شهراد ملک فاضلی در سال 1354 در تهران متولد شد. او از دوران کودکی به نقاشی علاقه فراوان داشت. در سن 15 سالگی تحت تعلیم بزرگترین نقاش رئالیست ایران - استاد مرتضی کاتوزیان - قرار گرفت. از 20 سالگی نقاشی را بصورت جدی تر و حرفه ای دنبال نمود. او در سال 1380 در رشته گرافیک از دانشکده جهاد دانشگاهی فارق التحصیل شد.
در سال 1382 در نمایشگاه گروه آتلیه کارا شرکت کرد و در همان سال آتلیه نقاشی شخصی خود را بنا نهاد که در آن به تعلیم نقاشی با معیارهای سنتی و کلاسیک مشغول است. در سال 2004 او به عنوان یکی از صد نقاش برگزیده در دومین مسابقه سالن مرکز احیای هنر در آمریکا مفتخر به دریافت تقدیر نامه شد.
منبع:http://shahradmalekfazeli.com/















برچسب ها: هنر ، عکس ، زندگینامه ،

حجت‌الله شکیبا (زادهٔ ۱۳۲۸، گرگان) نقاش هایپررئالیست و عکاس ایرانی‌ست. موضوع اغلب نقاشی‌های شکیبا، تاریخ ایران است.

زندگی‌نامه
شکیبا در سال ۱۳۲۸، در محلهٔ باغشاه گرگان به دنیا آمد. پدرش، میرزا محمود، عکاس بود و در حدود سال‌های ۱۳۲۰ اولین عکاسی الکتریکی را در شهر گرگان تأسیس کرده بود. میرزا محمود دستی هم در نقاشی داشت. به این ترتیب بود که حجت‌الله از کودکی با نقاشی و عکاسی آشنا شد.
شکیبا دورهٔ دبیرستان را در مدرسهٔ ایرانشهر گرگان گذراند. سپس به هنرستانی در تهران رفت و تحت نظر استادانی چون مقیمی تبریزی، غلامحسین نامی و... تعلیم دید. پس از آن تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ادامه داد.
در یکی از نقاشی‌هایش از یک اسکناس یک تومانی، شیوهٔ اجرا، استفاده از رنگ‌های پخته و سایه‌روشن‌ها چنان دقیق و به عکس نزدیک بود که او را درزمرهٔ نقاشان هایپررئالیست قرار داد. اولین نمایشگاه او با عنوان «اسکناس‌های شکیبا» که در گالری سیحون در سال ۱۳۵۵ برگزار شد، او را به جامعه هنری ایران معرفی کرد.[۱]
همکاری با علی حاتمی
آشنایی و همکاری شکیبا با علی حاتمی به پیش از انقلاب بازمی‌گردد. آیدین آغداشلو که با سبک و شیوهٔ کار شکیبا آشنایی داشت، او را به علی حاتمی معرفی کرد. این آشنایی به همکاری فیلمساز و نقاش در سال‌های بعد منجر شد.
در هزاردستان تابلوی شهر قدیم مشهد، در کمال‌الملک بازسازی تمام تابلوهای کمال‌الملک از جمله تالار آینه، در دلشدگان پرتره‌ای از لیلا حاتمی از آثار حجت‌الله شکیبا هستند که این آخری در حراج کریستی لندن به فروش رفت.[۲]
شدونا
«شدونا» (به انگلیسی: Shadona) عنوان عکسی از حجت شکیباست که در ونکوور کانادا گرفته شده. نام آن ترکیبی از واژهٔ مدونا (مریم عذرا) و Shadow به معنای سایه است و ترکیب آن را می‌توان به «سایهٔ مریم» ترجمه کرد. این اثر الهام‌بخش شکیبا در خلق مجموعه آثار سال‌های اخیرش بوده است. او در مورد چگونگی خلق این اثر می‌گوید: «این عکس را در یک نیمه شب بهاری از بلندیهای مشرف به شهر ونکور کانادا گرفته‌ام. انعکاس نورهای ساختمان‌ها در آب آنقدر زیبا بود که مرا واداشت در آن لحظه متوقف شوم و عکسی بگیرم، چیزی که تعجب من را بر انگیخت زمانی دیگر بود که تصویر را بزرگ شده می‌دیدم، گویی شاهد دیدن یک اثر مدرن هستم که ریشه در آثار هنری کلاسیک دارد.»[۳]
نمایشگاه‌ها
تاکنون نمایشگاه‌های متعددی از آثار شکیبا در ایران و جهان برگزار شده‌اند:
نمایشگاه‌های گالری سیحون و گالری مهرشاد (۱۳۵۵)
نمایشگاه بال، سوئیس (۱۳۵۶)
نمایشگاه انفرادی لندن (۱۳۵۸)
نمایشگاه انجمن فرهنگی ایتالیا (فرهنگ‌سرای نیاوران)، موزه هنرهای معاصر تهران، نمایشگاه نقاشان منظره‌ساز (فرهنگ‌سرای نیاوران) (۱۳۶۵)
نمایشگاه نقاشان ایران (فرهنگ‌سرای نیاوران)، نمایشگاه نقاشان و مجسمه‌سازان، پارک دانشجو (هفته جنگ) برنده جایزه اول ـ نمایشگاه نقاشان ۵۲ کشور (مکه) موزه هنرهای معاصر تهران، جایزه اول نقاشان، نمایشگاه آسیایی بنگلادش، نمایشگاه گالری سیحون (۱۳۶۶)
نمایشگاه گالری سیحون (۱۳۶۷)
نمایشگاه گالری سیحون (۱۳۶۷)
گالری سیحون، نمایشگاه نقاشان ایران (نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران) ـ چهره‌پردازان ایران (موزه هنرهای معاصرتهران)ـ نمایشگاه دوسالانه نقاشان (موزه هنرهای معاصر تهران)، نمایشگاه‌های مختلف اصفهان، مشهد و گرگان.(۱۳۷۰)
نمایشگاه کریستی لندن (۱۳۷۴)
نمایشگاه انفرادی ونکور کانادا ـ نمایشگاه‌های مختلف آمریکا، دبی
و..(۱۳۷۸)[۴]
آثار منتشرشده
نقاشی‌های شکیبا (با مقدمه دکتر جواد مجابی)
مجموعه ایرانشهر
کتاب خیام
مجموعه سه رنگ عشق
مجموعه نرگس خاتون
کتاب ایراندخت
نقش عکس در هنر ایران
دیوان حافظ.
کارت‌های تبریک، پوسترها و تقویم‌هایی که از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۶ منتشر شده.
آرتمیس، بانوی پارسی
کتاب عکاسی، در این کتاب نمونه‌هایی از آثار و سوابق عکاسی شکیبا آمده وبخشی از کتاب هم به عکس «شدونا» تعلق دارد.[۵]

منبع:https://fa.wikipedia.org




Image result for ‫حجت الله شکیبا‬‎








Hojat-Shakiba-Persia-Persian-Iran-Art-Print-42




برچسب ها: هنر ، عکس ، زندگینامه ،

دوشنبه 6 مهر 1394

استاد پرویز مشکاتیان

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :زندگینامه ها ،عکس های هنر مندان ،عکس ها و تصویر ها ،عکس ،هنر ،

پرویز مشکاتیان (۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور - ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ در تهران) آهنگساز، موسیقی‌دان، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نوازنده سنتور اهل ایران بود. او به سه تار نیز آشنایی داشت.
زندگی‌نامه و فعالیت‌هنری
پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آموخت. وی آموختن موسیقی را در طول تحصیل در زادگاهش، نیشابور پی گرفت و تا پایان دورهٔ متوسطه همچنان در پیشگاه پدر به فراگیری و تمرین مشغول بود. مشکاتیان در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد و به آموختن ردیف میرزا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.[۱]
وی همزمان با آموزش ردیف، مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، دکتر مهدی برکشلی، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فرا گرفت. او نوازندگی سنتور را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به صورت بسیار جدی ادامه داد و توانست در نوازندگی این ساز به مهارت ویژه و چشمگیری دست پیدا کند و همچنین توانست کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی و نوازندگی سنتور به ویژه در زمینهٔ ساخت قطعات همنوازی (ارکسترال)، تصنیف و نیز تکنوازی انجام دهد. مشکاتیان در این سال‌ها، کنسرت‌های متعددی با خوانندگانی چون پریسا و هنگامه اخوان اجرا کرد و در سال ۱۳۵۶، گروه عارف را تشکیل داد.[۱]
وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌گردید، به همراه پشنگ کامکار مقام نخست در رشتهٔ سنتور و همراه با داریوش طلایی، مقام ممتاز در ردیف‌نوازی را به دست آورد.[۱][۲] وی همسر سابق افسانه شجریان بوده و صاحب دو فرزند به نامهای آوا و آیین است.
مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد[۱][۲] ولی پس از واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفاء داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد.[۱][۲] سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا، دستان، گنبد مینا و جان عشاق بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سه‌تار و در جان عشاق فقط آهنگ‌ساز) همکاری داشت.[۳]
او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.
پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.[۱]
مشکاتیان از سال ۱۳۷۶ اجراهای صحنه‌ای و انتشار آلبوم را متوقف کرد و تا تابستان سال ۱۳۸۴ کنسرتی در کشور اجرا نکرد.[۱][۴]
یکی از واپسین کارهای وی آلبوم تکنوازی تمنا بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت. در سال ۱۳۸۶، پس از حضور پرویز مشکاتیان در کنسرت محمدرضا شجریان، رابطهٔ این دو استاد موسیقی ایرانی که بیش از یک دهه تیره بود، مجدداً برقرار شد. همچنین، در مراسم جشن خانه موسیقی در ۲۳ مهر ۱۳۸۶، لوح تقدیر از یک عمر فعالیت هنری توسط محمدرضا شجریان به عنوان رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی به پرویز مشکاتیان داده شد.[۵]
از آثار مشکاتیان، کتاب‌های فراوانی منتشر شده‌است. از این کتاب‌ها می‌توان به اثرهای بیست قطعه برای سنتور، گل آئین، گل آوا، مجموعه تصانیف، بیداد، لاله بهار اشاره نمود.
پرویز مشکاتیان در تاریخ ۲۹ شهریور سال ۱۳۸۸[۶] در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی[۷] درگذشت. در مراسم او نماینده وزیر ارشاد نیز سخنرانی کرد که با مخالفت مخالفان روبرو شد[۸]؛ در طی سخنرانی وی حاضران سوت و کف می‌زدند تا مانع سخنرانی نماینده وزیر ارشاد شوند.
همچنین مراسم تشییع پیکر پرویز مشکاتیان در روز ۴ مهر در زادگاهش نیشابور، از مقابل اداره فرهنگ و ارشاد و با حضور جمعیتی نزدیک به ۱۵ هزار نفر[۹] برگزار گردید. در این مراسم که هنرمندانی همچون حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، همایون شجریان، کیوان ساکت، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان، محمدرضا رستمیان، شروین مهاجر و پژمان طاهری حضور داشتند،[۹] گروهی از دانشجویان دانشکده هنر نیشابور به نشانه عزا تعدادی از سازهای خود را کفن‌پوش کرده بودند. همچنین گروه موزیک شهر نیشابور در طول مراسم تشییع مارش عزا اجرا می‌کرد.[۱۰] پیکر پرویز مشکاتیان پس از مراسم تشییع و خواندن نماز در مسجد جامع نیشابور، در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.[۹]


منبع:https://fa.wikipedia.org















برچسب ها: هنر ، عکس ، زندگینامه ،

جمعه 16 مرداد 1394

درویش عبدالمجید طالقانی(1)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :زندگینامه ها ،عرفانی ،عکس های عرفا ،عکس های هنر مندان ،


استاد کل، درویش عبدالمجید طالقانی
نابغه خط شکسته نستعلیق ایران


تصویری منسوب به درویش عبدالمجید طالقانی


در سال 1391، کتاب بسیار نفیس «احوال و آثار درویش عبدالمجید طالقانی» در 768 صفحه و اندازه رحلی و چاپ رنگی، با حمایت رئیس محترم کتابخانه مجلس و حاصل بیش از 35 سال تحقیق شبانه و روزی، استاد فرزانه غلامرضا مشعشعی، انتشار یافته است. جلد کتاب توسط استاد عباس اخوین، طراحی و اجراء شده است 

اطلاعات بیشتر، متن مصاحبه استاد مشعشعی در خصوص تالیف کتاب و مسائل خط شکسته نستعلیق صفحه عبدالمجید طالقانی در سایت بلگفا 

جهت قدردانی از زحمات بسیار طاقت فرسای اساتید معظم، برای تالیف و نشر کتاب فوق، چنین به نظر آمد که، خلاصه آن جهت اطلاع رسانی در سایت های اینترنتی، بشرح ذیل بازنویسی و تقدیم شود. امید است، به افزایش آشنائی بیشتر با استاد کل، درویش عبدالمجید طالقانی، نابغه خوشنویسی شکسته نستعلیق، این خط زیبای ایرانی، کمکی هر چند ناچیز، بنمایدمنبع: کتاب «احوال و آثار درویش عبدالمجید طالقانی» استاد بزرگ خط شکسته و شاعر قرن 12 هجری قمری «1185-1150» به انضمام «فهرست شکسته نویسان» پژوهش و نگارش (استاد فرزانه) غلامرضا مشعشعی 

ناشر: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد کتابخانه مجلس شورای اسلامی1391 

تخلیص: حسین زینعلی، بر اساس خلاصه نویسی از کتاب فوق و چند مورد از سایر منابع [[که در داخل کروشه، اضافه شده است]]، مربوط به مولف بزرگوار. شامل خلاصه ای از: پیش گفتار، مقدمه، دیباچه، فصل اول سیر تحول خط شکسته ، فصل دوم، زندگینامه عبدالمجید طالقانی، فصل سوم، آثار درویش عبدالمجید ، فصل چهارم، جلی نویسی در خط شکسته، فصل پنجم ارزش‌های بصری در خطّ شکسته 

توضیح: جهت کوچکتر کردن حجم فایل های تصاویر کتاب، ضمن حذف حواشی خطوط، از کیفیت عکس ها نیز، کاسته شده است. برای مشاهده تصاویر با کیفیت اصلی، باید به متن کتاب یا منابع مربوطه، مراجعه شود






نمونه هائی از امضاء درویش در ذیل آثار خویش

پیش گفتار کتاب، به قلم آقای رسول جعفریان



قطعه خط شکسته، رنگه نویسی، درویش عبدالمجید طالقانیاین هنر (شکسته نستعلیق) مانند هنرهای دیگر و در شاخه های مختلفش، قله هایی دارد که شاید بتوان گفت فوق آن کمتر قابل تصور است. اینکه چیزی فراتر از شعر حافظ باشد، فهمش دشوار است، هر چند محال نیست» ایشان با توجه به تحقیق انجام شده و ملاحظه آثار درویش عبدالحمید طالقانی، می گوید: « در زمینه خط شکسته نستعلیق، آثار این استاد در قله قرار دارد و بدون شک قطعات و خطوط برجا مانده از وی، بهترین هاست. به همین دلیل است که هنر درویش در نوشتن خط شکسته نستعلیق، نام مکتب درویش را به خود میگیرد 

در زیبایی آثار عبدالمجید درویش، شهادت چشمان همه کسانی که آنها را دیده و در این مجموعه خواهند دید، حجت خواهد بود، و اما مقدمه استادانه‌ای که بر آن نوشته شده، برگرفته از عشقی با بیش از چهل سال سابقه است، عشقی فعال و پویا که عمق وجود استاد را در تصرف خود داشته و سبب شده است تا بهترین سالهای زندگی را در جهت گردآوری این کتاب بگذراند 

در این مقدمه استادانه، همه چیز در حد نهایت خود شرح داده شده و درست مانند هنر درویش که در اوج است، پژوهش مربوط به او نیز شامل هر آن نکته‌ای که امکان دسترسی به آن و درکش فراهم بوده، در اوج قرار داد. تاریخ خط شکسته، تغییرات آن، زندگی درویش، آثار برجای مانده و پس از آن انتخاب و گزینش بهترین‌ها و بسیاری از نکات دیگر، از مطالبی است که در مقدمه مبسوط و استادانه ملاحظه خواهند کرد 

بنده وظیفه خود می‌دانم به عنوان یک خدمتگزار، پدید آمدن این اثر را به جامعه هنری ایران به ویژه خطاطان عزیز و پرحوصله و هنرمند تبریک بگویم. این علاوه بر تبریکی است که باید متواضعانه به استاد مشعشعی که سالهای متمادی را صرف بِدید آمدن این اثر کرده اند، بگویم. بدون شک کتابخانه مجلس به انتشار این کتاب بر خود می‌بالد و افتخار می‌کند و آن را برگی درخشان در کارنامه نشر خویش تلقی می‌کند

قطعه خط شکسته، رنگه نویسی، درویش عبدالمجید طالقانی

مقدمه کتاب، طراحی و خوشنویسی روی جلد
استاد عباس اخوین، چهره ماندگار خوشنویسی 1389



خط شکسته نستعلیق سومین خط و آخرین خط ابداعی هنر مندان خوش ذوق ایرانی است که در سده یازدهم قانون مند گشت و در سده دوازدهم به دست درویش عبدالمجید طالقانی به اوج رسید. ... استاد غلامرضا مشعشعی از نخستین خوشنویسانی است که در ترویج دوباره این خط چشم نواز و دلفریب کوشش فراوان داشته و از دوران نوجوانی با پی بردن به اصالت و رموز آثار درویش، دلباخته مکتب این هنر پرور طالقانی گردیده ... و به جای معرفی آثار خویش، تبلیغ و اشاعه سبک درویش را راس الامور خود قرار داد. 

ایشان پژوهش را در باب درویش از سه دهه پیش آغاز نمود و با پشتوانه‌ای که از خوشنویسی داشت، به شناسایی آثار اصیل و جعلی درویش پرداخت و برای کمال بخشیدن به پژوهش خود، موزه‌ها، کتابخانه‌ها و مجموعه‌های شخصی داخل و خارج از کشور را مورد بررسی قرار داد و احوال و آثار درویش را از لابلای انبوهی از کتاب‌ها و مرقعات با حوصله ستودنی استخراج کرد


شکسته جلی، درویش عبدالمجید 1180 هجری قمری

دیباچه استاد غلامرضا مشعشعی، مولف کتاب


گر کسی وصف او ز من پرسد * * * بی دل از بی نشان چه گوید
عاشقان کشتگان معشوقند * * * بر نیاید ز کشتگان آواز

سخن از فرزانه ای است که سر خیل عاشقان است و سرسلسله رهروان، او را با قلم میثاقی است جاودانه، که نوشتن وسوسه تمام زندگی اوست، وسوسه ای که تا واپسین دم حیات، دست از جان بی قرار او برنمی دارد. آری صحبت از هنرمند بزرگ و نابغه ای است که چون سعدی، حافظ، مولانا و میرعماد، جدا از زمان و مکان و تاریخ و رشته هنری خود، در شمار مشاهیر ادب و هنر جهان قرار دارد، ولی افسوس هنوز جامعه خوشنویسان آنطور که بایسته «درویش عبدالمجید» این استاد نامدار مشرق زمین است، او را نمی شناسد ... چه رسد به مردم میهن ما 

با تاسف فراوان باید سده اخیر را دوره رکورد شکسته نگاری نامید، زیرا بی توجهی به این هنر با گذشت زمان چنین نتیجه داد که اکثر متون و دست نوشته هائی که به خط شکسته، از پیشینیان به یادگار مانده، ناخوانا بنماید. وجود این خلاء بزرگ فرهنگی و بی گانه شدن مردم با خوشنویسی سبب شد که این آثار در موزه ها و کتابخانه ها، محبوس مانده و ناگزیر گرد فرآموشی بر آنها بنشیند، تا آنجا که حتی نام مشاهیر و نام آوران این قلم نیز از یاد برود

یکی از نتایج زیان بار وضعیت یاد شده آن بود که مردم ما، به خصوص نسل جوان – به دلیل ناآشنایی با رموز و قواعد شکسته و نداشتن استاد و معلم مجرب – به جای بهره وری از این خط زیبا و جلوه های خوش آن که صرفا به منظور تند نویسی طراحی شده است – امروزه دارای خطی نازیبا و ناموزون شبیه «نسخ روزنامه ای» هستند که این خط به دلیل ضعف در تکنیک کاربردی خود، از حرکتی کُند برخوردار است 


بر آن شدم که نتیجه تحقیقات و مطالعات بیش از سه دهه خود را ره‌آورد صاحب‌ نظران و هنرمندان کرده و کتاب مرجع حاضر را پیشکش آنان کنم که در برگیرنده مجموعه‌ای از برگزیده آثار استاد در موزه‌ها و کتابخانه‌ها و گنجینه‌های خصوصی داخل و خارج از ایران بوده و نیز همه‌ی اطلاعات مربوط به خطّ شکسته همچون سیر تحول، شیوه، سبک شناسی و معیارهای شناسایی خطوط ایشان و سایرمطالب مربوط به زندگی و شرایط اجتماعی زمان وی را در بر داشته باشد
قطعه شکسته، درویش عبدالمجید 1176 هجری قمری

خلاصه کتاب «احوال و آثار درویش عبدالمجید طالقانی» استاد بزرگ خط شکسته و شاعر قرن 12 - نگارش غلامرضا مشعشعی 

با اسلام آوردن ایرانیان، خط کوفی جایگزین خط پهلوی و اوستائی شد. تا اواخر قرن پنجم، ده ها گونه خط کوفی، در کتابت و تحریر و تزئین به کار می رفت. سپس ابن مقله بیضایی (محمد بن علی فارسی 272-328 هجری قمری ) خط نسخ را با توجه به خط کوفی، پدید آورد. خط نسخ، باعث آسانی در خواندن و نوشتن شد و بتدریج خط کوفی، منسوخ گشت، هر چند جنبه های تزئینی برای کتابت قرآن مجید یا در کتبیه ها و ظروف سفالی، هم چنان، استمرار داشته است
گفته میشود، ابن مقله، سایر خطوط محقق، ریحان، ثلث، رقاع و توقیع را، از روی خط نسخ، بوجود آورده است. بعلاوه ابن بواب (م 413 ق) در این خطوط تصرفاتی به عمل آورده و بعد از آن خط با میزان نقطعه سنجیده شد. در قرن هفتم هجری قمری، به دست یاقوت مستعصمی و شاگردانش به کمال زیبائی و درست نویسی رسید 
از قرن هشتم تا یازدهم، خطوط تعلیق، نستعلیق و شکسته نستعلیق، بوجود آمد که باید آنها را خطوط ویژه ایرانی نامید. زیرا اگر چه الفبای آنها، ماخوذ از حروف عربی است، ولی شکل و ترکیب آنها با سایر خطوط اسلامی متفاوت است و حتی ترکیب و گردش حروف در آن ها شباهت به خطوط باستانی ایران، یعنی پهلوی و اوستایی دارد
قطعه خط ثلث و نسخ ریحانی - علاء الدین تبریزی - قرن دهم
نمونه خط کوفی

خط تعلیق 
خط تعلیق، با تکامل یافتن خطوط توقیع و رقاع، به دست خواجه تاج سلیمانی (736-808 ق) به صورتی خوش درآمد. این خط در ابتدا برای تحریر و کتابت و نوشتن نامه ها، استفاده می گردید. لکن بواسطه پیوستگی و اتصالات ممتد در بین حروف و تنگاتنگی آن، ضمن دارا بودن ترکیبات بسیار بدیع و چشم نواز، هم چنان در خواندن و نوشتن دشوار بود

نیاز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پیوستگی حروف و کلمات، مجاز شود و خطی بوجود آمد که شکسته تعلیق نامیده شد. این قلم خاص کاتبان دیوان بود که گاهی «ترسّل» نیز نامیده شده است. پس از رواج خط تعلیق، عثمانی‌ها و مصری‌ها در آن تصرفاتی موافق با سلیقه خود ایجاد کردند و شیوه خود را «دیوانی» نامیدند

خط تعلیق - خواجه اختیار منشی گناآبادی - قرن دهم

قطعه خط شکسته تعلیق، مرقع کوه نور، درویش عبدالمجید 1180 ق

خط نستعلیق 
خط نستعلیق توسط میر علی تبریزی (زنده در 798 ق) از ترکیب دو خط «نسخ» و «تعلیق» بوجود آورد. گفته میشود نام گذاری نستعلیق، به دلیل نسخ کردن خط تعلیق، به صورت خلاصه نستعلیق، گفته شده است. خط نستعلیق عروس خطوط اسلامی است و در نهایت سادگی و زیبائی و فاقد مشکلات خط تعلیق است. البته نوشتن آن، نیاز به مهارت های فنی بیشتری دارد 

خط نستعلیق از همه شرایط زیبایی مثل: اعتدال، موزونی، استواری، تناسب، حسن ترکیب و هم‌آهنگی ذوق و سلیقه برخوردار است. علاوه بر زیبایی منظر، سهولت و سرعت تحریر نستعلیق و نیز آسانی قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده است. نستعلیق خطی است با قاعده و حروف این خط را، الهام گرفته از زیبایی طبیعت دانسته‌انداز بزرگانی که هر کدام سهم موثری در تکامل خط نستعلیق داشته اند، می توان به سلطانعلی مشهدی (متولد 926 ق) میر علی هروی (م951 ق) و میر عماد (م 1024) اشاره نمود. البته استاد کل میر عماد حسینی، در لطافت قلم و قدرت کتابت و خوش اندامی حروف و کلمات، تمام زیبائی های خط نستعلیق را به اوج کامل رسانده است 

اصول خط نستعلیق امروزه همان است که میرعماد لحاظ کرده بود. هنرمند قرن سیزدهم محمدرضا کلهر (م 1310 ق) در چارچوب شیوه میرعماد تغییراتی ایجاد کرد که در زیباتر شدن و تطبیق آن با صنعت چاپ سنگی در آن زمان، نقش اساسی داشت. میرزا غلامرضا اصفهانی (م 1304 ق) و از هنرمندان همین دوره است که نستعلیق را بسیار استادانه می‌نوشت 

در دهه های اخیر، توجه به خط نستعلیق، روزافزون بوده است و خوشنویسانی توانا در این زمینه ظهور کرده‌اند. از خوشنویسان معاصر که موجب رونق و ترویج این نوع خط شده‌اند، می‌توان به عماد ‌الکتاب (م 1315 ش)، سید حسین میرخانی، سید حسن میرخانی [[و دوره معاصر، استاد غلامرضا امیر خانی]] اشاره
نمود



قطعه خط نستعلیق میرزا غلامرضا اصفهانی، 1289 ق


خط نستعلیق - میر علی، قرن دهم ق

خط نستعلیق - مرحوم میر عماد الحسینی، متوفی 1024


خط شکسته نستعلیق 
 
اکثر خطوطی که در ایران انتشار یافت، به تدریج به صورت شکسته نیز، تحریر شده است. تغییراتی در اصل خط که برای تند نویسی و تحریر متون بلند، مثل نامه ها، قطعات، مرقعات و بیاض و فرامین، قابل استفاده باشد. از اواخر قرن یازدهم، به جای شکسته تعلیق، از خط نستعلیق برای تمامی کتابت ها، استفاده شده و در ادامه سیر مذکور، کم کم به سمت شکسته شدن آن، گرایش بوجود آمد. با کثرت کاربرد و نیاز به تند نویسی بیشتر، پیچش‌ها و حرکت‌های بسیار زیبایی جهت روان‌نویسی و تندنویسی، ابداع شد 

ابداع و استخراج شکسته نستعلیق را از نستعلیق در اوایل قرن یازدهم به مرتضی قلیخان شاملو (متوفی 1100 ق) و برخی نیز به محمد شفیع هروی معروف به شفیعا (متوفی 1081 ق) و حتی به میرزا ابوتراب خوشنویس نسبت داده‌اند، که مورد اخیر، مورد قبول، غالب تذکره نویسان نیست. لکن بدون شک، بزرگترین هنرمند و بلکه اوج دهنده این خط، درویش عبدالمجید طالقانی (1170 - 1185) است. وی در یک دوره کوتاه 15 ساله، همان کاری که طی چندین قرن در نهایت به دست میر عماد، برای کمال خط نستعلیق انجام شد، توسط درویش در این مدت کم، بوجود آمد
درویش در ابتدا به کمال استادی در خط نستعلیق رسید. چنانچه گفته میشود، او مثل میر عماد، مینوشت. آنگاه با توجه جدی به خط شکسته نستعلیق زمان خویش، با بررسی نقاط ضعف و قوت آن، ضمن تجزیه و تحلیل، حروف و کلمات را از نو، دسته بندی نمود و در نتیجه بعضی را جابجا کرد، برخی را جویده و برخی را بلند و چنان حروف و کلمات را از درون هم عبور دارد و پیچاند که نتیجه آن، بوجود آمدن طرحی ابداعی و نو و به اصطلاح، اوج هنری و فنی خوشنویسی را در خط شکسته نستعلیق، بوجود آورد. گفته میشود، در 5 سال آخر عمر درویش و به خصوص سال آخر حیات ایشان، 1185 هجری قمری، در اوج مشکلات ناشی از مریضی و تنگدستی، بیشتر آثار نفیس استاد، به بار نشسته است
درویش عبد المجید طالقانی، به علاوه در شاعری نیز چیره دست بود و دیوان شعر از وی، به یادگار مانده است. درویش در سال 1185 هجری قمری، یعنی در 35 سالگی، به دیدار حق نائل گشته و در قبرستان «تخته فولاد» اصفهان، به خاک سپرده شد. ابیات ذیل بر سنگ آرامگاه ایشان، نوشته شده است 

حیف و صد حیف ز درویش مجید
که جوان رفت ز دنیا ناگاه

آن به انواع معارف عارف
آن به اقسام حقایق آگاه

بی خطا خطه خط را سلطان
بی سخن کشور معنی را شاه
قطعه خط شکسته، مرتضی قلی شاملو، قرن یازدهم ق
قطعه خط شکسته، محمد شفیع حسینی، 1086 ق
سنگ مزار درویش عبدالمجید طالقانی در تخته فولاد اصفهان

بعد از درویش، معروف ترین شاگرد ایشان، میرزا کوچک محمد قاسم نجفی اصفهانی، خوشنویسی مبرز بود. بعد از او، افرادی چون میرزا محمد رضا و محمد جعفر اصفهانی و نیز شکسته نویسان زیادی از جمله سید علی اکبر گلستانه، در دوره قاجار [[ و از معاصرین، اساتید محمدحسین عطارچیان و غلامرضا مشعشعی را ]]، از شاگردان مکتب درویش، نام می برند، [[ در این میان غلام‌رضا مشعشعی و محمد حسین عطارچیان، بیش از دیگران به شیوه درویش نزدیک شده‌اند]]ص

قطعه خط شکسته، محمد قاسم نجفی اصفهانی، 1192 ق


دو رویداد مهم دوره قاجار
خط شکسته نستعلیق با آنکه در ابتدا ساده و خوانا بود، به تدریج پیچیده و برای خواندن، دشوار گردید. لکن تلاش شد، از انحطاط این خط زیبا، جلوگیری و جنبه های کاربردی آن، حفظ شود 

اول – با تلاش اشخاصی مثل امیر نظام گروسی و میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و امیر الدوله، شیوه خاص با سرقلم بوجود آمد. هر چند اصول ابداعی درویش، در آنها حفظ شده است، ولی اصلاحاتی مثل اتصال دو یا سه نقطه به هم، اجتناب از پیوسته و متصل نویسی حروف و کلمات برای تسهیل در خواندن و اقبال مردم و اشخاص با سواد به خط شکسته نستعلیق، بوجود آمد 

دوم- هر چند خط شکسته با قلم خفی (کوچک تحریری) و برای مقاصدی مثل نوشتن عریضه، عقد نامه، قباله، کتاب، بیاض، احکام و مکاتبات به کار می رفت و لکن با ظهور خوشنویسانی مثل میرزا غلامرضا اصفهانی و گلستانه، قطعه نویسی خط شکسته در اقلام جلی (بزرگ و انتزاعی)، متداول گشت و جنبه های تزئینی خط در آن، نمایان تر شد. لذا علاوه بر اقلام ریز (خفی) به صورت اقلام درشت (جلی) که برای کارهای گرافیکی و نقاشی خط، بسیار کاربرد دارد، مورد اقبال خوشنویسان معاصر واقع شده است
شکسته نستعلیق بعد از یک دوران کوتاه رکود، امروزه مورد توجه مجدد خوشنویسان، واقع شده است. حروف و کلمات در این نوع خوشنویسی از شکل‌های متنوع و زیبایی برخوردار است. حرکت در این خط از نستعلیق آزادتر است. از شکسته نستعلیق برای نوشتن متن‌های ادبی و شاعرانه فارسی، بهره گرفته می‌شود این نوع خوشنویسی در نقاشی خط و گرافیک نیز کاربرد وسیعی دارد
به هر حال، برای امروز جامعه، به دلیل کیفیت خطوط مورد استفاده در صنعت چاپ و روزنامه و ... متاسفانه بدخطی یا به عبارتی، خط روزنامه ای، رواج زیادی دارد. لذا علی رغم گرایش به اقلام درشت در خط شکسته نستعلیق (جلی) در نمایشگاه ها و تابلوها، از کاربرد بسیار مهم خط شکسته نستعلیق در اقلام ریز، خفی، برای نوشتن عادی، کاسته شده است 
برای رواج خط زیبای شکسته نستعلیق، با توجه به وجود 32 حرف فارسی و تلاش برای یادگیری اشکال حروف ویژه نستعلیق و حالات شکسته آنها، که کم تعداد می باشد، می توان با تدوین برنامه های بلندمدت در کتابهای درسی دوره های مختلف، به تدریج نسبت به رواج خط زیبای شکسته نستعلیق، اقدام نمود
قطعه خط شکسته، شفیعا قرن یازدهم


قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، 1179 ق



قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، 1178 ق



منبع: http://www.zeinali.ir/











برچسب ها: هنر ، زندگینامه ،

جمعه 16 مرداد 1394

درویش عبدالمجید طالقانی(2)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :زندگینامه ها ،عرفانی ،عکس های عرفا ،عکس های هنر مندان ،


استاد کل، درویش عبدالمجید طالقانی
نابغه خط شکسته نستعلیق ایران


تصویری منسوب به درویش عبدالمجید طالقانی


خلاصه کتاب «احوال و آثار درویش عبدالمجید طالقانی» استاد بزرگ خط شکسته و شاعر قرن 12 - نگارش غلامرضا مشعشعی 

فصل دوم - زندگینامه عبدالمجید طالقانی


نمائی از روستای مهران طالقان - زادگاه درویش عبدالمجید طالقانی

درویش عبدالمجید طالقانی، متولد روستای مهران طالقان. سال تولد وی، 1150 قمری و برخی 1148 یا کمتر، ذکر کرده اند. [[متاسفانه از ایشان یا دیگران، نوشته ای شامل اسامی و مشخصات والدین عبدالمجید، به جا نمانده است]]. وی در نوجوانی از زادگاه خود به شهر قزوین مهاجرت می نماید 
فردی کم سن و سال از خانواده روستایی، بی اسم و رسم، از طالقان برخیزد و برای کسب دانش و هنر، کسان خویش را ترک کند و به قزوین آید، لکن آنرا کوچک ببیند، و قصد سفر به اصفهان (پایتخت آن زمان کشور ایران) نماید، مشخص است که خداوند در وجود او، چه نبوغ و ذوق و استعداد هنری، نهفته است 
بنوشته بر زر ورق آسمان نظر
درویش طالقانی مهرانی المقر

در سفر سال 1366 استاد مشعشعی به روستای مهران، حسب اعلام سالخوردگان روستای مذکور، از پدران خود نقل می نمایند که درویش تنها فرزند خانواده خویش بوده و از اعقاب ایشان، کسی در روستای مهران ساکن نیست 

گفته میشود عبدالمجید تا پایان عمر، تاهل اختیار نکرده است. هر چند در قطعه ای از ایشان

مخدوما، مهربانا، خواهید که در دو سه روز این محب خود را، از تفرقه حواس فارغ کنید، قلیل خرجی بهر نحوی که مقدور بوده باشد، باید که تدارک کرده شود. خود دانسته، میدانید که شرمندگی عیال، بدتر المی است از آلام روزگار، که بهیچوجه من الوجود چاره نمی گردد. ص 153 - البته ممکن است این مطلب، در شکوه کلی از روزگار یا برای شخص دیگری، بیان شده باشد
اوضاع سیاسی و فرهنگی آن زمان اصفهان، به دلیل آثار حمله محمود افغان و سرنگونی حکومت صفویه و لشکر کشی های نادر شاه و تا قبل از دوره زندیه، زمانه نابسامان و فوق العاده رنج آور، برای دانشمندان و به خصوص هنرمندان بوده است. به نحوی که برخی، نیمه اول قرن دوازدهم را، روزگار انحطاط ادب و هنر پارسی می دانند 
درویش عبدالمجید در اواخر عمر خویش، با حکومت میرزا عبدالوهاب در اصفهان معاصر میگردد. وی مردی نیک نفس و هنر پرور بوده و حضور در محفل علمای پیرامون میرزا عبدالوهاب، تنها نقطه عطف زندگی، پر از سختی و ناملایمات درویش بوده است

گفته میشود، درویش به دلیل حسن ملازمت برخی دوستان خویش در اصفهان، علی رغم مشکلات موجود، جلای این شهر نکرده و تا پایان عمر کوتاه خود، در همان جا سکونت داشته است. برخی از قطعات درویش، این مطلب را به خوبی نشان می دهد 

در روز دوشنبه ذی الحجه الحرام 1179 ق در دارالسلطنه اصفهان، در باغ سعادت آباد، در خدمت مخدوم حقیقی خود ابن مرحوم فتحعلی خان افشار محمد رشید بیکا آدام الله قدره العالی، تحریر نمود، کمترین بنده با اخلاص عبدالمجید 

عبدالمجید درویش، در قریه دولت آباد در خانه آقا محسن در خدمت جمعی از مخادیم نظام .. از جمله حاج الحرمین لطفعلی بیک ... و جمعی دیگر از دوستان تحریر شد ص 157

متاسفانه علی رغم اوج کمال هنری درویش، وضعیت معیشت وی در آن دوره، با سختی زیاد ناشی از کسالت جسمی و بلکه فقر و تنگدستی، همراه بوده است 

به تاریخ اوائل شهر رمضان یک طرف کسالت روزه، یک طرف پریشانی حواس زیاده از حد قیاس، به صد هزار فلاکت 

روز سه شنبه سلخ جمادی الاول در کمال سرعت به افسردگی قلمی شد سنه 1180 ق
در مرقومه ای که از دوستی، طلب کمک شده است: «میرزا رفیع ... هر چند کمترین بنده ... از التفات سامی زیاده از حد تحریر و تقریر خجل و شرمنده است ... متوقع و مستدعی است که قدری خرجی که چند روز گذران کند فرستد که خدا گواه است که در این چند روز، زیاده از حد تقریر و تحریر، سرگردان و معطل است. مشقه فی شهر محرم الحرام سنه 1180ق» ص
علاوه بر مشکلات جسمی و بیماری، به خصوص جهالت برخی اشخاص به ظاهر مدعی، موجب انواع فشارهای جسمی و حتی روحی بر عبدالمجید می گردد. تاملی بر برخی نامه ها و شکوه های ایشان 
دوشنبه بیست و پنجم جمادی نخست است. از فرط پریشانی و کج خلقی خواستم خاطر پژمرده را به مشغله ای مشغول دارم و نفسی بفراغ بال بردارم. هزار افسوسم که روزگار دست توانایی بسته و پای ارادتم را شکسته 
خدایگانا امروز در تمامی جهان احدی انصاف انسان نمی شناسد، خصوص در مراتب شناختن خط که اکثر اشخاص که لاف فهم می زنند، همین که فهمیدند که این کاغذ را، کمترین، تحریر کرده، جرح می نمایند. گاه اتفاق می افتد که آن کاغذ مجروح، خط میرزا حسن است، شفیعا بمظنه، همین که خط بنده است، جرح می کند. خدا ایشان را انصاف کرامت کند 
هر جا خط کهنه می بیند نوشته، خط محسنا می داند و بی اختیار می شود. گاهی به مرحوم شفیعا، ترجیحش می دهد، اما وجه رجحان مشخص نیست. نخست ظاهر با بنده کمال شفقت اظهار می نماید، اما عزیزی می گفت که در جَر و بجرح تو بی اختیار اگر قطعه خوش نوشته را بگویند که فلان نوشته است 
تا جان و روح در بدن دارد، ممتنع است که پذیرد و قبول کند. امر من امری شده است که خواب راحت کمتر کرده ام. از هر که تصور کنند زیاده.» ص 172
و نیز در قسمتی از یک قطعه به خط درویش که در تاریخ 1183 قمری نوشته شده است: «از بی وقوفی مردم از خود راضی گله دارد... دوسه خط شناس غیر معروف داریم که هیچ کس را به خط شناسی قبول ندارند و خود هم به هیچ وجه وقوف ندارند کسی چه کند اگر جرح ایشان نماید صلاح حال نیست، نکته جانکاهی است خط شناسی!» ص 175

در قسمتی از تحریر یک قطعه با تاریخ 1180 قمری: «به جهت بی قدری این فن، مشق را ترک کرده بودم، باز خیال کردم چند سال تصدیق و ریاضت کشیده خوش نیست ترک همره، دیگر بار شروع به مشق شد. امید که بعد از این چون بیش از این موجب پشیمانی و حرمان نگردد. حسب الاشاره عزیزی تحریر این دو کلمه شد.» ص
استاد مشعشعی، در ص23 کتاب خویش، در ادامه، چنین شکوه نموده است: «دریغ و صد افسوس از هنر مند نابغه ای که چنین مورد بی مهری و کم لطفی ابناء روزگار قرار گرفته و در اوج اقتدار، به دلیل بی بهره بودن از حداقل امکان زندگی و رفاه نسبی، ناچار به ترک همره بوده است، یعنی از قلم، این یار و مونس همیشگی که با وی میثاق ازلی داشته است، جدا شود! آن عزیز بزرگواری که امروز نوشته هایش را چون کاغذ زر، دست به دست می برند و به آن مباهات می کنند، چنان جانش را غمین و خاطرش را اندوهگین و آزرده میسازند که از خلق شاهکارهایش، که هر یک چون دردانه ای است ثمین و گرانبها، احساس پشیمانی و حرمان کرده است. تفو بر تو ای چرخ گردون تفو!» ص
قطعه خط شکسته درویش


قطعه خط شکسته درویش، درخواست خرجی برای عیال

قطعه خط شکسته درویش، که اشاره کرده از آن غافل نگذرند، 1180 ق
قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید ، ص 157 ک


قطعه خط شکسته و شعر، درویش عبدالمجید، 1181 ق
قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید ص 192

گلایه از بی انصافی برخی مدعیان خط شناسی، ص 172
قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، ص 175


قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید ص 192
قطعه خط شکسته، جلی، درویش عبدالمجید


فروتنی و تواضع درویش
به نقل از دکتر بیانی، درویش علی رغم توانائی های فراوانش، متواضع و شکسته نفس بود. اکثر نوشته های او با اوصافی مثل «عبد» یا «اقل» یا «بنده کمترین» شروع و به کلماتی مثل «فقیر» یا «بیچاره» و نظایر آن، ختم می شود. در اغلب قطعات بسیار نفیس خویش، اعلام داشته که به تضییع این صفحه پرداخته شده است

بعلاوه باتوجه به استادی مسلم درویش و برجسته بودن او، نسبت به خوشنویسان قبل از خود، نهایت ادب و احترام را به کار برده است. حتی در قطعاتی در اواخر عمر خویش بیان داشته است: «اکثر این خط از استادی مرتضی قلی سلطان شاملو نقل شد. حرره العبد الاقل عبدالمجید فقیر سنه 1181 ق» یا «صفحه ای است خط استاد بزرگوار شفیعا شوق آن کردم که از روی آن نقل کنم» یا «حرره العبد الاقل الحقیر عبدالمجید الفقیر در دارالسلطنه اصفهان به تاریخ شهر صفر، نقل از خط استادی میرزا حسن کرمانی رحمه الله» 

در باب میزان تواضع و خشوع عبدالمجید و تاثیر آن بر دیگران، داستان هایی نقل میشود از جمله آنکه شخصی به نام شیخ رحیم مایل، در جوانی شکسته نستعلیق را، بسیار خوب مشق می نمود که حتی موجب اشتباه با خط استادش، عبدالمجید می گردید. لکن به دلیل هجو و سوء ادب به استاد، توفیق مشق و درک محضر ایشان از او سلب و آشفته روزگار می گردد
قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، نقل از مرتضی قلی شاملو، 1181 ق
قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، نقل از میرزا حسن کرمانی، 1184 ق


قریحه شعر درویش
بعلاوه عبدالمجید، دارای قریحه شعر و ادب نیز بوده است. چنانچه دیوان اشعار او، در سال 1363 توسط استاد احمد سهیلی خوانساری به چاپ رسیده است. او ابتدا به نام خموش و بعد ها به نام مجید، تخلص می کرد. سراسر دیوان وی، از غزل های سوزناک و عاشقانه، می باشد که حکایت از عشقی جانگذار و پاک داشته که در آتش حرمان و بی مهری آن، عمری را، سوزان و نالان سپری کرده است
از دیوان درویش یک نسخه در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار وجود داشته است. هم چنین نسخه کتابخانه دانشگاه تهران، نسخه ای نیز در کتابخانه مجلس، وجود دارد
نمونه ای از اشعار عبدالمجید 

ظلم است که بیرون کنیم از قفس اکنون
کز جور توام ریخته شد بال و پر آنجا

پرسید کسی دوش ز بزمت خبر از من
پنداشت که من داشتم از خود خبر آنجا

دور از تو مجید آرزوی خلد ندارد
کانجا که تویی از همه خوبتر آنجا



نسخه خطی دیوان، درویش عبدالمجید

قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، متخلص به خموش، 1172 ق

بیماری و فوت درویش عبدالمجید

در سال های پایانی عمر درویش (سی و چند سالگی)، شدت بیماری (تب مالاریا) وی افزایش یافته و حتی او را زمینگیر می نماید. تاملی در برخی قطعات عبدالمجید، حاکی از شدت مرض و مشکلات این هنرمند نامی است 
مدتی است که نوبه ربعی گریبان گیر حقیر گردیده به انضمام ناخوشی های دیگر از جمله درد اعضاء» ص 192 ص 

خلاصه کلام نوبه ربع به حدی احوال مخلص را مختل کرده است که توان وصف کردن، بالمره اشتها را قطع کرده است که هر گاه لقمه چیزی خورده شود تحلیل نمی رود. به تاریخ شهر رمضان المبارک 1183 ق» ص 175

حضرات فریاد و هزاران فریاد از دست نوبه ربع، که دیگر حال به کمترین بندگان، نگذاشته است. یعنی یک مثقال گوشت در بدن حقیر نمانده، پوستی بر روی استخوان. هر چه معالجت کردیم هیچ قسم، یعنی به هیچ وجه من الوجوه، نفع نپذیرفت 

الحال که چاره منقطع شده، یعنی از همه جا و همه کس و به جناب سبحانی متوسل گردید، بعد از توسل و روز به روز حال خوش تر گردد، انشاء الله! امیدوار است که بهتر شود، یعنی به حدی رسیده که دوستان را وداع خواهم کرد 

اگر چه در سال هزار و یکصد و هشتاد و چهار هجری باز نوبه هست، اما این قدر هست که بعضی ناخوشی های دیگر رفع و همان نوبه فقط مانده است 
فریاد از دست اطبا! میرزا علی نقی حال که رفته است به چهار محال و ممتنع است که بیاید، خلاصه سرگردان کرده است، خود را و مرا و مردم را. به تاریخ یوم پنجشنبه شهر رمضان المبارکه سنه 1184 من هجره النبویه مصطوفیه (ص)» ص 211 ص
«بخت نامساعد به حدی رنجور و شکسته و دردمندم دارد که قدرت از جا برخواستن ندارم، یعنی الحال قریب شش ماه است که از خانه پا به بیرون نگذاشته ام... در این مدت به احدی نه سرمشق و نه تعلیم داده ام، یعنی نتوانسته ام کلمه ای بنویسیم ... که به جان کندن بسیار، تحریر این چند سطر نمود ... خط کمترین این نیست، که در عین صحت اگر چشم برهم گذاشته می نوشتم، بهتر از این می نوشتم. چه کنم ستیزه با فلک نمی توانم کرد و از امر قضا سرنمی توان پیچید» ص 200 

به هر تقدیر، عبد المجید طالقانی، در سال 1185 به دلیل بیماری نوبه ربع، ناشی از تب مالاریا، جان به جان آفرین تسلیم می نماید. آرامگاه او در قبرستان مقابل تکیه میر در شمال گورستان تخت فولاد اصفهان می باشد. گفته میشود، این مکان بعدها به تکیه درویش عبدالمجید، مشهور می گردد 
گفتنی است، درنزدیکی روستای مهران طالقان، زادگاه درویش عبدالمجید طالقانی، بر بالای تپه ای، مقبره ای جهت و یادبود ایشان احداث شده است
اشعار روی سنگ یادبود درویش، از لطفعلی بیگ آذر بیگدلی (1134- 1195 ق)، صاحب تذکرۀ آتشکده و از رفیق اصفهانی به خط نستعلیق عالی در رثای درویش، این عبارت، در بالای سنگ مزار، حک شده است 

وفات مرحوم مغفور جنت و رضوان آرامگاه درویش عالمجید به تاریخ یوم الاربعا پانزدهم محرم الحرام سنه 1185 ق

ابیات شعر روی سنگ قبر درویش از آذربیگی، به شرح ذیل، می باشد

حیف و صد حیف که از کج روشیهای سپهر
بست بر ناقه اجل محمل درویش مجید

حیف و صد حیف که از نغمه سرایی افتاد
عندلیب به سخن قابل درویش مجید

بود چون ابر گهر ریز و چو دریا دُر خیز 
خامه نامه ز دست و دل درویش مجید

به یمین رخت کشید از صف اصحاب شمال
گشت چون رحمت حق شامل درویش مجید

زیست نیکو، چو بشد ماند از او نام نکو
از جهانست بس این حاصل درویش مجید

در جوانی زجهان گشت روان سوی جنان
از جنان بود چو آب و گل درویش مجید

زد رقم از پی تاریخ وفاتش آذر
شده ایوان حنان منزل درویش مجید

قطعه خط شکسته، رنگه نویسی، درویش عبدالمجید
قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، 1185 ق
قطعه خط شکسته، درویش عبدالمجید، 1184 ق



هم چنین اشعار رفیق اصفهانی، در حواشی سنگ مزار درویش، عبارت است از
حیف و صد حیف ز درویش مجید
که جوان رفت ز دنیا ناگاه

آن به انواع معارف عارف
آن به اقسام حقایق آگاه

زبده پیر و جوان از افسران
قدوه خرد و بزرگ از اشتباه

بی خطا خطه خط را سلطان
بی سخن کشور معنی را شاه

شعر چون شعر نکویان دلبند
خط بسان خط خوبان دلخواه

در جوانی ز جهان رخت کشید
چون به اوضاع جان کرد نگاه

حیف از آن طلعت افروخته حیف
آه از آن قامت افروخته آه

خسرو روح وی از کشور تن

سوی جنت چو برون زد خرگاه


زد رفیق از پی تاریخ رقم
(جعل الجنه مثویه آله)


سنگ مزار مدفن درویش عبدالمجید طالقانی در تکیه فولاد اصفهان


نمائی از آرامگاه تکیه فولاد اصفهان



بنا و مقبره یاد بود درویش عبدالمجید طالقانی - در کنار روستای مهران طالقان، زادگاه درویش



منبع: http://www.zeinali.ir/







برچسب ها: هنر ، زندگینامه ،

تعداد کل صفحات: 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic