تبلیغات
مولا110 - مطالب ابر علمی
یکشنبه 1 شهریور 1394

هوشنگ سیحون

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :زندگینامه ها ،


هوشنگ سیحون




نادر شاه افشار - فردوسی - کمال الملک -خیام - کلنل پسیان -ابو علی سینا


هوشنگ سیحون (۱ شهریور ۱۲۹۹ تهران - ۵ خرداد ۱۳۹۳ ونکوور کانادا) معمار، طراح، نقاش و مجسمه‌ساز سرشناس و نامدار اهل ایران بود. وی استاد معماری و رئیس سابق دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود.
سیحون، طراح بنای یادبودی آرامگاه بوعلی‌سینا و طراح آرامگاه‌های خیام، نادرشاه افشار، فردوسی و کمال‌الملک بوده‌است.[۱][۲][۳][۴][۵]
زندگی‌نامه
سیحون در خانواده‌ای آشنا با موسیقی به دنیا آمد. پدربزرگ او میرزا عبدالله فراهانی از پیشگامان موسیقی سنتی و معروف به پدر موسیقی سنتی ایران بود. مادر وی، مولود خانم، از نوازندگان تار و سه‌تار و نیز دایی او مرحوم احمد عبادی، استاد بزرگ سه‌تار بود.
او پس از پایان تحصیل معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به دعوت آندره گدار (رئیس اداره باستان‌شناسی وقت ایران) برای ادامه تحصیل راهی پاریس می‌شود و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) طی حدود ۳ سال تحت تعلیم اوتلو زاوارونی به تکمیل دانش معماری خود می‌پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکترای هنر می‌رسد. او در بازگشت به ایران در سن ۲۳ سالگی نخستین اثر معماری خود که بنای یادبودی بر آرامگاه بوعلی سینا بوده است را طراحی می‌کند.
سیحون در طول سالهای فعالیت خود عضو شورای ملی باستان‌شناسی، شورای عالی شهرسازی، شورای مرکزی تمام دانشگاههای ایران و کمیته بین‌المللی ایکوموس (Icomos، وابسته به یونسکو در پیش ازانقلاب) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤولیت مرمت بناهای تاریخی ایران را برعهده داشته است.
هوشنگ سیحون بیش از دو دهه در ونکوور کانادا زندگی کرد. وی شهروند افتخاری فرانسه نیز بود.
معماری[ویرایش]
وی استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بوده و یک دوره ریاست این دانشکده را عهده دار بوده است. استاد «هوشنگ سیحون» نقاش و معمار پرسابقه ایرانی، به مرد بناهای ماندگار معروف است. از میان پروژه‌های طراحی و ساخته شده وی می‌توان به آرامگاه بزرگانی چون خیام، کمال الملک، بوعلی سینا، نادرشاه افشار، کلنل محمدتقی خان پسیان و ده‌ها مقبره و آرامگاه دیگر و نیز طراحی بنای «موزه توس» در سال ۱۳۴۷ و همچنین ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران اشاره کرد.
وی همچنین طراحی ساختمان‌های سازمان نقشه برداری کل کشور، کارخانه نخ ریسی کوروس اخوان، کارخانه آرد مرشدی، مجتمع آموزشی یاغچی آباد، سینما آسیا، سینما سانترال، کارخانه کانادادرای (زمزم فعلی) در تهران و اهواز، کارخانه یخ سازی کورس اخوان و حدود ۱۵۰ پروژه مسکونی خصوصی را بر عهده داشته است.
استاد سیحون «نقش افکنی» است که در دنیای ابعاد، از معانی پر رمز و راز باطن سخن به میان می‌آورد و برای بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه‌شان بوده، کوشیده است تا معانی باطنی، فلسفه نظری و ساحت وجودی هر یک را در نقش مقبره‌اش متجلی و نمایان سازد. به عنوان مثال استاد سیحون در سال ۱۳۳۸، طرح آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیام، پایه‌گذاری و طراحی نموده‌است.
او در کتاب «نگاهی به ایران» درخصوص بنای آرامگاه نادر شاه افشار می‌نویسد:
«مادهٔ اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هرکاره است. این سنگ یکی از مقاوم‌ترین سنگ‌هایِی است که در ایران وجود دارد ... او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می‌داند و در ادامه می‌نویسد: ... شکل کلی مقبرهٔ نادر به شکل شش ضلعی متناسبی است که شکلِ سیاه چادرهایی را تداعی می‌کند؛ دلیل این امر همین نکته‌است که نادر به جای کاخ، در زیر چادر زندگی می‌کرد.»
هوشنگ سیحون و نحوه برخورد با معماری
راهی را که من در معماری پیش گرفته‌ام به طور خلاصه و به صورت فهرست ذکر می‌کنم. در معماری، قبل از هر چیز علاقه دارم منطق را همیشه در نظر داشته باشم. هیچ‌گاه هیچ چیز نباید بی منطق در معماری به کار برود، حتی کوچکترین خط و کم ترین نقطه بایستی دلیل و معنی مخصوص به خود داشته باشد و مخصوصاً از فانتزی‌های بی‌معنی و بی مغز گریزانم. حقیقت بایستی عریان و بی پرده در معماری خودنمایی کند ولو اگر گاهی اوقات زننده باشد، اطمینان دارم که حقیقت همیشه زیبایی و لطف مخصوص به خود را خواهد داشت.
آنچه می‌سازم با احتیاجات برنامه و صاحب کار بایستی مطابقت داشته باشد. هیچ چیز زیاد تر یا کمتر از آنچه مورد احتیاج است نبایستی ساخته شود. با تزئینات زیاده از حد موافقت ندارم. زیرا اگر معماری به خودی خود کامل و زیباست احتیاجی به رنگ و روغن و تزئینات ندارد. حجم‌ها و تناسبات وقتی زیبا نباشند هر قدر هم عوامل تزئینی به بنا اضافه کنیم تأثیری در زیبایی آن نخواهد داشت. سادگی و بی تکلفی را هدف خود می‌دانم.
یک معمار خوب باید مثل یک شعر عالی ساده، سهل و ممتنع باشد. از شلوغی و درهم و برهمی بی اندازه گریزانم. نقشهٔ ساده همیشه زود خوانده می‌شود و اشخاص را گمراه نمی‌کند. طرح نقشهٔ یک ساختمان مثل حل یک مسئله است. باید همیشه ساده ترین راه حل را در نظر گرفت و از راه‌های پیچ در پیچ صرف نظر کرد. برای هر یک از مصالح ارزش مخصوص به خودش را قائلم و همیشه سعی کرده‌ام با به کار بردن به موقع آن‌ها ارزش واقعی آن‌ها را به معرض دید بگذارم.
امکانات فنی و ساختمانی کشور خودمان را همیشه در نظر می‌گیرم و سعی می‌کنم با عوامل موجود […] خود را تطبیق دهم. برای معماری ایران از نظر پلاستیک اهمیت فوق‌العاده‌ای قائلم و در تمام موارد سعی می‌کنم از این منبع عالی و گرانبها به عنوان پایه و اساس استفاده کنم و الهام بگیرم. و هدفم این است که معماری این کشور را به پایه ایی برسانم که همان احترام خاصی را که در دوره‌های گذشته برای ما قائل بودند باز هم داشته باشند. (سیحون، ۱۳۴۰)
پس از کودتای سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹ خورشیدی، در سال ۱۳۰۱ خورشیدی، گروهی از رجال سیاسی-فرهنگی و علاقه مند به هنر ایران، برای حفظ و نگه داری و تعمیر ساختمان‌های تاریخی و پاس حرمت یادگارها و مفاخر فرهنگی و هنری ایران، گرد هم آمدند و جمعیتی به نام «انجمن آثار ملّی» را تشکیل دادند. از اقدامات اولیهٔ انجمن آثار ملّی، طرح ساخت مقبرهٔ حکیم ابوالقاسم فردوسی بود. کریم طاهرزاده بهزاد، طرح آرامگاه فردوسی را پیشنهاد کرد و این طرح در سال ۱۳۱۳ خورشیدی افتتاح شد (بحر العلوم، ۱۳۵۵: ۳۳). به علت نا آشنایی سازندگان به فنون آزمایش خاک، محاسبه نکردن دقیق و بی اطلاعی از وضعیت آب‌های زیر زمینی ناحیهٔ طوس، ساختمان از همان نخستین سال‌ها، شروع به نشست کرد و پس از ۳۰ سال، هوشنگ سیحون با حفظ طرح اولیه و الحاقات جدید، بنایی جدید ساخت. پس از برگزاری جشن هزارهٔ فردوسی و آغاز جنگ جهانی دوم، به علت عدم تأمین اعتبار مالی، تا سال ۱۳۲۳ خورشیدی، انجمن آثار ملّی عملاً فعالیتی نداشت و در آذر ماه همین سال، فعالیت خود را از نو آغاز کرد. دو اقدام اولیه انجمن آثار ملّی، در دورهٔ دوم فعالیت خود، توجه به ساخت آرامگاه ابوعلی سینا و آرامگاه سعدی (طرح مشترک محسن فروغی و علی اکبر صادق به سال ۱۳۲۸ خورشیدی) بود.
طرح ساخت آرامگاه ابوعلی سینا، به مناسبت هزارمین سال تولد ابوعلی (۱۳۳۰ خورشیدی)، از اولین کارهای دورهٔ دوم فعالیت انجمن آثار ملّی بود. هیئت موسسان انجمن آثار ملّی، در سال ۱۳۲۴ خورشیدی، با پیش فرض برتری تلفیق معماری قدیم و جدید، یک مسابقه معماری بین معماران آن دوره ترتیب داد که با نظر مساعد آندره گدار و محسن فروغی، طرح هوشنگ سیحون به عنوان بهترین طرح مسابقه برگزیده شد. جایزه بهترین طرح، اجرای ساختمان بود. بعد از تصویب نهایی طرح در سال ۱۳۲۶ خورشیدی، انجمن آثار ملّی، تصمیم به ساخت مقبرهٔ ابن سینا گرفت. به گزارش انجمن آثار ملّی، سیحون در آن زمان برای تکمیل تحصیلات خود، در پاریس به سر می‌برد و پس از آگاهی از تصمیم انجمن آثار ملّی در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ خورشیدی، طرح نهایی را که در اصل به عنوان پایان‌نامهٔ خود در پاریس ارائه کرده بود، به انجمن آثار ملّی فرستاد.
در سال ۱۳۲۸ خورشیدی، قرار داد ساخت مقبره به شرکت پیمانکاری ابتهاج و شرکاء واگذار شد. مهم ترین امتیاز این شرکت، استخدام مهندس پولاک (polak)، اهل کشور چکوسلوواکی، برای محاسبه و نظارت بر اجرای طرح بود. ساخت مقبره از خرداد ماه همان سال آغاز شد. محمد تقی مصطفوی، دربارهٔ ایده طراحی مقبره می‌نویسد.[۶]
تفاوت آرامگاه ابو علی سینا با گنبد قابوس
اختلاف عمدهٔ که برج آرامگاه ابو علی سینا با گنبد قابوس دارد دو چیز است: یکی این که به مناسبت موقعیت و محدود بودن فضای آرامگاه ابوعلی و همچنین توجه به میزان مخارجی که پیش بینی می‌گشت، ابعاد برج آرامگاه ابوعلی، نصف ابعاد گنبد قابوس در نظر گرفته شده است و در ابتدای امر، چنین تصمیمی نگرفته بودند، لکن محذوراتی، انجمن آثار ملّی را وادار نمود که از آقای مهندس سیحون، طراح و ناظر آرامگاه بخواهد تا ابعاد ساختمان را به نصف تقلیل دهد. اختلاف عمدهٔ دیگر این است که فاصله بین ترک‌های آرامگاه ابو علی سینا باز و گشاده است، در صورتی که بنای گنبد قابوس از بنیاد تا [بالا جز] در ورودی و روزنهٔ کوچکی در پایین گنبد، هیچ گونه منفذی به خارج ندارد و به سبک زمان آن دوران، چون دخمهٔ تاریک و فاقد روشنایی است و این ابتکار یعنی بازگذاردن فواصل ترک‌ها در برج آرامگاه ابوعلی، علاوه بر آن که با وضع اقلیمی همدان و بادهای شدید آن سرزمین، بسیار عمل به مورد مستحسن به شمار می‌رود، اصولاً بنای مزبور را به صورتی بسیار جالب و مطبوع در آورده، آن را بس زیبا تر و پسندیده تر از آنچه تصور می‌رفت ساخته است.[۷]
سیحون در مورد اندیشه‌های به کار رفته در طراحی مقبره چنین می‌نویسد
اولین بنای یادبودی که با طرح اینجانب برپا شد، بنای یادبود و آرامگاه واقع در همدان است که ۵۰ سال پیش ساخته شده است. این بنا، برای مراسم هزارهٔ ابوعلی به وجود آمد که توسط «انجمن آثار ملّی ایران»، سرپرستی می‌شد. تمام عوامل بنا، از اشکال هندسی و نمادین فراوان تشکیل شده‌اند و هر کدام مفهوم خاص خود را دارند.مربع، پایه و اساس این بنا است.
خود آرامگاه در وسط تالاری مربع شکل قرار گرفته است که پلهٔ مدور و پایه‌های دوازده‌گانهٔ برج یادبود به دوره دایرهٔ پله، مزار را احاطه کرده‌اند. شکل بنا از خارج دارای دو قسمت است، یکی قسمت زیرین که در برگیرندهٔ ورودی، مقبره، کتابخانه، تالار اجتماعات و پذیرایی است و دیگر قسمت بالا که برج یادبود بنا است. در میان باغی در اطراف آن، قسمت زیرین بنا، از طرف در ورودی دارای ایوانی است با ده ستونکه هر ستون علامت یک قرن است و ده قرن اشاره به هزارهٔ ابوعلی است. از طرف دیگر، ابوعلی دانشمندی است بلند پایه با دانش‌های متعدد، فلسفه، حکمت، پزشکی، موسیقی، کیمیا و غیره که بعضی‌ها او را متفکر دوازده دانش دانسته‌اند.
ستون بندی و دیوار پُر در قسمت زیرین نمای اصلی، اشاره‌ای است به معماری یونان قدیم، و برج دوازده ترک در بالا، از طرفی، اشاره به بنای همزمان ابوعلی یعنی گنبد قابوس دارد و از طرف دیگر، دانش‌های دوازده‌گانهٔ ابوعلی را تداعی می‌کند، همچنین فلسفهٔ ایران را پایهٔ فلسفه یونان نشان می‌دهد. این ایوان ده ستونی و برج بتنی باز، مجموعاً در داخل یک مربع بزرگ با اضلاع ۵/۲۸ متر جا گرفته‌اند که البته خود مربع دیده نمی‌شود، ولی ضلع افقی آن کف ایوان و ضلع عمودی از کف زمین تا رأس برج است و نماد انسان ایستاده با دست‌های گشاده را، که خود ابوعلی است، تداعی می‌کند.
اگر با دقت به جزئیات این بنا توجه شود، شکل مربع، چه در نقشه و چه در نما، به صور مختلف به کار رفته است. از جمله، قسمت ورودی پنجره‌های کتابخانه و سالن اجتماعات، هر کدام دارای سه قسمت مربعی شکل هستند که باز هم با شبکه‌های سنگی مربع به اجزای کوچک‌تر تقسیم شده‌اند. تالار آرامگاه، نقشهٔ مربع دارد. خود سنگ مزار، در داخل یک مربع مرمری جا گرفته در بالا مصطبه برج یادبود، مربعی شکل است. استیل برتری (مکعب چهارگوش) ]کذافی الاصل ![ وسط آن مربع است و اقطارشدر قسمت پوشش، چهار مثلث به وجود آورده‌اند که رأس آن‌ها بالاترین نقطهٔ «استیل» است. درهای ورودی با جزییات بزرگ و کوچک، مربع ساخته شده‌اند. به طور کلی، بیش از پانصد مربع با ابعاد و موقعیت‌های مختلف در این بنا گنجانده شده است که قبلاً به خواص هندسی و نمادین آن اشاره کردیم.[۸]
مساحت زمین
مساحت اراضی محوطهٔ مقبره، حدود هفت هزار متر مربع است. طول بنای آرامگاه ۶۴ متر و رو به خیابان ابوعلی است و نمای آن از سنگ خارا پوشیده شده است. سطح حیاط با سه پلهٔ سراسری به ایوان متصل است. ایوان به طول ۳۰ متر و عرض ۳ متر، در شرق ساختمان قرار دارد. ده ستون به ارتفاع ۱/۴ متر به صورت کمابیش مخروطی (قطر پایین ستون‌ها ۹۵ سانتی‌متر و در بالا ۷۵ سانتی‌متر) ساخته شده‌اند. نمای کلی ایوان، یادآور معابد باستانی است و تمثیل عدد ده برای هزارهٔ ابن سینا طراحی شده است. ایوان با دری به ارتفاع ۳/۲۴ متر و عرض ۱/۶ متر، به سرسرای آرامگاه متصل می‌شود. سرسرا به طول ۸/۸ متر و عرض ۶/۳ متر و ارتفاع ۴/۱۹ متر طراحی شده است. در طرف راست و چپ سرسرا، سنگ قبر قدیمی ابو علی سینا و ابوسعید دخدوک، بر روی پایه‌هایی از سنگ خارا قرار دارند.[۹]
محوطه اطراف مقبره[ویرایش]
محوطه اصلی مقبره، چهارگوش و هر ضلع آن ۱۱/۵ متر و مساحت آن ۱۳۲/۵ متر مربع است. دوازده پایهٔ برج آرامگاه، در این محوطه چهارگوش قرار دارند و قبراین سینا، در میان پایه‌های برج محصور است. در دو طرف سرسرا، دو تالار قرار دارد. یکی در جنوب، که تالار سخرانی و اجتماعات است و یکی در شمال، که کتابخانهٔ آرامگاه است. طول تالار کتابخانه ۹/۴۵ متر و عرض آن ۷۵/۵ متر است و بر دیوار شرقی آن سه پنجره به طول و عرض ۱/۸۸ متر، طراحی و تعبیه شده است. در سمت غرب تالار کتابخانه، مخزن کتاب به طول ۹/۴۵ متر و عرض جای دارد. قسمت سوم، برجی واقع در زاویهٔ شمال شرقی بنای اصلی است که با دو ستون سنگی یکپارچه به ارتفاع ۴/۰۹ متر به این بنا اتصال می‌یابد. ارتفاع برج ۱۲/۵ متر و طول و عرض پایین آن ۹/۵ *۵/۵ متر و بالای آن به طول و عرض متوسط ۴/۸ متر است.[۱۰]
طراحی آرامگاه خیام
به گزارش انجمن آثار ملّی در آبان ماه سال ۱۳۳۵ خورشیدی، استاد ابوالحسن صدیقی متعهد می‌شود، مجسمهٔ گچی نادر را آماده کند و برای ساخت مجسمهٔ برنزی به ایتالیا بفرستد تا موسسه ایتالیایی برونی (BRUNI) در شهر رم، ساخت مجسمه برنزی را به انجام برساند. در مرداد-ماه همان سال، انجمن آثار ملّی در نامه ایی به سیحون چنین نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری خیام' نیست و انجمن آثار ملّی در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد. از سیحون خواسته شد، طرح و نقشهٔ جدیدی متناسب با شخصیت خیام طراحی کند. سیحون و حسین جودت (ناظر انجمن آثار ملّی)، پس از بازدید از مکان، در نامه ایی به انجمن آثار ملّی چنین گزارش دادند:
[…] راجع به مقبرهٔ خیام، به طوری که ملاحظه فرموده‌اند، محل آن فعلا چسبیده به بقعهٔ امام زاده محمّد محروق می‌باشد و هرگونه عملی در این محل نمی‌تواند استقلال و برجستگی به مقبرهٔ خیام بدهد و لازم است که محل جدیدی در همان محوطه در نظر گرفته شود. با مطالعاتی که در این قسمت به عمل آمد، محل آرامگاه و کروکی لازم متناسب با محل جدید تهیه گردید تا در صورتی که مورد موافقت باشد، نقشه‌های تکمیلی و به صورت برآورد هزینهٔ آن تقدیم گردد.
محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در «گوشهٔ شمالی باغ»، مورد تایید انجمن آثار ملّی قرار گرفت و در پی آن، طرح پیش نهادی او در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، به دانشکدهٔ هنرهای زیبا دانشگاه تهران فرستاده شد. محسن فروغی، رئیس دانشکدهٔ هنرهای زیبا، در نامه ایی به انجمن آثار ملّی چنین گزارش داد: طرحی که توسط آقای مهندس هوشنگ سیحون، استاد این دانشکده، برای آرامگاه حکیم عمر خیام تهیه شده است و ماکت‌های مربوط به آن، مورد دقت قرار گرفت و از طرف آقای سیحون دربارهٔ آن توضیحات کافی داده شد. با توجه به این نکته که در تهیهٔ طرح مزبور، از سبک معماری ایرانی حداکثر استفاده به عمل آماده است، این نقشه چه از لحاظ اصول فن معماری و چه از نظر سبک، برای آرامگاه حکیم بزرگ ایران کاملاً مناسب است.
بعد از گزارش فروغی به انجمن آثار ملّی، سیحون در اسفند ماه سال ۱۳۳۷ خورشیدی، متعهد شد نقشه‌های قطعی و نقشه‌های اجزای کار را شامل مقبره اصلی، سکوبندی اطراف و آب نماها و بناهای تابعهٔ آن و همچنین، نظارت کار را هر چه زودتر برای ساخت مقبره به انجمن آثار ملی تحویل دهد. او مشخصات فنی بنا را چنین توصیف می‌کند: استخوان بندی بنا فلزی و دارای روکش آلومینیوم خواهد بود و قسمت سقف با نوعی شیشه‌های ضخیم الوان و متن قسمت بدنه با کاشی پشت و رو تزئین خواهد شد. زیر سازی بنا با بتن و کرسی و پله‌ها با سنگ گرانیت و بدنهٔ دیوار مجاور آب نماها با سنگ تراورتن و سنگ روی قبر از سنگ سیاه مشهد خواهد بود. شرکت ساختمانی کا. ژ. ت. در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، به انجمن آثار ملّی اطلاع داد، حاضر است مسئولیت ساخت کار را با در نظر گرفتن نظریات سیحون به عهده گیرد و ساختمان آرامگاه خیامرا بدون عیب و نقص به اجرا در آورد. خیام در واقع سه شخصیت دارد: ریاضیدان، منجم و شاعر است که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می‌شد. دایرهٔ کف به ده قسمت تقسیم شد، به طوری که یادبود بر ۱۰ پایه مستقر باشد. عدد ۱۰ اولین عدد دو رقمی ریاضی و پایهٔ اصلی بسیاری از اعداد است. از هر یک از پایه‌ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می‌کند، به ترتیبی که با تقاطع این تیغه‌ها حجم کلی برج در فضا ساخته می‌شود و چون تیغه‌ها مورب اند خطوط افقی آن‌ها باید ناظر بر محور عمودی باشد. پس تیغه‌ها به صورت مارپیچی شکل به سوی بالا حرکت می‌کنند تا با هم تلاقی یابند و از طرف دیگر سر در بیاورند که خود شکل پیچیده ریاضی و هندسی است. این شکل با عدد ۱۰ هر دو سمبل دانش ریاضی خیام است. برخورد تیغه‌ها با یک یگر فضاهای پر و خالی و به خصوص در بالا ستاره‌های درهمی به وجود می‌آورند که از لا به لای آن‌ها آسمان آبی نیشابور پیداست و به تدریج به طرف نوکِ گنبد ستاره‌ها کوچکتر می‌شوند تا در آخر یک ستارهٔ پنج پر آن‌ها را کامل می‌کند. این ستاره‌ها و آسمان به شخصیت نجومی خیام اشاره دارد.
و اما برخورد تیغه‌ها با هم ده لوزی بزرگ می‌سازد که باید با کاشی پر شوند. بهترین تزیین خود رباعیات خیام اند که به صورت خط شکسته و در هم به روش سیاه مشق‌های خطاطان بزرگی همچون میر عماد و بعضی استادان شکسته نویس با کاشی به صورت نقوش انتزاعی سر تاسر لوزی‌ها را پر می‌کنند. باید گفت در تاریخ معماری ایران اولین باری بود که خط شکسته در تزیینات بنا به کار رفت. از داخل نیز قسمت‌های پر، از جمله همین لوزی‌ها با نقش گل و برگ و پیچک باز هم با کاشی معرق زینت یافتند. تماما شخصیت شاعری خیام را می‌نمایند.
دور تا دور برج، در قسمت اختلاف سطح، چشمه سارها در اطراف، دایره‌ای وسیع به مرکز خود برج شکل گرفتند. همهٔ بنا از سنگ گرانیت با اجزای مثلثی شکل و تو رفتگی‌ها و برون آمادگی‌هایی ساخته شده که تا اندازه‌ای شکل خیمه را تداعی می‌کنند و این به نام خیام اشاره دارد، چون پدرش خیمه دوز بوده نامش را به همین مناسبت برگزیده است. از طرف دیگر حوض‌ها با کاشی فیروزه، که در مجموع قسمتی از ستاره را نشان می‌دهند، به تعداد هفت فلک و هفت آسمان و هفت تپه باز به دانش ستاره‌شناسی و نجوم خیام اشاره دارد. روی هم رفته، مجموعه حال و هوایی شاعرانه با درختان تنومند در اطرافش به وجود آمد و همان طور که خواست خود خیام بود، کاملا باز است و مزارش بهاران گل افشان . ...» سیحون و حسین جودت نیز اعلام کردند:طرح اولیه ساختمان آرامگاه خیام با استخوان بندی فلزی تهیه گردید و در نظر بود که رو کار آن با آلومینیوم پوشیده شود. پس از مراجعه به اهل فن معلوم شد که رو کش آلومینیوم بر فلز آثار نامطلوبی از لحاظ ترکیبات شیمیایی دارد. از این رو تصمیم گرفته شد که کار را با بتن ظریف اجرا گردد و ارتفاع آرامگاه نیز از ۱۲ متر به ۲۲ متر ترقی داده شود تا عظمت بیشتری پیدا کند.[۱۱]
نقاشی و طراحی
سیحون در کنار معماری، به نقاشی از مناظر و روستاهای ایران می‌پرداخت و نمایشگاه‌هایی از آثار خود را، در ایران و در خارج از ایران برپا کرده‌است. آثار وی در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست در سال ۱۹۷۲ در کنار آثار هنرمندانی چون پیکاسو و سالوادور دالی به نمایش درآمد. در این نمایشگاه تابلویی از «کلاف‌های خطی» را به نمایش گذاشت که در آن از خطوط موازی و پر پیچ و تابی استفاده کرده بود، که همدیگر را قطع نمی‌کردند. دانشگاه‌هایی مثل MIT، هاروارد، واشنگتن و برکلی مجموعه‌ای از نقاشی‌های او را گردآوری کرده و نگهداری می‌کنند.
همسر سابق وی معصومه سیحون[۱۲] نیز نقاش بود و صاحب گالری سیحون در تهران.

درگذشت
وی در ساعت چهار و نیم صبح ۲۶ مه ۲۰۱۴ در بیمارستان ونکوور بر اثر پاره شدن رگ آئورت در سن ۹۳ سالگی درگذشت.[۱۳]
آیین خاکسپاری
پیکر وی در بعد از ظهر روز شنبه ۷ ژوئن ۲۰۱۴، در تابوتی پوشیده در پرچم سه رنگ و شیر و خورشید ایران و درفش کاویانی، قدیمی‌ترین پرچم تاریخ، با مشتی از خاک ایران در مقبره موقتی در گورستان "فارست لاون" لس آنجلس به خاک سپرده شد. آیین بزرگداشت مهندس هوشنگ سیحون، همراه با پخش صدای آواز شهرام ناظری و همایون شجریان، با حضور فرزندان و نوه‌هایش، خواهر و بستگان نزدیک او، شاگردان، دوستان و دوستداران این هنرمند و ایرانیان علاقمندی که از اقصی نقاط جهان به لس آنجلس آمده بودند برگزار شد.[۱۴]

وصیت‌نامه
سیحون در وصیت‌نامه خویش خواسته است تا بنیادی به نام او توسط فرزندانش مریم و نادر سیحون برای نگهداری از کلیه آثار نقاشی و طراحی او تاسیس شود و در شرایط مناسب در نهایت همه این آثار به موزه‌ای در ایران اهدا شود.[۱۵]

آثار

معماری شاخص
آرامگاه نادرشاه در مشهد
آرامگاه کمال الملک در نیشابور
آرامگاه ابوعلی سینا در همدان(۱۹۵۱)
آرامگاه خیام در نیشابور(۱۳۳۸)
بازسازی و طراحی آرامگاه فردوسی در توس بر پایهٔ طرح پیشین، در سال ۱۳۴۷
آرامگاه کلنل محمدتقی‌خان پسیان
مقبره عباس میرزا و بعضی دولتمردان قاجار
ساختمان بانک سپه در تهران
بنای موزه توس (۱۳۴۷)
مرکز فرهنگی یزد
نوشتاری[ویرایش]
کتاب نگاهی به ایران (مجموعه‌ای از نقاشی‌های سیاه قلم)
کتاب معماری سیحون
کتاب نیم قرن آثار معماری و نقاشی سیحون
نقاشی[ویرایش]
کلاغ پر
کنسرت(Concerto)، رنگ روغن (۱۹۹۸)
قلم و مرکب (۱۹۸۱)

دیگر آثار
Houshang Seyhoun, Half a century of activities in the world of Art and Architecture
تهیه فیلمی درباره آرامگاه بوعلی سینا به کارگردانی امیرشمخانی


برچسب ها: هنر ، علمی ،

جمعه 23 مرداد 1394

فواید هندوانه که شاید از آنها بی خبر باشید !

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :عکس و مطالب علمی ،

هندوانه از مشهورترین محصولات تابستانی طبیعت است که علاوه بر خاصیت نشاط آوری آن، فواید زیادی برای بدن دارد. کارشناسان تغذیه برای این میوه هفت فایده برشمرده اند که عبارتند از:

1. پیشگیری از سرطان به ویژه سرطان پروستات به دلیل اینکه دارای مواد آنتی اکسیدان به خصوص لیکوبن به عنوان دشمن سلول های سرطانی و عامل تقویت استخوان و پیشگیری از پوکی استخوان است. برای حفظ درصد بالای آنتی اکسیدان هندوانه باید آن را در دمای اتاق نگهداری کرد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

2. هندوانه سرشار از ویتامین سی است، که بخش دفاعی بدن و فعالیت ذهن را تقویت نموده و باعث می شود فرد به بیماری مبتلا نشود که به همین دلیل محصولی ارزشمند برای کودکان است، همچنین به علت دارا بودن ویتامین “ای” برای سلامتی چشم بسیار مفید است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

3. هندوانه به علت داشتن آنتی اکسیدان و همچنین ویتامین سی، برای حفظ شادابی پوست و پیشگیری از چین و چروک مفید است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

4. پژوهش های انجام شده حاکیست که آب هندوانه به درمان تشنج و درد عضلات ناشی از تمرین های سخت ورزشی کمک نموده و آن عده از ورزشکان که قبل از تمرین ورزشی نیم لیتر آب هندوانه خورده اند کمتر در عضلات احساس تشنج کرده اند و تعداد ضربات قلب آنان کاهش یافته است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

5. باعث بهبود عملکرد قلب، رگ و کاهش فشار خون می شود، همچنین پوست هندوانه دارای ماده سیترولین است که عملکرد رگ ها را بهبود بخشیده، فشار خون را کاهش داده و مانع از جمع شدن چربی در بدن می شود.

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

6. مایعات لازم برای بدن به ویژه در فصل تابستان را تامین نموده، ادرار آور طبیعی بوده و به پاک شدن کلیه کمک می کند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

7. دارای طعمی بسیار لذیذ به ویژه در گرمای تابستان است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


منبع: http://www.persian-star.org/


برچسب ها: هنر ، عکس ، علمی ،

دوشنبه 19 مرداد 1394

این 10 ترس، نباید مانع پیشرفت شما شوند

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :عکس و مطالب علمی ،




گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


این 10 ترس، نباید مانع پیشرفت شما شوند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی ترس بر جسم و روح ما غلبه می کند، سختی های زندگی متوقف می شوند. ترس ما را ضعیف می کند و توانایی ما را برای عملکرد مثبت و رو به جلو متوقف و یا حتی خنثی می کند. همچنین ترس می تواند یک دشمن درونی باشد. ترس می تواند به زندگی روزمره ی شما نفوذ کند، در حالی که هیچ کنترلی بر روی آن ندارید.

شاید ما متوجه نشویم که ترس، وارد ضمیر ناخودآگاه ما شده است، تا زمانی که به طور کامل درگیر آن شویم و در مقابل ترس تسلیم شده باشیم.

بیشتر ترس ها غیر ضروری هستند. این به معنای ترس های غیر غریزی نیز است. برای مثال، ترس هایی که به شما کمک می کند تا از حوادث قریب الوقوع و خطرناک در امان بمانید؛ این نوع ترس ها یا اغلب ساخته ی ذهن شما است و یا به واسطه ی تجربیات گذشته، در شما القا می شود.

ترس های غیر ضروری باید شناخته شوند و از آن ها پرهیز شود. این ترس ها هیچ هدفی را دنبال نمی کنند و تنها مانع پیشرفت و عملکرد مثبت ما در زندگی خواهند بود. در این جا ۱۰ ترس غیرضروری که نباید باعث پیشرفت شما شود را ذکر می کنیم:

1. ترس از شکست

ما همه از شکست در کارها در طول زندگی می ترسیم. ترس از شکست در مصاحبه ی شغلی، ارتباطات، آغاز یک کسب و کار، رسیدن به هدف و یا هر چیز دیگر. مشکلات وقتی به وجود می آیند که ترس از شکست، در کارها ایجاد می شود و بر همه چیز مقدم می گردد.

سوال اصلی این است، “شما چه طور قبل از این که تلاش کنید، می دانید که شکست خواهید خورد؟” و یا “آیا شکست خوردن قبل از عمل کردن، بهتر از شکست بعد از عمل کردن است و یا بدتر؟”

بعضی از افراد موفق، تعریف متفاوتی از شکست دارند. آن ها از شکست هایشان بیش از هر چیز دیگری در زندگی درس می گیرند. به بیان دیگر، شکست هیچ تاثیری بر روی کار و یا زندگی آن ها نمی گذارد. این یعنی یک گام مهم دیگر در رسیدن به هدفشان.

برای مثال، یک فرصت شغلی که به طور غیر منتظره به وجود آمده است. این همان شغلی است که شما مدت زیادی آن را می خواستید و در انتظار آن بودید. موقعیت اجتماعی آن فوق العاده است، حقوق آن عالی است و موقعیت کاری خوبی خواهید داشت. شما برای مصاحبه دعوت می شوید. اما ترس از این که شاید این مصاحبه باعث شود تا شما این موقعیت را از دست دهید، بر شما فشار می آورد.

شما از شکست می ترسید. چه می کنید؟ چه طور می توانید لرزشی را که ترس در شما انداخته و تنها باعث تضعیف و عدم تمرکز و تسلط شما در مصاحبه ی شغلی تان می شود را کنترل کنید؟

یکی از مهم ترین کارهایی که نیاز است تا انجام دهید، رها کردن فکرتان و دادن اهمیت بیشتر به حاصل و نتیجه ی کار است.

مغز شما می تواند به شما این گونه بگوید؛ “اگر من تنها موقعیتی که دارم را از دست بدهم، قطعا از خودم ناامید خواهم شد.”

دست از پیش بینی نتیجه ها بردارید؛ مثلا پیش بینی نتیجه ی مصاحبه را رها کنید. توجه خود را بر روی کارتان متمرکز کنید و اجازه دهید تا آنچه انتظار دارید اتفاق بیفتد.

2. ترس از ناشناخته ها

این شاید عمومی ترین ترس در بین بیشتر افراد باشد. درک این مسأله چندان هم سخت نیست. وقتی چیزی ناشناخته و یا ناآشنا باشد، مثل آینده، یک تهدید کوچک به حساب می آید. این تهدید، تبدیل به یک ترس شده و در شما ایجاد اضطراب می کند. این ترس و یا اضطراب، یک پاسخ غیر منطقی به شرایط موجود است.

هیچ تعریف مشخص و مادی وجود ندارد. این که به چیزهای ناشناخته دقت و توجه داشته باشیم، بسیار خوب است؛ اما ترس از ناشناخته ها یک راه برای از دست دادن فرصت ها و موقعیت هایی است که ممکن است در مسیر زندگی به وجود آید. قهرمانان در زندگی مانند کاشفان، کارآفرینان، رهبران انقلابی و …، کسانی هستند که با این ایده ی بزرگ در سرشان، بر ترس از ناشناخته ها غالب شده اند. آن ها این ترس را با خود نگه نداشته اند. آن ها این ترس غیر ضروری را با خود نگه نداشته اند تا مانع پیشرفت آن ها شود.

درست مثل این قهرمانان، شما هم می توانید با ناشناخته ها رو به رو شوید، اما نه با اضطراب و بی اعتمادی. شما تصمیم گیرنده ی اصلی در زندگی تان هستید و تنها کسی هستید که قادر به تغییر آن است. موقعیت نا آشنای بعدی در زندگی شما چیست؟ منتظر آن در آینده باشید و در رویارویی با آن به خود اعتماد کنید. خواهید دید که قلب تان به شما این اعتماد را می دهد که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. راجع به این موضوع کمی بیشتر فکر کنید. بدون شک موفق می شوید.

3. ترس از تغییر

یکی دیگر از ترس های قدیمی و غیر ضروری که از ترس از ناشناخته ها ناشی می شود، ترس از تغییر است که ارمغان ترس از ناشناخته ها می باشد. این ترس ما را در محیط امن زندگی مان نگه می دارد. بسیاری از اتفاقات خوب در زندگی با خارج شدن از محیط امن تان و رفتن به مرحله ی بعدی اتفاق می افتد.

انجام این کار نیاز به شجاعت و کنار آمدن با شرایط جدید و رهایی از شرایط عاطفی و روانی گذشته دارد.

ترس از تغییر، شما را از جلو رفتن بازمی دارد و مانع پیشرفت شما می شود. تاکنون چند بار در زندگی از تغییر ترسیده اید و متوجه شده اید که این ترس برای شما غیر ضروری بوده است؟ تاکنون از خود پرسیده اید که “چرا تاکنون با این ترس کنار نیامده اید؟” و یا “در چه فکری بوده اید؟”

این اتفاق بارها و بارها برای من افتاده است. من با تغییر حرفه، از دست دادن یک کار تمام وقت، تغییر سبک زندگی ام و خیلی چیزهای دیگر بارها برای من پیش آمده است. در ابتدا شما فکر می کنید که انرژی کافی و یا قدرتی برای رویارویی با تغییر را ندارید. سپس درست مثل یک کودک که شروع به یاد گرفتن شنا می کند، از نقطه ای آغاز به آموختن و کنار آمدن با شرایط می کنید. کودک ابتدا با گرفتن یک دست به لبه ی استخر شروع می کند، او دچار تردید است. یک نقطه ی شروع، یک تغییر ناگهانی در باورها است. او لبه ی استخر را رها می کند، در آب شیرجه می زند و قبل از این که متوجه شود، او موفق به شنا کردن بدون کمک هیچ کسی شده است.

4. ترس از گذشته ی ناخوشایند

گذشته می تواند یک توهم باشد، مثل یک اسارت در شب که ساعت های بی خوابی را به همراه خواهد داشت. ما در تختخواب بی خواب می شویم و گذشته مثل یک تئاتر، در ذهن ما در حال اجرا خواهد بود. حتی گاهی گذشته ای ساختگی را به وجود می آوریم، مثل اتفاقاتی که می توانست در گذشته بیفتد اما اتفاق نیفتاد. درس گرفتن از گذشته لازم و ضروری است، اما ترس از آن نه به هیچ وجه منطقی و اصولی نخواهد بود.

اساسا ترس از گذشته چیست؟ این ترس مرتبط با احساسات منفی ای که در گذشته ی شما وجود داشته است مثل گناه، پشیمانی، خشم و دیگر احساسات منفی می باشد. این احساسات می تواند مخرب باشد، اما تاثیر آن ها بر روی ما قابل حل خواهد بود اگر نسبت به آن ها آگاه شویم و بدانیم گذشته هیچ جایی در اکنون ما ندارد. گذشته دیگر گذشته است!

بگذارید این گونه بیان کنیم، شما مرتکب خطایی در گذشته شده اید که امروز شما را درگیر خود کرده است. این اشتباه ممکن است مربوط به دوست داشتن یک شخص خاص و یا انجام یک کار به طور نادرست و اشتباه بوده باشد. چه طور می توانید بر این تصور مخرب غالب شوید؟ با بخشیدن خودتان و پذیرفتن این که می توانید احساسات و عقاید خود در هر لحظه که بخواهید تغییر دهید.

شما در ده سال گذشته تغییر کرده و نسبت به انسانی که امروز هستید، متفاوت بوده اید. ارتباط بین این دو شخصیت تنها در ذهن شما است. آنچه را که در گذشته بوده اید و آنچه که باعث شکستن شما شده است را ببخشید و رها کنید.

5. ترس از مخالفت دیگران

به عنوان یک شخصیت اجتماعی ما از جوانی عادت کرده ایم که به افکار و نظرات دیگران راجع به خودمان و آنچه انجام می دهیم احترام بگذاریم. این اعتقاد تبدیل به بخشی از زندگی ما شده است. به هدف خود پایبند باشید،‌ گر چه افکار و احساسات دیگران ممکن است مانع از پیشرفت شما باشد. این در واقع یک حقیقت است که شما از مخالفت دیگران با اعتقاد، انتخاب و رفتارتان می ترسید.

وقتی جوان بودیم، از این که والدین مان، ‌معلم ها و مردم با ما در کارها مخالفت کنند، می ترسیدیم. در دراز مدت این موضوع تبدیل به یک سردرگمی و دغدغه ی روانی می شود. هنگامی که تلاش می کنید تا به طور مداوم تایید دیگران را داشته باشید و از مخالفت و عدم تایید توسط آن ها می ترسید، در حقیقت جلوی رشد شخصی و خود شناسی خود را گرفته اید.

به همراه داشتن این ترس غیرضروری است و هرگز هیچ نفعی برای شما به همراه نخواهد داشت. در عوض، هرگاه تصمیمی گرفتید،‌ مثل تغییر دیدگاه تان و یا پیروی از یک سبک زندگی جدید و از مخالفت و عدم تایید همسالان خود ترسیدید،‌ تلاش کنید تا این ترس را کنار بگذارید. به خود یاد آوری کنید که شما آزاد و مستقل از دیدگاه دیگران هستید. به ندای قلب خود گوش دهید و زندگی تان را دنبال کنید.

6. ترس از طرد شدن

در کشاکش ترس از مخالفت دیگران، شما می توانید درگیر ترس از طرد شدن شوید، به خصوص طرد شدن از جانب کسانی که شما قلبا به آن ها احساس نزدیکی می کنید. ترس از طرد شدن در حقیقت به شما کمک نمی کند تا از رانده شدن و طرد شدن دور بمانید. این ترس تنها باعث سنگ شدن احساس شما و عدم بیان احساس، عشق و فکرتان به طور طبیعی می شود.

راجع به این موضوع فکر کنید. ترس از طرد شدن تنها باعث خراب شدن آزادی احساس شما و بیان آن چه حقیقتا می خواهید داشته باشید، ‌می شود. آیا این ترس به شما کمک می کند تا طرد نشوید؟ قطعا نه.

دفعه ی دیگر که خواستید به سمت کسی برای دوستی بروید، اما از طرد شدن و رانده شدن ترسیدید؛ به خودتان بگویید: “مردم یک آغوش باز و یا عشق را طرد نمی کنند، مگر این که آن ها کور شده باشند و این هیچ ربطی به من و یا احساس من ندارد.”

7. ترس از دست دادن کنترل، نسبت به دیگران

مردم اغلب بعد از این که از طرف دیگران مورد انتقاد قرار می گیرند و بی عرضه خطاب می شوند، احساس بدبختی و سرشکستگی می کنند. آن ها احساس ضعف، سر شکستگی و باختن دارند. این احساس می تواند از یک رابطه ی بد، سوء استفاده ی کلامی و یا جسمی و حتی تمسخر از جانب دیگران به وجود آید.

حقیقت این است که ما هرگز قدرت و کنترل مان را روی دیگران از دست نخواهیم داد. ما در واقع این کنترل را به آن ها هدیه می دهیم.

این موضوع تا زمانی که به ما کمک کند تا به خودمان یادآوری کنیم که با خودمان صادق هستیم و بر روی خودمان و نه دیگران کنترل داریم، موثر بوده و با این شرایط دیگر نیاز نیست تا از دیگران بترسیم.

وقتی احساس کردید توان تان نسبت به دیگران را از دست داده اید، ‌برای مثال در یک بحث با مدیرتان در محل کار، به خودتان متذکر شوید که شما تنها کسی هستید که پای این معامله را امضا خواهد کرد. تا زمانی که نخواهید، قدرت و توان شما پابرجا خواهد بود و آن را از دست نخواهید داد.

بحث را کنار بگذارید و با شخص مورد نظر، زمانی که به لحاظ احساسی آگاهانه تر و آرام تر هستید مواجه شوید.

8. ترس از دل شکستگی بیشتر

دل شکستگی ممکن است از زخم ها و شکاف های عاطفی حادث شود و این زخم ها می توانند سالیان سال با ما همراه باشند و بر روی روابط و تجربیات جدید ما اثر بگذارند. چیزی که نیاز دارید این است که بدانید دل شکستگی قبلی ما، تنها باعث به دام افتادن انرژی عاطفی شما می شود. دل شکستگی هایی که در گذشته اتفاق افتادند، هرگز به این معنی نیست که در آینده هم تکرار خواهد شد.

به محض این که ارتباط بین گذشته و آینده را از بین ببرید، این ترس برطرف و نابود خواهد شد. به جای آن که از دل شکستگی بترسید و درون تان را رو به مردم و اتفاقات ببندید، تلاش کنید تا در قلب تان را رو به انسان ها و رویداد ها باز کنید و اجازه دهید تا آن ها اتفاق بیافتند، خواهید دید که همه چیز بر عکس خواهد شد.

وقتی به جای ترس، با قلب باز به موقعیتی پاسخ دهید، همه چیز به طور چشم گیری تغییر خواهد کرد و روابط شما به طوری که هرگز انتظار آن را نداشته اید پیش خواهد رفت.

9. ترس از موفقیت

این ترس ممکن است عجیب و غریب باشد، بله درست است، ترس از موفقیت فراگیرتر از آن چیزی است که انتظار دارید. این ترس به خوبی شناخته نشده است، زیرا یک ترس خاموش است. ترس از موفقیت، در حقیقت ترس از عدم توانایی و کنترل اموری است که به واسطه ی تغییرات مثبت به وجود آمده ی ناشی از موفقیت، ممکن است به وجود آید.

ترس از موفقیت یک نقطه ضعف آشکار است که مانع رسیدن شما به موفقیت می شود. بیشتر افراد در آستانه ی رسیدن به موفقیت، به خاطر این که از آن می ترسند، در لحظات آخر موفقیت را از دست می دهند. تلاش کنید تا ترس از موفقیت را از خود دور کنید، به عنوان مثال وقتی که یک مسؤولیت جدید را به عهده می گیرید، تلاش کنید تا با این ترس مواجه شوید. به خود بگویید تا آماده ی مقابله با چالش هایی که پیش خواهد آمد هستید و روز به روز قادر به لذت بردن از موفقیتی که دارید، خواهید بود.

10. ترس از دوست داشتن

قطعا این یک ترس شناخته شده است. این ترس همچنان یکی از ترس های غیر ضروری و بازدارنده است و زمانی به وجود می آید که وارد یک رابطه ی احساسی با شخص دیگر می شویم و ممکن است به خوشبختی نزدیک باشیم. ترس از دوست داشتن، از مجموعه ترس های دیگری‌ مثل ترس از طرد شدن، ترس از دل شکستگی و ترس از موفقیت به وجود می آید.

اشکال عمده ی این ترس های غیر ضروری این است که شما را از دادن و گرفتن عشق و حس دوست داشتن باز می دارد. این یکی از قوی ترین ارزش ها در امور شخصی است.

اگر احساس می کنید از عشق تان نسبت به شخصی دیگر می ترسید، دو سناریوی ساده را تصور کنید. یکی جایی است که شما عشق را می پذیرید، این یک معامله ی متقابل است و شما هر دو نفر شاد هستید. سناریوی دیگر این است که شما به دلیل و یا بهانه ای، از عشق خودداری می کنید و این عشق فرصت خوشبختی را برای همیشه از شما خواهد گرفت. هر دوی این ها تنها در حد یک فرض و تئوری است و شما قدرت این را دارید که یکی از آن ها را انتخاب کنید.
منبع:http://www.persian-star.org/


برچسب ها: علمی ،

شنبه 17 مرداد 1394

استیون هاوکینگ

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :زندگینامه ها ،عکس و مطالب علمی ،

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


استیون ویلیام هاوکینگ (به انگلیسی: Stephen William Hawking) (زادهٔ: ۸ ژانویه ۱۹۴۲) فیزیکدان نظری، کیهان‌شناس و نویسندهٔ بریتانیایی و مدیر تحقیقات مرکز کیهان‌شناسی نظری در دانشگاه کمبریج است که کارهای علمی‌اش سابقه‌ای بیش از چهل سال دارد. کتاب‌ها و همایش‌هایش، او را به یک چهرهٔ محبوب تبدیل کرده‌است. در حال حاضر، او عضو جامعهٔ سلطنتی هنر و عضو ثابت جامعهٔ اسقفان دانشمند است. او در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا شد. هاوکینگ به مدت سی سال یعنی از سال ۱۹۷۹ تا یکم اکتبر ۲۰۰۹، دارنده کرسی ریاضیات لوکاس بوده‌است.[۳] وی به خاطر فعالیت در زمینهٔ کیهان‌شناسی و جاذبه کوانتوم به ویژه در زمینهٔ سیاه‌چاله، شناخته شده‌است. کتاب تاریخچه زمان او که با رکوردی ۲۳۷ هفته‌ای به عنوان پرفروش‌ترین کتاب در بریتانیا باقی‌ماند، باعث شهرتش شد. همچنین، کتاب طرح بزرگ او که در اواخر سال ۲۰۱۰ به چاپ رسید، جنجال زیادی به پا کرد. این کتاب تنها پس از چند روز به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون تبدیل شد.[۴] هاوکینگ مبتلا به بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک بوده و از هر گونه تحرک عاجز است؛ نه می‌تواند بنشیند، نه برخیزد، و نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند و حتی توانایی سخن گفتن را نیز ندارد.[۵] وی با وجود توانایی‌های بسیار در زمینهٔ کیهان‌شناسی تاکنون جایزه نوبل را کسب نکرده است.[۶]

زندگینامه

۱۹۴۲ تا ۱۹۵۹ :تولد و کودکی
استیون هاوکینگ در ۸ ژانویه ۱۹۴۲ در شهر دانشگاهی آکسفورد از فرانک و ایزابل هاوکینگ زاده شد. استیون در روزهای جنگ جهانی دوم به دنیا آمد. خانهٔ والدین وی در هایگیت در شمال لندن واقع بود. فرانک و ایزابل هاوکینگ، برای اطمینان یافتن از تولد بدون خطر و سالم نخستین فرزندشان تصمیم گرفتند پیش از به دنیا آمدن او موقتاً به آکسفورد بروند. وی در آکسفورد پسرش را به سلامت به دنیا آورد. این روز مصادف بود با سالروز مرگ گالیله، که دقیقاً سیصد سال پیش از آن، در ۱۶۴۲ اتفاق افتاده بود. بنابر تصادفی دیگر، نیوتون حدود همان روزها در همان سال به دنیا آمده بود.[۷] وی از همان زمان به علم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می‌پروراند، اما در مدرسه یک شاگرد خودسر و به خصوص بدخط شناخته می‌شد. او هرگز خود را در محدوده کتاب‌های درسی مقید نمی‌کرد، بلکه چون با مطالعات آزاد سطح معلوماتش از کلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در کتاب‌های درسی اشتباهاتی را یافته و با معلمان به جروبحث بپردازد. پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند و زندگی ساده در خانه‌ای شلوغ و فرسوده اما مملو از کتاب، عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می‌کرد. فرانک پدر خانواده پزشک متخصص در بیماری‌های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می‌گذراند. این غیبت‌های متوالی برای بچه‌ها چنان عادی شده‌بود که تصور می‌کردند همه پدرها چنین وضعی دارند. در عین حال غیبت‌های پدر نوعی استقلال عمل و اتکا به نفس در بچه‌ها ایجاد می‌کرد.[۸] در سن هشت سالگی، هاوکینگ و خانواده‌اش به شهر سنت آلبنز، شهری در ۳۲ کیلومتری شماللندن رفتند. استیون در آنجا به بهترین مدرسهٔ محلی رفت و از همان آغاز، نبوغ خود را نشان داد.[۹] استیون به علوم طبیعی علاقه‌مند شد و حتی یک آزمایشگاه علمی در خانه دایر کرد. استعداد پنهان وی به یک تکان و ضربه نیاز داشت تا خود را آشکار کند. این اتفاق در شانزده سالگی او افتاد، که در حال آماده‌شدن برای امتحانات اِی لِوِل بود. در سال ۱۹۵۸ پدر هاوکینگ به یک سمت تحقیقاتی در هند گمارده شد و خانواده تصمیم گرفت دست به ماجراجویی بزند و تا هند با اتومبیل خود برود. اما یک اتفاق نومید کنندهٔ بزرگ رخ نمود، همهٔ اعضای خانواده نمی‌توانستند در این سفر شرکت کنند و باید استیون را باقی می‌گذاشتند تا امتحان‌های اِی لِوِل خود را بدهد و نزد خانوادهٔ همفری، که از دوستان نزدیک‌شان بودند، ماند. جاگذاشته‌شدن هاوکینگ از سوی خانواده‌اش ممکن است هر تأثیری بر او نهاده باشد، اما باعث شد نفوذ نیروی خرد وی در زندگی‌اش برانگیخته و تحریک شود. پدرش از وی خواسته بود به مطالعهٔ زیست‌شناسی بپردازد، تا حرفهٔ او را از حوزهٔ پزشکی تعقیب کند. استیون بیشتر به ریاضیات گرایش و علاقه داشت، که در این درس از همه بهتر بود؛ اما پدرش ریاضی خواندن را راه پیمودن به سوی بن‌بست می‌دانست که فقط به تدریس ختم می‌شود. سرانجام آنان به سازش رسیدند، قرار شد استیون ریاضیات، فیزیک و شیمی را مطالعه کند. وی تمام تلاش و دقت خود را وقف درس‌هایش برای امتحان اِی لِوِل کرد، یک امتحان اولیه هم برای آزمون ورودی آکسفورد در پیش داشت که هدف آن شرکت در آزمون واقعی سال بعد بود. در اتفاقی نامنتظره، استیون از پس امتحان آکسفورد چندان خوب برآمد که یک کمک هزینهٔ تحصیلی به او عطا شد.[۱۰]

استیون هاوکینگ نشسته بر صندلی چرخدار مخصوص خود
۱۹۵۹ تا ۱۹۶۳: آغاز تحصیلات عالی
استیون هاوکینگ در هفده سالگی به کالج دانشگاه آکسفورد وارد شد تا در آن جا به تحصیل علوم طبیعی، با تأکید بر فیزیک بپردازد.[۱۱] او از همان زمان به اخترفیزیک و کیهان‌شناسی علاقه‌مند شد زیرا در خود کنجکاوی شدیدی می‌یافت که به رمز و راز ستارگان و آغاز و انجام کیهان پی ببرد. سالهای دهه ۶۰ عصر طلایی کشف فضا، پرتاب اولین ماهواره‌ها و سفر فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه‌ها جوانان را مجذوب می‌کرد. به علاوه استیون از کودکی عاشق رمان‌های علمی‌تخیلی بود و مطالعه آن‌ها نیز بر اشتیاق او به کسب معلومات بیشتر در فیزیک، نجوم و علوم دیگر می‌افزود.[۱۲] بسیاری از دانشجویان سال اول حدود یک سال و نیم از استیون هفده ساله بزرگ‌تر بودند، و کسانی هم تا سه سال مسن‌تر، و دو سال خدمت سربازی خود را هم طی کرده‌بودند. وی قسمت عمدهٔ وقت خود را در سال اول در اتاقش می‌گذرانید. علائق هاوکینگ متوجه دنیای بزرگ‌تر پیرامونش بود، و این حوزه را به دقت و مشتاقانه مطالعه می‌کرد، حتی تا انجام رصدهای شبانه هم پیش می‌رفت. وی در آستانهٔ امتحانات نهایی یک شب را تا صبح نخوابید، و در نتیجه پاسخ تعدادی از سوال‌ها را به هر ترتیبی که شده، داد. نمره‌های نهایی‌اش در مرز بین اول و دوم قرار گرفت. مطابق معمول در این مورد، برای مصاحبه فراخوانده شد تا در مورد سرنوشتش تصمیم بگیرند. در این هنگام اعتماد به نفس ویژهٔ وی برگشته بود. وقتی دربارهٔ برنامه‌هایش از او پرسیدند، پاسخ داد:
«اگر شاگرد اول شوم به کمبریج راه پیدا می‌کنم. اگر شاگرد دوم شوم در آکسفورد خواهم ماند. از این رو انتظار دارم مرا شاگرد اول کنید.»
به قول دکتر برمن:
«مصاحبه‌کنندگان به اندازهٔ کافی از خرد و هشیاری برخوردار بودند که تشخیص دهند دارند با کسی صحبت می‌کنند که از اکثرشان بسیار باهوشتر است.»
هاوکینگ شاگرد اول شد، و در پاییز سال ۱۹۶۲، در بیست سالگی به ترینیتی‌هال کمبریج وارد شد. ورودش به آکسفورد خیلی ناخوشایند بود؛ ورودش به کمبریج بسی بدتر اتفاق افتاد. در همان ابتدا، پی برد که با همهٔ این‌ها فرد هویل تصمیم گرفته او را به عنوان دانشجوی خود نپذیرد. دستیار هویل به عنوان استاد راهنمای وی برگزیده شد. به غرور هاوکینگ ضربهٔ سختی وارد آمد: این بی‌اعتنایی و تحقیر را هرگز فراموش نکرد. در دورهٔ فوق‌لیسانس کمبریج، هاوکینگ دیگر آن دانشجوی درخشان دورهٔ لیسانس نبود.[۱۳]

۱۹۶۳: آغاز بیماری ALS و خواب اندام
در سال آخر تحصیل هاوکینگ در آکسفورد در پاگرد پله‌ها زمین خورده و سرش به زمین اصابت کرده بود. در نتیجه، اندکی حافظه‌اش را از دست داده بود. دوستانش گمان می‌کردند که این اتفاق ناشی از مستی او بوده است اما این تنها باری نبود که او از پله‌ها افتاده بود و گاهی هم گره زدن بند کفش‌هایش برایش دشوار شده بود. هاوکینگ در رفتن از پله‌ها مواظب خودش بود، اما آن دشواری بستن بند کفش کماکان باقی بود. وقتی در پایان نخستین نیمسال تحصیلی یعنی در ژانویه ۱۹۶۳در آغاز بیست و یک سالگی در کمبریج به خانه رفت، پدرش تصمیم گرفت او را برای معاینه به بیمارستان ببرد. نتیجه فراتر از بدترین کابوس‌هایی بود که ممکن بود به سراغ کسی بیاید.[۱۴] آزمایش‌هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان‌ناپذیری به نام ALS را نشان داد. این بیماری بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می‌دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می‌برد و با تضعیف ماهیچه‌ها فلج عمومی ایجاد می‌کند به طوری که به مرور توانایی هر گونه حرکتی از شخص سلب می‌شود. معمولاً مبتلایان به این بیماری بی‌درمان مدت زیادی زنده نمی‌مانند و این مدت برای استیون بین دو تا سه سال پیش‌بینی شده‌بود.[۱۵] هاوکینگ به کمبریج بازگشت، به حالت افسردگی سیاه و هراسناکی فرو رفت. چندین ماه به ندرت خانهٔ اجاره‌ای خود را ترک کرد. تمام چیزی که از این اتاق به بیرون راه می‌یافت، نوایی بود که از صفحه‌های موسیقی واگنر گسیل و بطری‌های خالی وودکا که بیرون گذاشته می‌شد.[۱۶] نومیدی و اندوه عمیقی استیون دربرگرفت. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته می‌دید؛ دوره دکترا، رویای دانشمند شدن، کشف رمز و راز کیهان، همگی به صورت کاریکاتورهایی در آمدند که در حال دورشدن از او بودند. به جای همه آن خیال‌پردازی حالا کاری به جز این از دستش برنمی‌آمد که در گوشه‌ای بنشیند و دقیقه‌ها را بشمارد تا دو سال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد. به اتاقی که در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعت‌ها متفکر و بی‌حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده‌است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده‌است و او را برای اجرای حکم می‌برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم‌اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می‌کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری بدون‌درمان مبتلا است اما لااقل درد نمی‌کشد. به علاوه طبع لجوج و نقادش که هیچ چیز را به آسانی نمی‌پذیرفت هشدار داد که از کجا معلوم که پیش بینی پزشکان درست باشد و چه بسا که از نوع اشتباه‌های کتب درسی باشد.[۱۷]

استیون هاوکینگ بی‌وزنی را در پرواز در گرانش صفر تجربه می‌کند.
۱۹۶۴ تا ۱۹۶۵: آشنایی با جین وایلد
آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشنایی‌اش در همان ایام با دختری به نام جین وایلد بود. دختری که در مهمانی سال نو با او دیدار کرده بود، در کمبریج به دیدنش رفت. او فقط هیجده سال داشت. وی درس‌های اِی لِوِل را در دبیرستان سن‌آلبانز نزد خود می‌خواند، و قصد داشت سال بعد به دانشگاه لندن برود. جین دختری کم‌رو و خجالتی بود. وقتی هاوکینگ نخستین بار به او گفته بود که دارد کیهان‌شناسی می‌خواند، او بعداً ناگزیر به فرهنگ لغات مراجعه کرد تا بفهمد کیهان‌شناسی به چه معناست. (نابغه‌ها چنین چیزهایی را توضیح نمی‌دهند) جین به خداوند اعتقاد داشت، و طبعاً خوش‌بین بود. وی معتقد بود که هر چیزی برای هدف و منظوری به وجود آمده و در واقع آفریده شده است؛ و مهم نیست که رویدادهای نامناسب و نامطلوب چگونه جلوه می‌کنند، که ممکن است چیز خوب و مطلوبی از دل آن‌ها به وجود آید و رخ بنماید. هاوکینگ از دیرباز اعتقاد به خدا را وانهاده بود، اما نگرش جین به نظرش آشنا آمد و در دلش نشست. او یک‌دنده و لجوج بود، و همیشه یک‌دنده بوده است، همین امر راز کامیابی و توفیق او بوده‌است. چرا حالا باید دگرگون و متحول می‌شد.[۱۸] او طی دو سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالی که رشد بیماری را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه می‌رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت.[۱۹] از نظر هاوکینگ، این اتفاق «همه چیز را تغییر داد.» وی اکنون چیزی داشت که به خاطرش زندگی کند. اما اگر قرار بود ازدواج کند، پس باید شغل و پیشه‌ای می‌داشت و اگر باید به کاری مشغول می‌شد، به درجهٔ دکتری نیاز داشت. هاوکینگ بار دیگر اعتماد به نفس خود را به دست آورد، و دست به کار اندیشیدن دربارهٔ موضوع مناسبی برای پایان‌نامهٔ دکتری خود شد. خود را خوشبخت می‌دانست.[۲۰]

۱۹۶۵: شروع دوباره به زندگی
هاوکینگ در ۱۹۶۵، در بیست و سه سالگی، کار برای دریافت دکتری تخصصی را آغاز کرد، و در ژوئیهٔ همان سال ازدواج کرد. در پاییز جین برای گذراندن واپسین سال دانشگاهش به لندن رفت که در روزهای آخر هفته به کمبریج برمی‌گشت. هاوکینگ به خانه‌ای از یک ردیف خانه‌های هم شکل و کنار یکدیگر، به فاصلهٔ حدود هزار متری از بخش ریاضیات کاربردی و فیزیک نظری اسباب‌کشی کرد و مقداری از پول مراسم عروسی را بابت خرید یک خودرو سه‌چرخه پرداخت کرد تا بتواند با آن تا رصدخانه‌ای که در حومهٔ شهر واقع بود، رفت‌وآمد کند. ارادهٔ مصمم هاوکینگ برانگیخته شد، و نیروی مغزش را به طور کامل، بدون کم‌ترین پریشانی حواس، متمرکز کرد؛ و باید هم این شرایط فراهم می‌آمد. زیرا مسائلی که وی اینک متوجه آن‌ها شده بود از جملهٔ پیچیده‌ترین و بلندپروازانه‌ترین مسائل در کلّ حوزهٔ کیهان‌شناسی به شمار می‌آمدند.[۲۱] از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می‌کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده‌است. با این دو انگشت او می‌تواند دکمه‌های رایانه بسیار پیشرفته‌ای را فشار دهد که اختصاصأ برای او ساخته‌اند و به جایش حرف می‌زند و رابطه‌اش را با دنیای خارج برقرار می‌کند زیرااستیون از سال ۱۹۸۵ قدرت گویایی خود را هم از دست داده‌است.[۲۲]

زمینه‌های پژوهشی
زمینهٔ پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. از مهم‌ترین دستاوردهای وی مقاله‌ای است که به رابطهٔ سیاه‌چاله‌ها و قانون‌های ترمودینامیک می‌پردازد.
او نشان می‌دهد که سیاه‌چاله‌ها بعد از مدتی به وسیلهٔ زوج‌های ذرات مجازی که در افق رویداد آن تشکیل می‌شود، نابود می‌شوند که همین زوج ذرات پیش بینی می‌کند که سیاه چاله‌ها باید امواجی از خود تابش کنند، که امروزه این امواج به نام تابش هاوکینگ (و گاهی تابش بِکستِین-هاوکینگ) خوانده می‌شوند.
مقالهٔ مشترک استیون هاوکینگ و پنروز که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد و ثابت می‌کرد که اگر نسبیت عام درست باشد و جهان دارای آن مقدار ماده که مشاهده می‌کنیم باشد، باید تکینگی انفجار بزرگ در گذشته رخ داده باشد.
او با کیپ ثورن دربارهٔ اینکه ماکیان ایکس یک سیاهچاله نیست یک شرط‌بندی علمی داشته‌است. او همچنین طرف بازنده در نبرد مشهور هاوکینگ-ساسکیند است.
صدای روباتی
وی که به دلیل ابتلا بیماری ای ال اس (اسکلروز جانبی آمیوتروفیک)، امکان تحرک ندارد، از سیستم جدیدی که با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده برای صحبت کردن استفاده می‌کند. بیماری ای ال اس باعث تخریب پیشرونده و غیرقابل ترمیم دستگاه عصبی مرکزی فرد می‌شود. به همین دلیل صدای او آهنگی روباتیک دارد. پروفسور هاوکینگ اذعان می‌کند که صدایش هنوز کمی روباتی است اما تاکید می‌کند که به دنبال صدایی "طبیعی‌تر" نیست: "این صدا حالا به نشانه من تبدیل شده و حاضر نیستم آن را با یک صدای طبیعی با لهجه بریتانیایی عوض کنم." او می افزاید که شنیده کودکانی که به صدای کامپیوتری نیاز دارند ترجیح می‌دهند صدایی شبیه به او داشته باشند. شرکت بریتانیایی سویفت کی در ساخت این دستگاه مشارکت داشته است. تکنولوژی هوش مصنوعی این شرکت (که در حال حاضر به عنوان اپلیکیشن صفحه کلید در تلفن‌های هوشمند به کار گرفته می‌شود)، یاد می‌گیرد که پروفسور هاوکینگ چطور می‌اندیشد و بر این اساس واژه‌ای را پیشنهاد می‌دهد که این دانشمند قصد استفاده از آن را دارد.[۲۳]

باورها

علمی
وی می‌گوید:
تفاوت میان گذشته و آینده از کجا ناشی می‌شود؟ قوانین علم میان گذشته و آینده تمایزی قایل نمی‌شود، بااین حال در زندگی عادی تفاوتی عظیم میان گذشته و آینده وجود دارد. ممکن است ببینید یک فنجان از روی میز به زمین بیفتد و تکه‌تکه شود اما هرگز شاهد آن نخواهید بود که فنجان تکه‌های خود را جمع کند و به بالا بپرد و بر روی میز برگردد. افزایش بی‌نظمی یا به اصطلاح آن آنتروپی چیزی است که گذشته را از آینده متمایز می‌کند و به زمان جهت می‌دهد. هاوکینگ زمانی عقیده داشت که گسترش جهان هستی متوقف و جهان دوباره جمع می‌شود. او بعدها گفت که اشتباه می‌کرده‌است.[۲۴]
وی گفته است تلاش‌ها برای آفریدن هوش مصنوعی، تهدیدی برای وجود بشر است. توسعه کامل تکنولوژی هوش مصنوعی می تواند پایان نژاد بشر باشد. هشدار این دانشمند در درباره تکنولوژی‌ای است که خود او نمونه‌ای ساده از آن را برای برقراری ارتباط (سخن گفتن) استفاده می‌کند. هاوکینگ می‌گوید نسخه‌های ابتدایی هوش مصنوعی که تاکنون ابداع شده‌اند مفید بوده‌اند با وجود این، از تبعات آفرینش تکنولوژی که بتواند با انسان برابری کند یا از او پیشی بگیرد ابراز نگرانی کرده است. "چنین موجودی می‌تواند روی پای خودش بایستد هر بار با شتابی بیشتر خود را از نو طراحی کند. بشر که به دلیل محدودیت‌های بیولوژیک سرعت کمتری دارد بدون توانایی رقابت عقب خواهد ماند."[۲۵]
او از قول مدیر ستاد ارتباطات دولت بریتانیا درباره این که اینترنت مرکز مشترک تروریست‌ها شده است هشدار می‌دهد و می‌گوید:" شرکت‌های اینترنتی باید برای مقابله با این تهدیدها بیشتر تلاش کنند اما مشکل آنجاست که بدون فدا کردن حریم خصوصی و آزادی بتوان این کار را عملی کرد."[۲۶]

دینی
هاوکینگ در آثار خود اشاره‌هایی در باب وجود خدا و یا عدم وجود آن می‌کند. برای مثال در کتاب پرفروش تاریخچه مختصر زمان می‌نویسد: «اگر ما بتوانیم فرضیه‌های لازم برای توضیح هر پدیده و مادهٔ موجود در هستی را کشف کنیم، این کشف یک پیروزی نهایی برای خرد انسانی است، بدین معنی که ما می‌توانیم فکر خدا را بخوانیم.»[۲۷]
در کتاب طرح عظیم نیز به این موضوع اشاره می‌کند که برای توضیح عالم هستی نیازی به یک آفریدگار نیست. همچنین وی به صراحت عنوان کرده‌است که اعتقاد به وجود بهشت و یا حیاتِ پس از مرگ در حقیقت «افسانه‌ای» است برای مردمانی که از مرگ می‌هراسند. او با صراحت می‌گوید که پس از آخرین فعالیت مغز انسان، دیگر حیاتی برای آن وجود ندارد.
هاوکینگ در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۴ با نشریه ال‌موندو، به طور قطع وجود خدا را انکار کرده و می‌گوید: «ال موندو [به معنای جهان در اسپانیایی] حاصل پدیده‌های علمی قابل توضیح است.» و «طبیعی است که پیش از درک دانش به خلق هستی به دست یک خداوندگار باور داشته باشیم. اما اکنون و در این عصر، دانش توضیحی مجاب‌کننده‌تر در اختیار ما قرار می‌دهد.» سپس خبرنگار «ال موندو» بازهم از نظریه پیشینِ هاوکینگ در کتاب «تاریخچه مختصر زمان» مبنی بر «کمک دانش به درک اندیشه خداوندگار توسط بشر» پرسیده است. هاوکینگ در پاسخ توضیح داد: «منظور من در آنجا این بود که اگر بر همه چیز عالم شویم، به درک اندیشه خداوند نیز نائل خواهیم آمد، با این قید که اساساً خدایی وجود داشته باشد، که این چنین نیست. من خداناباور هستم.»[۲۸]
سیاسی
هاوکینگ در مهٔ ۲۰۱۳ با تصمیم به عدم شرکت در همایش سالانه فردای پیش رو که هر ساله به میزبانی شیمون پرز در اورشلیم برگزار می‌شود به جمع کمپین تحریم‌کنندگان علمی اسرائیل پیوست.[۲۹][۳۰]
وی در سال ۲۰۱۴ خواستار پایان دادن به جنگ سوریه شد: «ما باید از هوش انسانی‌مان برای پایان‌دادن به این جنگ بهره ببریم. منِ پدر، وقتی رنج‌کشیدن بچه‌های سوری را می‌بینم، با خود می‌گویم: دیگر بس است.»[۳۱]

آثار
The Large Scale Structure of Spacetime with George Ellis
The Large, the Small, and the Human Mind، (with Abner Shimony, Nancy Cartwright, and Roger Penrose)، Cambridge University Press, 1997, ISBN 0-521-78572-3
The Grand Design | طرح بزرگ
A Brief History of Time | تاریخچه زمان
A Briefer History of Time
Black Holes and Baby Universes and Other Essays
The Universe in a Nutshell | جهان در پوست گردو

On The Shoulders of Giants. The Great Works of Physics and Astronomy
George's secret key to the universe | دریچه‌ای به سوی کیهان
George's cosmic treasure hunt | گنجینه کیهانی

منبع : https://fa.wikipedia.org
 ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

Image result for Biography Stephen Hawking
Image result for Biography Stephen Hawking
Image result for Biography Stephen Hawking


برچسب ها: علمی ،

پنجشنبه 15 مرداد 1394

عکس های شگفت انگیز از پیچیدگی چشم ها (تصاویر)

   نوشته شده توسط: منصور علی    نوع مطلب :عکس و مطالب علمی ،

عکس های شگفت انگیز از پیچیدگی چشم ها (تصاویر)

آیا تا به حال کسی به شما گفته چشم‌های زیبایی دارید؟ البته اگر از فاصله‌ی بسیار نزدیک به آن‌ها خیره شوند، شاید یک چنین نظری نداشته باشند؛ درست مثل تصاویر زیر.

مجله مراحم: بسیار عجیب است که نگاه به سطوح دنیای دیگر، زیباست. البته چشم‌های موجود در تصاویر زیر به‌گونه‌ای هستند که به دنیای عجایب و شگفتی‌ها راه می‌یابند. چشم، عضوی بی‌نظیر، هم از نظر کارکرد و هم از نظر شکل فیزیکی است.

«سورن منولیِن»، یک معلم فیزیک آمریکایی، از چشمان دوستان، همکاران و شاگردان خود پرتره‌های زیبایی تهیه کرده است. از نظر منولین چشم‌ها از نمایی بسیار نزدیک، به صورت بسیار شگفت انگیزی به سطوح یک سیاره‌ی بسیار دور شبیه‌اند. او می‌گوید: “عکس‌های ماکرو و از نمای بسیار نزدیک، از حشرات و سیارات دیگر به عکس‌هایی عادی تبدیل شده‌اند. اما اصلاً انتظار نداشتم عکاسی از چشم‌ها، چنین نتیجه‌ای در بر داشته باشد.”

 

 

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان

تصاویری باورنکردنی از پیچیدگی‌های چشم‌ انسان


منبع : 
http://www.morahem.com/


برچسب ها: هنر ، عکس ، علمی ،

تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4