تبلیغات
مولا110 - مطالب قاسم رسا
یکشنبه 5 مهر 1394

در جهان لطف خداوند بود یار کسی -قاسم رسا

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :قاسم رسا ،



در جهان لطف خداوند بود یار کسی
کز ره لطف گشاید گره از کار کسی
خواهی ار پرده ی اسرار ترا کس ندرد
پرده ز نهار مکن پاره ز اسرار کسی
مدعی تا ننهد بر سر دیوار تو پای
پای ز نهار منه بر سر دیوار کسی
نکشد هیچ کسش بار غم و محنت و درد
آنکه در محنت و سختی نکشد بار کسی
طاعتی نیست پسندیده تر از خدمت خلق
دل به دست آر و مزن دست به آزار کسی
زرد  رویـــی نکشد آنکه کند پاک ز مهر
گرد ناکامی ایام. ز رخسار کسی
شد طرب دور چنان از دل افسرده ی ما
که دل کس نشود شاد ز دیدار کسی
آنچنان دور حقیقت شده از گفته ی ما
که دگر کس ندهد گوش به گفتار کسی
بسکــه آلوده به تزویر بود کرده ی ما
تکـــیه دیگـــر نتوان کرد به کردار کسی
گهر فضل مکن عرضه ی بر بیخردار
که ندانند در این جامعه مقدار کسی
کس نپرسد ز کرم حال دل زار ترا
تا نپرسی ز کرم حال دل زار کسی
نکنم بندگی خلق که با عزت نفس
نیستم چون دگران بنده ی دیار کسی
چون (رسا) خرم از آنم که در این باغ چو گل
خون دل خوردم و هرگز نشدم خار کسی


برچسب ها: ادبیات ، شعر ، عرفان ، در جهان ، لطف ، خداوند بود ، یار ،