جمعه 1 خرداد 1394

آرزو ها (پروین اعتصامی)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :پروین اعتصامی ،

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن

روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن

همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح

دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق

سینه‌ای آماده بهر تیرباران داشتن

روشنی دادن دل تاریک را با نور علم

در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن

همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن

مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن


جمعه 1 خرداد 1394

اشگ یتیم(پروین اعتصامی)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :پروین اعتصامی ،

عکس و تصویر خدا رحمت کند پروین اعتصامی را

 درود بر روان پاک پروین

منبع  : http://wisgoon.com/



جمعه 1 خرداد 1394

داستان و حکایت (پروین اعتصامی)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :پروین اعتصامی ،داستان وحکایت ،


واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید زندگیست

گفت زین معیار اندر شهرما
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست



منبع :http://www.tebyan.net/
تبیان


جمعه 1 خرداد 1394

واعظیم اما نه بهر خویشتن (پروین اعتصامی)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :پروین اعتصامی ،






تا ببازار جهان سوداگریم

گاه سود و گه زیان می آ وریم

گر نکو بازارگانیم از چه روی

هرگز این سود و زیانرا نشمریم

جان زبون گشته است و در بند تنیم

عقل فرسوده است و در فکر سریم

روح را از ناشتائی میکشیم

سفره‌ها از بهر تن میگستریم

گر چه عقل آئینه کردار ماست

ما در آن آئینه هرگز ننگریم

گر گرانباریم، جرم چرخ چیست

بار کردار بد خود میبریم

چون سیاهی شده بضاعت دهر را

ما سیه کاریم کانرا میخریم

پند نیکان را نمیداریم گوش

اندرین فکرت کازیشان بهتریم

پهلوان اما بکنج خانه‌ایم

آتش اما در دل خاکستریم

کاردانان راه دیگر میروند

ما تبه‌کاران براه دیگریم

گرگ را نشناختستیم از شبان

در چراگاهی که عمری میچریم

بر سپهر معرفت کی بر شویم

تا بپر و بال چوبین میپریم

واعظیم اما نه بهر خویشتن

از برای دیگران بر منبریم

آگه از عیب عیان خود نه‌ایم

پرده‌های عیب مردم میدریم

سفلگیها میکند نفس زبون

ما همی این سفله را میپروریم

بشکنیم از جهل و خود را نشکنیم

بگذریم از جان و از تن نگذریم

بادهٔ تحقیق چون خواهیم خورد؟

ما که مست هر خم و هر ساغریم

چونکه هر برزیگری را حاصلی است

حاصل ما چیست گر برزیگریم

چونکه باری گم شدیم اندر رهی

به که بار دیگر آن ره نسپریم

زان پراکندند اوراق کمال

تا بکوشش جمله را گرد آوریم

تا بیفشانند بر چینندمان

طوطی وقت و زمان را شکریم






دوشنبه 21 اردیبهشت 1394

سخنان بزرگان درباره پروین اعتصامی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :پروین اعتصامی ،زندگینامه ها ،

"ابوالفتح اعتصامی": از ابتدا طفلی ساعی و متفکر بود. به قول خانم محصص "کمتر سخن می گفت و بیشتر فکر می کرد." به ندرت در جرگه سایر اطفال وارد می شد. غالبا تنها به سر می برد. گویی ساختمانی سوای ساختمان دیگران داشت. در مجالس درس و بحث، همیشه از سایرین پیش بود. از کودکی شروع به شعر گفتن کرد. خانه پدرش میعادگاه ارباب فضل و دانش بود و "پروین" همواره آنان را با قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت... در تمام مدت تحصیل، بهترین شاگرد مدرسه بود...

... "پروین" اگر چه به ندرت می خندید، ولی هیچ گاه محنت زده نبود و درمانده نیز نمی نمود. تنها سانحه تلخ ازدواج و طلاق، آن هم برای مدتی بسیار کوتاه، سیمای متین، موقر و محکم "پروین" را با غباری از گرفتگی پوشاند. این تغییر حال را هم فقط ما اطرافیان "پروین" که همواره با او بودیم و لذا بر جمع وجناتش آشنایی داشتیم، می توانستیم درک کنیم و دریابیم. والا، او از شکست در ازدواج، ضعف و فتوری به خود راه نداد و باز به همان حال کم حرفی و آرامش و وقار ذاتی خویش بازگشت. نه از کم و کیف ازدواج با کسی حرف زد و نه از آن باب ابراز تاسف کرد."

"سعید نفیسی": "... پروینی که من دیدم و بارها دیدم بدین گونه بود: قیافه ای بسیار آرام داشت. با تانی و وقار خاصی جواب می گفت و می نگریست. هیچ گونه شتاب و بی حوصلگی در او ندیدم. چشمانش بیشتر به زیر افکنده بود. یاد ندارم در برابر من خندیده باشد. وقتی که از شعر او، تحسین می کردم با کمال آرامش می پذیرفت. نه وجد و نشاطی می نمود و نه چیزی می گفت. هرگز یک کلمه خودستایی از او نشنیدم و رفتاری که بخواهد اندک نمایش برتری بدهد، از او ندیدم..."

"سرور مهکامه محصص": "... این قلب رئوف و مهربان "پروین" بود که نمی گذاشت کوچک ترین تزلزلی در بنیان دوستی صادقانه ما به وجود آید. لازم است یادآور شوم که "پروین" مقید به تمام قیود اخلاقی و سنن خانوادگی آن زمان بود و در خانواده باتقوا و پرهیزگاری نشو و نما یافته و کاملا تحت توجه و مراقبت والدین خود قرار داشت. مادر "پروین" به من محبتی وافر داشت. وقتی به دیدنم می آمد، یا با مادرش بود که خیلی زیاد "پروین" را دوست داشت، یا با پیرمرد نجیبی که مستخدمشان بود و وقت رفتن نیز او را همراهی می کرد...

..."پروین" به استعمال زینت آلات توجه نداشت. در پوشش، متانت و زیبایی را به حد اعتدال رعایت می کرد. رنگ های آرام در لباس هایش بیشتر به چشم می خورد. نهایت درجه به نظافت مقید بود و از آرایش ظاهری و خود آرایی همواره دوری می کرد...

"میس شولر" که در زمان تحصیل و تدریس "پروین" در مدرسه دخترانه آمریکایی، رئیس آن مدرسه بوده است:"...تواضع ذاتی اش به حدی بود که به فراگرفتن هر مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت، شوق وافر ابراز می نمود. "پروین" اصولا به همه امور عالم اظهار علاقه می کرد و سعی داشت بر همه چیز واقف گردد. آن اوقات، جمعی از دختران مدرسه، هرکدام با دختر دانش آموزی در آمریکا به مکاتبه پرداختند ولی بدان ادامه ندادند. تنها "پروین" این مکاتبه را که گویی بر وسعت دایره معلومات وی می افزود، با دوست آمریکایی خود سالیان متمادی و در واقع تا آخر عمر ادامه داد. از صفات برجسته این دختر هنرمند، چیزی که بیش از همه جلب توجه می کرد، صداقت و صراحت او بود. هرگز نزد کسی بیش از آنچه واقعا او را دوست می داشت، دعوی دوستی نمی نمود و وهیچ گاه خویشتن را صاحب افکار و عقایدی که نداشت، قلمداد نمی کرد. به اصطلاح ایرانی ها، قلب "پروین" مانند آیینه صاف و روشن بود و فقط شخصیت حقیقی او را منعکس می ساخت..."

..."محمدعلی اسلامی ندوشن": "پروین اعتصامی چه به اقتضای روح لطیف و خواهرانه ای که داشت و چه به اقتضای زمان، به سیاست و مسائل جاری نپرداخته. قلمرو شعری او به مکان و زمان و حوادث خاص، محدود نیست. وی رنج و غم مردم بی پناه و محروم را می سراید، به طور عام، در هر روزگار و در هر کجا که باشند..."


منبع : http://mehremihan.ir/


سایت مهر میهن




تعداد کل صفحات: 6 1 2 3 4 5 6
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات