تبلیغات
مولا110 - مطالب مهدی سهیلی
شنبه 7 شهریور 1394

جان فدای آن توانایی که ما را آفرید (مهدی سهیلی)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :مهدی سهیلی ،




جان فدای آن توانایی که ما را آفرید 
وز برای رهنمایی انبیارا آفرید 
ما همه بیدار دل بودیم و رنجور گناه 
آن طبیب درد بی درمان دوا را آفرید 
تا صفا یابد دل ما همره اشک نیاز 
لحظه های گرم شب های دعا را آفرید
بر سر ما بی ستون زد خیمه یی فیروزه رنگ 
پر ستاره آبی گنبد نما را آفرید
مستی بس تک را بر پرده ی صد رنگ ریخت 
چشم عاشق کش نگاه دلربا را آفرید 
تا پریشانی بیاموزد به زلف دلبران 
از نسیم صد سحر بد صبا را آفرید 
بهجتی از دیدن فرزند دارم هر نفس 
لطفش این اینه ی شادی فزا را آفرید 
از برای شام تارم شبچراغی خواستم 
برق مهرش پرتو افکن شد سها را آفرید
نازنینان بی وفایی را ز خویش آموختند 
ور نه گرداننده ی دل ها وفا را آفرید 
نقش شعر خویش را که در چشم مردم دیده ام 
شکر آن ایزد که این اینه ها را آفرید 
ای سیه چشمان نهال عمرتان سر سبز باد
نازم آن صورتگری کز گل شما را آفرید


برچسب ها: شعر ، ادبیات ،

شنبه 31 مرداد 1394

عارف كسی بود كه به شب ای خدا كند - مهدی سهیلی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :مهدی سهیلی ،






عارف کسی بود که به شب ای خدا کند 
با سوز سینه خسته دلان را دعا کند 
با لطف دوست تکیه به تخت غنا زند 
بی آنکه دیده بر صله ی پادشا کند 
پیچد سر از عنایت سلطان به کبر و ناز 
در کوی فقر قامت خدمت دو تا کند 
بر پای شاه اگر سر ذلت نهاده است 
با شرم تو به سجده ی حق را قضا کند
حکم خدای لم یزلی را به سر نهد 
شاید به عهد بسته ی دیرین وفا کند 
دست محبتی به سر بی نوا کشد 
درد دلی ز راه مروت دوا کند 
تا قصر خواجگان نرود از پی نیاز 
بر او حرام باد که کار گدا کند 
هر جا که می رود به دل بی هوس رود 
هر کار میکند به رضای خدا کند 
با او بگو که در پی زر از چه می رود 
آن کس که خاک را به نظر کیمیا کند
عارف اگر که خرقه دهد در بهای می 
خود را به چشم اهل نظر بی بها کند 
باید به باده ی خانه ی وحدت قدم نهد 
گرمست اوست پیر مغان را رها کند 
عرفان نه راه شک که ره عشق و بندگیست
عارف کجا به غیر خدا التجا کند 
گر سالک است بر در منعم چرا رود 
ور عارف است بندگی شه چرا کند









 


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

شنبه 31 مرداد 1394

خداجو با خداگو فرق دارد - مهدی سهیلی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :مهدی سهیلی ،




خداجو با خداگو فرق دارد

حقیقت با هیاهو فرق دارد

خداگو حاجی مردم فریب است

خداجو مومن حسرت نصیب است

خداجو را هوای سیم و زر نیست

بجز فکر خدا،فکر دگر نیست  

 


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

شنبه 31 مرداد 1394

زندگینامه مهدی سهیلی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :زندگینامه ها ،مهدی سهیلی ،


مهدی سهیلی شاعری بود که با انتشار اولین کتابش با عنوان «اشک مهتاب» در سال 47 به شاعری معروف تبدیل شد؛ کتابی که تاکنون بیش از 20 بار تجدید چاپ شده است.

مهدی سهیلی سال 1303 در تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی، صرف‌ونحو عربی و منطق و معانی را نزد استادان این حوزه فراگرفت و دوران متوسطه را در دبیرستان نظام‌آباد گذراند. او در سال 1322 نام خانوادگی خود را از حاجی‌ علی‌اکبری سمنانی به «سهیلی» تغییر داد.

سهیلی پیش از ورود به دنیای شعر، روزنامه‌نگار بود و در جرایدی مثل «اطلاعات»، «زن روز»، «روشنفکر» و «توفیق» مطلب می‌نوشت. او پس از گرفتن امتیاز دو روزنامه‌ی «متلک» و «نوشخند»، با نام‌های مستعار از جمله «شازده پسر»، «نمکدون»، «زهرخند»، «بی‌خیال» و «بازاری» در آن‌ها یادداشت می‌نوشت.

از دیگر فعالیت‌های سهیلی می‌توان به نویسندگی و اجرا در رادیو ایران اشاره کرد. «مشاعره»، «کاروانی از شعر»، «بزم شاعران» و «دریچه‌ای به جهان روشنایی» برنامه‌هایی بودند که او در آن‌ها به فعالیت مشغول بود.

مجموعه‌های «اشک مهتاب»، «گنج غزل» و «طلوع محمد (ص)» سهیلی تاکنون بارها تجدید چاپ شده‌اند. این شاعر از کسانی بود که در همان روزهای نخست درگذشت غلامرضا تختی، شعری برای او سرود. همچنین در زمینه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی فعالیت داشت.

از آثار دیگر این شاعر می‌توان به «سرود قرن»، «لحظه‌ها و صحنه‌ها»، «دلم از سنگ نیست»، «گنجواره‌ی سهیلی»، «اولین غم و آخرین نگاه»، «یک آسمان ستاره»، «پنجره‌ای به باغ‌های نور»، «ضرب‌المثل‌های معروف ایران» و «سرود خدا» اشاره کرد.
مهدی سهیلی در 7 تیرماه 1303 شمسی در تهران تولد یافته است . او حدود سی سال را در رادیو به نمایشنامه نویسی ، ایجاد و داوری برنامه مشاعره ، تهیه برنامه کاروانی از شعر ، برنامه های دریچه ای به جهان روشنایی و سرپرستی برنامه بزم شاعران اشتغال داشت . در سال 1957 میلادی چند اثر سهیلی در شوروی - مسکو ترجمه و در همان سرزمین منتشر شد .
مهدی سهیلی 18 مردادماه سال 1366 از دنیا رفت


منبع: خبرگزاری ایسنا

http://moraffah.blogfa.com/


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، زندگینامه ،

شنبه 31 مرداد 1394

زندگی یعنی چه؟ یعنی آرزو كم داشتن(مهدی سهیلی)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :مهدی سهیلی ،



زندگی یعنی چه یعنی آرزو کم داشتن 
چون قناعت پیشگان روح مکرم داشتن 
دیو از دل راندن و نقش سلیمانی زدن 
بر نگین خاتم خود اسم اعظم داشتن 
کنج درویشی گرفتن بی نیاز از مردمان 
وندر آن اسباب دولت را فراهم داشتن 
جامه ی زیبا بر اندام شرف آراستن 
غیر لفظ آدمی معنای آدم داشتن 
قطره ی اشکی به شبهای عبادت ریختن 
بر نگین گونه ها الماس شبنم داشتن 
نیمشب ها گردشی مستانه در باغ نیاز 
پاکی عیسی گزیدن عطر مریم داشتن 
با صفای دل ستردن اشک بی تاب یتیم 
در مقام کعبه چشمی هم به زمزم داشتن 
تا براید عطر مستی از دل جام نشاط 
در گلاب شادمانی شربت غم داشتن 
مهتر رمز بزرگی در بشر دانی که چیست 
مردم محتاج را بر خود مقدم داشتن


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2