر بزرگ استاد جلال الدین همایی)، عمان سامانی و فرزندش افسر اصفهانی هم دوره بوده و مراوداتی داشته است.
استاد همایی درباره وی و خاندانش می نویسد : « مسکین نیز از اساتید شعرای معروف اصفهان بوده و در انواع شعر از غزل و قطعه و قصیده قدرت و پختگی طبع داشته است. » (همایی: 1381 :122) وی همچنین بیان می کند که شعر و شاعری در این خانواده به میرزا شکر الله منعم مدفون در تکیه خاتون آبادی ختم می شود.
اکثر اشعار وی در غالب قصیده می باشد که مطلع برخی از آن ها چنین است :

جانب بصره مجال ار كنى اى باد *** سحربگذرى چابك و زان خاك كنى نور بصر
*******
در حلقه زلفى دل دیوانه اسیر است *** ‏زلفى كه به خرمن‏ ها مشك است و عبیر است
*******
گر درآید در سرا آن سرو سیمین‏ بر مرا *** سرو خیزد بى‏ قیاس از كاخ و از منظر مرا
*******
ماهم از زلف دو صد حلقه به رخسار كند          تا ز هر حلقه دلى خسته نگونسار كند

میرزا محمد علی مسکین سر انجام در سال 1303 ه. ق دار فانی را وداع گفته و در صحن تکیه مادر شاهزاده مدفون شد.

میرزا محمّدحسین عنقا تاریخ وفاتش را چنین گفته است:
نیمه‏ ى قوس و در ایام صفرشنبه مسكین چو ز تن رخت بهشت
گفت «عنقا» ز پى تاریخش«كرده مسكینى مسكن ببهشت« (همایی: 1343: 86)
متأسفانه سنگ مزار وی به مرور زمان از بین رفته است و امروزه توسط مجموعه فرهنگی مذهبی تخت فولاد اصفهان سنگ مزاری بر روی قبر وی تعبیه شده است.
مسکین دارای دو فرزند بود که هر دو نیز حرفه پدر را ادامه داده و هر دو نیز از شعرای معروف خود هستند. یکی عبد الرحیم متلخص به افسر مدفون در همین تکیه و دیگری میرزا شکر الله متخلص به منعم مدفون در تکیه خاتون آبادی.
عبد الرحیم افسر :
وی فرزند بزرگ محمد علی مسکین می باشد که همانند پدر خوشنویس و شاعر بود.او نزد پدر خود و نیز در انجمن های مرسوم زمان خود مانند « انجمن ابوالفقرا» و «انجمن عنقا» فنون شعر و ادب را آموخت ( همایی : 1343 : 31) و همچنین خط را از استاد مسلم نستعلیق زمان خود، آقا محمد باقر سمسوری فرا گرفت و نیز تحت تأثیر استادان متقدم مانند میر علی هروی، میر عماد حسنی و محمد صالح بسیار مشق کرد به گونه ای کا آثار به جای مانده وی پبداست، استادی این خط را در کتابت خفی نزدیک به غبار و کتیبه نویسی کسب کرده است و خطش بر شعرش برتری دارد ((مسجدی: 1389: 199)
وی در خوشنویسی و تریست شاگردان چنان تبحری داشت که وی را « میر عماد ثانی» لقب داده اند ولی به نوشته استاد همایی «حقا تأثیر او بر شاگردانش فراتر از خط می رفت تا آن جا که افسر را چون مرادی تعظیم و تکریم می کردند» (همایی: 1343: 107)
از آثار خطاطی به جا مانده از او، شماره های اول روزنامه فرهنگ، سنگ نوشته سر در آب ابنار مسجد مصلی در تخت فولاد، اشعار و ماده تاریخ ورودی بقعه شاه رضا و تعداد زیادی سیاه مشق و چلیپا در مجموعه های شخصی است که از تسلط بی مانند او در در خط نستعلیق به شمار می رود (قدسی: 1378: 94؛ همایی: 1375: 107)
وی علاوه بر خطاطی در شاعری نیز سر آمد دوران خود بود، عمان سامانی از معاصران و معاشران با وی در قصیده انجمنیه خود درباره وی می گوید :
وان دگر افسر كه مى‏شاید به بازار سخن *** ‏رشته اشعار او را گوهر جان ‏ها ثمن
خاطرش را هرچه اندر روضه باغ ارم‏ *** خامه‏اش را هرچه اندر ناف آهوى ختن (قاسمی: 1385: 230)
سید علی دیوان‏بیگى نیز در «حدیقه الشعرا» درباره وی چنین مى‏نویسد:
»اسمش عبدالرحیم خلف الصدق میرزا محمّدعلى مسكین....خودش در احوال و اخلاق، آن پدر را پسر است و در خط نسخ و تعلیق استاد پرهنر، سوادش نیز خوب است. اقسام شعر را هم خوب می گوید» (دیوان بیگی: 1365: ج1: 140)
از اشعار به جا مانده از او قصیده نسبتا فاخری است که به همراه قصیده ای از پدرش به یادبود اهدای نشان افتخار مملکت روم سروهد بود. این دو متن در نسخه خطی کائتانی (ش 74)، در کتابخانه آکادمی ملی لینچه ای در روم نگهداری می شود و هر دو به خط افسر است. مطلع این چکامه چنین است :
آمد از پاپ معظم به دو صد حشمت و فر
هدیه در انجمن زاده سلطان بشر (مسجدی: 1391: 200)
یکی از زیباترین غزل های به جای مانده از افسر چنین است:
دید هر کس نظری، گوی زنخدان تو را
گوی گردید دل او خم چوگان تو را
جز وصال تو که اعجاز مسیحا دراد
کیست تا زنده کند کشته هجران تو را
نه عجب نیشکر، انگشت به دندان گیرد
بیند ای نوش دهان، گر لب و دندان تو را
ترسم ای کعبه مقصود به جان آید دل
بس که پیمود به سر کوه و بیابان تو را
خواست تا کشته تو زنده جاوید شود
آب داد آن که چو پیکان سر مژگان تو را (قدسی: 1378: 95)
در واقع شعر افسر به شیوه بازگشت و مانند خطش به شیوه سرایندگان اصفهانی دوره قاجار است. (مسجدی: 1391: 200)
مرحوم عبد الرحیم افسر در منزل مسکونی خود، در محله باغ همایون حدود امامزاده اسماعیل امروزی درگذشت و در تکیه مادر شاهزاده در کنار قبر پدرش محمد علی مسکین مدفون شد. مزار وی نیز مانند قبر پدرش فاقد سنگ نوشته بوده و امروزه به همت مجموعه فرهنگی مذهبی تخت فولاد بر مزار وی سنگ مزاری گذاشته شده است.
تاریخ دقیق وفات وی نیز مشخص نیست. در تواریخ آن را 1315 ه. ق می دانند در صورتی که در بعد از این تاریخ از وی آثاری موجود می باشد.



منبع:https://rasekhoon.net/


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ، هنر ،