از برت دامن کشان
رفتم ای نا مهربان
از من آزرده دل
كی دگر بینی نشان
رفتم كه رفتم
رفتم كه رفتم

از برد دامن كشان
رفتم ای نا مهربان
از من آزرده دل
كی دگر بینی نشان
رفتم كه رفتم
رفتم كه رفتم

از من دیوانه بگذر
بگذر ای جانانه بگذر
هر چه بودی هر چه بودم
بی خبر رفتم كه رفتم
رفتم كه رفتم

شمع بزم دیگران شو
جام دست این و آن شو
هر چه بودی هر چه بودم
بی خبر رفترم که رفتم
رفتم كه رفتم

بعد از این بعد از این
كن فراموشم كه رفتم
دیگر از دست تو
می نمی نوشم كه مستم
با دل دیر آشنا
گشتم از دامت رها
بی وفا بی وفا بی وفا
رفتم كه رفتم
رفتم كه رفتم

بعد از این بعد از این
كن فراموشم كه رفتم
دیگر از دست تو
می نمی نوشم كه مستم
با دل دیر آشنا
گشتم از دامت رها
بی وفا بی وفا بی وفا
رفتم كه رفتم
رفتم كه رفتم