تبلیغات
مولا110 - مطالب محمدعلی بهمنی
سه شنبه 20 بهمن 1394

با پای،دل قدم ،زدن آن، هم ،کنار تو - محمد علی بهمنی

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :محمدعلی بهمنی ،شعر ،





با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو 
باشد که خستگی بشود شرمسار تو 
در دفتر همیشه ی من ثبت می شود 
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو 
تا دست هیچ کس نرسد تا ابد به من 
می خواستم که گم بشوم در حصار تو 
احساس می کنم که جدایم نموده اند 
همچون شهاب سوخته ای از مدار تو 
آن کوپه ی تهی منم آری که مانده ام 
خالی تر از همیشه و در انتظار تو 
این سوت آخر است و غریبانه می رود 
تنهاترین مسافر تو از دیار تو 
هر چند مثل اینه هر لحظه فاش تر 
هشدار می دهد به خزانم بهار تو 
اما در این زمانه عسرت مس مرا 
ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو 
از هر طرف نرفته به بن بست می رسیم
نفرین به روزگار من و روزگار تو


برچسب ها: با پای ، دل قدم ، زدن آن ، هم ، کنار تو - محمد علی بهمنی ،

محمدعلی بهمنی زادهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ شاعر و غزل‌سرای ایرانی است. بسیاری بر این عقیده‌اند که غزل‌های او وام‌دار سبک و سیاق نیما یوشیج ست. نخستین شعر بهمنی در سال ۱۳۳۰، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید.

 

تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب 
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب

تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه
چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب

تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب

مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می كنم هر شب

تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب

كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب